لغت نامه بازارمالی

 



a

ABC Consumer Confidence

ضريب اطمينان مصرف کننده
گزارش ماهانه ای که بر اساس نظرات 5000 خانوار امريکايی در مورد وضعيت جاری اقتصاد و وضعيت اقتصاد طی شش ماه آينده تهيه می شود.افراد شرکت کننده در اين نظرسنجی به سوالاتی نظير چگونگی شرايط اقتصادی،وضعيت استخدام و اوضاع درآمد در حال حاضر و طی شش ماه آينده پاسخ می دهند و ميزان تمايل و توانايی خود را برای خريد کالاها و دارايی های مختلف مانند اتومبيل، منزل،لوازم خانگی و غيره بيان می کنند


ABN AMRO:
بانک هلند


Absolute Return:
سودمطلق-سود يک سهام يا يک دارايی درمدت زمانی مشخص.در سود مطلق افزايش يا کاهش ارزش دارايی ظرف مدت زمانی معين در نظر گرفته می شود و برای تعيين آن بر خلاف سودنسبی، قياسی بين ارزش دارايی مذکور با يک شاخص معين صورت نمی گيرد


ACCI:
اتاق تجارت و صنعت استراليا


Account:
حساب-صورت معاملات
هر شخص در بازارمبادلات ارزی دارای يک حساب است که فقط خودش به آن دسترسی دارد و می تواند با آن خريد يا فروش انجام دهد


Accrual Bond:
نوعی اوراق قرضه با نرخ بهره ثابت که با قيمت اسمی به سرمايه گذار فروخته می شود و در پايان موعد سررسيد اصل پول و بهره آن يکجا به سرمايه گذار پرداخت می شود


Actuals:
دارايی های فيزيکی-دارايی ها و ابزارهای مالی پايه که قابل خريد و فروش دربازار نقدی هستند


Adjustable Peg:
تثبيت تعديل پذير،تثبيت خزنده- نوعی روش تعيين نرخ ارز که در آن نرخ ارز يک کشور براساس واحد پول کشور ديگر،که معمولا دلار می باشد تثبيت می گردد ولی هر چند يک بار ميتوان آن را تغيير داد.اين نوع تعيين نرخ، اساس قرارداد "برتون وودز" را تشکيل می دهد


Adjustment:
اقدامی رسمی که درطی آن به منظوراصلاح عدم توازن پرداختها تغييراتی در سياستهای داخلی اقتصادی يا در نرخ رسمی ارز صورت می گيرد


ADP:
Automatic Data Processing,Inc.

کمپانی إی دی پی-شرکت تجاری بين المللی که خدمات خود را در امريکای شمالی وديگربازارهای عمده جهانی عرضه می دارد. معنای لغوی نام اين شرکت "پردازش اتوماتيک داده ها" می باشد


Advance Retail Sales - United States:
ميزان ماهانه فروش کالا در فروشگاه ها،ميزان خرده فروشی ماهانه- اين شاخص به خاطر دقت بسيار و به موقع بودن و ارائه اطلاعات مفيد در مورد ميزان تقاضای مصرف کننده و ضريب اطمينان مصرف کننده تاثير زيادی در حرکت بازار دارد.پولهای پرداختی مصرف کنندگان برای اقتصاد آمريکا فوق العاده مهم بوده وبيش از دو سوم همه فعاليت های اقتصادی اين کشور را تشکيل می دهد.باتوجه به اينکه درآمد خرده فروشی يک سوم اين پولها را تشکيل می دهد،بنا بر اين تا انتشار توليد ناخالص داخلی شاخص خرده فروشی ماهانه معيار خوبی برای تعيين ميزان تقاضای مصرف کننده است


ADX-Average Directional Index:
شاخص هدايتی ميانگين
شاخصی برای اندازه گيری قدرت روند حاکم بر بازار و اينکه آيا مسير بازار تغيير خواهد کرد يا نه


After-hours trading:
خريد و فروش سهام خارج از ساعات معمول بازار - معمولآ برای معاملاتی است که در بازارهای های عمده بورس مثل بازار بورس نيويورک و نزدک انجام می شوند.ساعت معمول معامله از 9:30 صبح تا4:00 بعد از ظهر به وقت نيويورک می باشد


Agent Bank:
الف-بانکی که به نمايندگی از يک بانک خارجی فعاليت می کند
ب-در بازار اروپا،به بانکی اطلاق مي گردد که توسط ساير بانک های سنديکا انتخاب ميشود تا اداره امور مربوط به وام را به عهده بگيرد


Aggregate Demand:
تقاضاي کل-ميزان کل تقاضاي کالا و خدمات مشتمل بر تقاضاي کالا و خدمات از سوي هر دو بخش خصوصي و دولتي داخل کشورونيز تقاضاهاي افراد و موسسات ساير کشورها براي کالا و خدمات


Aggregate risk:
احتمال ضرر و زيان کلي--مقدار ضرر و زيان بانک در قبال يک مشتري هم در معاملات نقدي و هم معاملات پيش فروش


Aggregate Supply:
عرضه کل-کل عرضه کالا و خدمات در يک کشوربراي برآورده ساختن تقاضاهاي موجود که کلا از منابع داخلي (ازجمله واردات) تامين ميگردد-کل عرضه يک کالا يا خدمات در اقتصاد


Aggressor:
تريدری که بر اساس قيمت فعلی بازار معامله می کند


Agio:
توفير کسر پول-صرف پول

الف-تفاوت قيمت ارزهاي مختلف
ب-هزينه تبديل يک واحد پول به واحد پولي ديگر
ج-هزِينه تبد يل يک واحد پول ضعيف تر به واحد پولي قوي تر


AGM:
Annual General Meeting

جلسۀ عمومی سالانه


AiG:
The Australian Industry Group

مجمع صنعت استراليا


All Industry Activity Index - Japan:
شاخص کل فعاليت اقتصادی-از شاخص های اقتصادی ژاپن که به طور ماهانه تغييرات حاصله درتوليد کلی همه بخشهای اقتصادی کشور رابررسی می کند


All or None:
همه يا هيچ
الف-اصطلاح بازار سهام که معمولا برای معاملات اوراق بهادار بکار می رود و به اين معناست که خريدار يا فروشنده فقط و فقط در صورتی معامله میکندکه همه سهامهايش يکجا معامله شود.در غير اينصورت اصلا حاضر به معامله نيست
ب-دستوری به کارگزار برای انجام معامله که يا کل مقدار دستور داده شده را طی يک معامله واحد بخرد يا بفروشد و اگر قادر به انجام اين کار نيست اصلا معامله را انجام ندهد


American Option:
اختيار معامله امريکايی-در اين نوع قرارداد اختيار معامله،صاحب قرارداد می تواند در طول دوره اعتبار قراردادهر وقت مايل است اقدام به خريد يا فروش کالای پايه خود نمايد


Anonymous trading:
خریدوفروش بی نام-وجود قیمت های خرید و فروش در بازار مبادلات ارزی بدون اینکه هویت خریدار و فروشنده مشخص شود . خرید و فروش بدون نام به بازگانان بسیار مشهور این اجازه را میدهد که معاملات خود را فارغ ازکنجکاوی های بازارو بورس بازی انجام دهند


ANZ Commodity Price Index - New Zealand:
شاخص بهای کالاهای إی إن زد-نيوزلند

شاخصی که تغييرات ماهانه هفده کالای صادراتی عمدۀ نيوزلند را نشان می دهد


ANZ Job Advertisements - Australia:
آگهی های استخدام إی إن زد-گزارش ماهانه ای از تعداد آگهی های استخدام درج شده درسايت هاو روزنامه های مشهور شهرهای بزرگ استراليا


AON=All Or None:
همه يا هيچ-دستوری به کارگزار برای انجام معامله که يا کل مقدار دستور داده شده را طی يک معامله واحد بخرد يا بفروشد و اگر قادر به انجام اين کار نيست اصلا معامله را انجام ندهد


Appreciation:
افزایش ارزش دارايي


Arbitrage:
معاملهء ارزی به سود-خريد سهام در يک بازار و فروش سريع آن در بازاری ديگر به منظور استفاده از تفاوت قيمت و کسب منفعت که به آن سود بدون ريسک نيز گفته ميشود


Arbitrage channel:
محدوده ای از قیمت ها که نمیتوان درآن معامله به سودی را بين بازار نقدی و بازار آتی انجام داد


Ascending Triangles:
مثلث های صعودی_از الگوهای صعودی پيوسته در تحليل تکنيکال که پس از شکل گيری به صورت يک مثلث قائم الزاويه در می آيد که در ضلع افقی بالايی آن حداقل دو نقطه اوج وجود دارد


Asian Option:
آپشن آسيايی-معامله آپشنی که قيمت آن از پيش تعيين نمی گردد بلکه قيمت آن بستگی دارد به ميانگين قيمت بازار در طی مدت اعتبار قرارداد


Ask:
قیمتی که بازار برای فروش جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای خريد جفت ارزی بايد بپردازد


Ask Price:
قیمت پیشنهادی فروش ؛ نرخ پیشنهادی فروش- نرخی که برای فروش یک ارز ارائه میشود


Ask Rate:
قیمت پیشنهادی فروش ؛ نرخ پیشنهادی فروش- نرخی که برای فروش یک ارز ارائه میشود


Ask Size:
تعداد سهام های عرضه شده برای فروش به نرخ پيشنهادی


ask-Offer:
نرخ پيشنهادي فروش ارز


Asset:
دارايي: مايملک يک فرد يا يک مؤسسه که دارای ارزش اقتصادی باشد و قابل تبديل به پول نقد باشد مانند سرمايه نقدی، اوراق بهادار،تجهيزات اداری،موجودی انبار،ملک،اتومبيل و غيره


Asset Allocation:
تخصيص دارايي-تقسيم کل دارايي در بين بخش هاي مختلف مانند اوراق قرضه، سهام،ارز،ملک و غيره به منظور به حداقل رساندن ميزان ريسک و به حداکثر رساندن مقدار سود


Asset Swap:
معاوضه دارايی ها-معاوضه يک دارايی با دارايی ديگر به منظوردست يافتن به سودی مطلوبتر و مطمئن تر.يک نمونه از آن تعويض يک دارايی با سود ثابت يا تضمين شده با دارايی ديگری است که دارای سود ثابت يا تضمين شده نيست ولی ميزان سود بالاتر است


Assets:
دارايی- دارايی در تجارت يعنی کليه سهام های مورد خريد و فروش،پول نقد و کليه اموال قابل دسترس يک فرد يا يک شرکت


Association Cambiste Internationale:
انجمن بين المللي دلالان ارز متشکل از«مجمع هاي ملي معاملات ارز» سراسر دنيا


At Best:
دستور ي که بر طبق آن معامله گر بايد خريد يا فروش را به بهترين نرخ ممکن انجام دهد


At or Better:
دستور انجام معامله در قيمت تعيين شده يا قيمت بهتر


At Par Forward Spread:
هنگامی که قیمت توافق شده در معامله پيش فروش با نرخ جاری بازار برابر شود


At the Price Stop-Loss Order:
نوعی دستور "حد-ضرر" که باید در زمانی که داده میشود اجرا شود بدون توجه به این که بازار در چه وضعیتی قرار دارد


At-the-Money:
معامله آپشنی که قيمت توافق شده آن به قيمت روز بازار نزديک است يا کاملآ با آن برابر است


Auction:
مزايده- روشی برای فروش يک جنس به بالاترين قيمت پيشنهادی


Auction- Rate Securities:
اوراق قرضه بلند مدتی که نرخ بهره آنها در مناقصه هايی که هر 28،7 يا 35 روز يکبار برگزار می شود تعيين می گردد.به عبارت ديگر اوراق قرضه مذکور به کسی فروخته می شود که کمترين نرخ بهره را پيشنهاد بدهد و اگر خريداری نباشد نزد صاحب قبلی باقی می ماند و ناشر اوراق بايد ماکزيمم ميزان بهره را که به آن جريمه گفته می شود بپردازد


Aussie:
اصطلاح بازار برای دلار استراليا


Authorized Dealer:
معامله گر مجاز
مؤسسه مالی يا بانکی که مجاز به انجام معامله دربازار ارز است

b

Back:
مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت پيش فروش زمانی که قيمت بازار بالاتر از قيمت پيش فروش باشد


Back Office:
بخش اداري يا دپارتماني که امور مربوط به معاملات مالي در آن انجام مي شود،اموري از قبيل ارائه تائيديه کتبي،اجراي معاملات ونگهداري صورتحساب


Back Testing:
فرآيند طراحي يک استراتژي براي معاملات بر مبناي داده هاي گذشته،پس از طراحي آن را براي داده هاي جديدبه کار مي برند تا دريابند که کارآيي دارد يا خيرو ميزان کارآيي ان تا چه اندازه است.اکثر تحليل هاي تکنيکال با اين روش تست مي شوند


Back to Back:
قراردادی که در آن دو شرکت در کشور های متفاوت ارز های همدیگر را برای مدت زمانی مشخص قرض می کنند به منظور کاهش میزان ریسک تبادلات ارز برای هر دوی آنها که به نام قرض همزمان نیز نامیده میشود


Backwardation:
مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت پيش فروش وقتی که قیمت بازار از قیمت پيش فروش بیشتر شده باشد


bail out:
الف-فروش سهامی(معمولآ با ضرر) بنا بر اين پيش بينی که قيمت بيشتر افت خواهد کرد

ب-فروش بيش ازاندازه و مفرط سهام يک شرکت توسط سهامداران که نشانه عدم اطمينان سهام داران به سود دهی يا بقای شرکت است

ج- کمک مالی اضطراری و اورژانس به يک شرکت برای اينکه در برابر بحران دوام آورده و بتواند به فعاليت ادامه دهد


Balance:
پول موجود در يک حساب بازارمبادلات ارزی


Balance of Trade:
تراز تجاري -ارزش صادرات يک کشورمنهاي ارزش واردات آن


Balance-of-Payments:
تراز پرداخت ها-ثبت منظم کليه پرداخت هاي يک کشور به ساير کشورهاشامل بهاي واردات و خروج سرمايه وطلا از کشور به همراه ثبت کليه پولهاي وارد شده به کشور شامل بهاي صادرات و ورود سرمايه و طلا به کشور


Band:
باند ؛دامنه و حدودي که در آن يک ارز اجازهء نوسان دارد.باند سيستمي است که از آن در «اي. آر .إم-يا مکانيزم تعيين نرخ تبادلات ارزي»استفاده ميشود


Bank for International Settlements - BIS:
بانک تسويه هاي بين المللي-سازماني جهاني که همکاري بين بانک هاي مرکزي سراسر دنيا وسياست گذاران پولي بين المللي را ممکن مي سازد.اين سازمان که در سال 1930 بنياد گرديد،قديمي ترين سازمان مالي بين المللي است که با هدف انجام معاملات پولي بر اساس معاهده ورساي تشکيل گرديد. از جمله اهداف عمده اين سازمان ترويج تبادل اطلاعات و تبديل شدن به يک مرکز اصلي جهت انجام تحقيقات اقتصادي است


Bank holiday:
تعطيلي بانکي-از تعطيلات عمومي در انگليس و جمهوري ايرلند.با وجود اينکه از لحاظ قانوني هيچ توجيهي براي تعطيل کردن کاردر اين ايام وجود ندارد ولي همه افراد شاغل در بخشهاي غير اضطراري اين ايام را تعطيل مي کنند و شاغلين بخشهاي اضطراري مانند پليس،آتش نشاني و... نيز حقوق اضافه کاري درِيافت مي کنند. بدين جهت اين تعطيلات راتعطيلي بانکي ميخوانند که تعطيلي در اين روزها فقط مختص بانک هاست ولي چون معمولا با تعطيل بودن بانکها ساير بخشها نيزقادر به فعاليت نيستند به صورت تعطيلات عمومي درامده است


Bank Lending - Japan:
وام های بانکی ژاپن-بهای کل وامهای بزرگ پرداخت شده توسط بانک های ژاپنی.زياد شدن وام دهی نشان دهندۀ افزايش ضريب اطمينان تجاری و سرمايه گذاری است و از اين نظر در پيش بينی دور نمای اقتصادی حائز اهميت است


Bank Line:
حد اکثر اعتباري که بانک به مشتري اعطا مي کند


Bank Notes:
اسنادی که توسط بانک مرکزی انتشار می یابد و همچون پول قابل گرو گذاشتن است و به اندازه پول اعتبار دارد


Bank of England Meeting Minutes - United Kingdom:
خلاصه مذاکرات جلسات کميته سياست پولی بانک انگليس در خصوص نرخ بهره


Bank Rate:
نرخ بانکي ؛بانک مرکزی هر کشور به سيستم بانک داري خود با نرخ معيني وام پرداخت مي کند که به آن نرخ بانکي گفته ميشود


Bar Chart:
نمودار خطی ؛ نمودار نشان دهنده نرخ به صورت خطی- هر کدام از خطها نرخ ابتدای روز ، نرخ پایان روز ، بالاترین و پایین ترین نرخ یک ارز در طول یک دوره زمانی را نشان می دهد وطول یک خط دامنه نرخهایی که در طول آ ن دوره برای معامله ارز استفاده شده است را نشان می دهد.


Base Currency:
ارز پايه-در هر جفت ارزی به ارز اول ارز پايه گفته می شود.مثلا در جفت ارزی يو اس دی/جی پی وای،ارز پايه دلار امريکا است


Base Price:
قيمت مبنا،قيمت پايه
قيمت اوليه کالا يا خدمات بدون احتساب هزينه هايی که بعدآ به آن افزوده می شود تا به دست خريدار برسد،هزينه هايی مانند هزينه بسته بندی، حمل و نقل،ماليات فروش وغيره


Base Rate:
ميزان بهره پايه-نرخ پايه

نرخ بهره ای که بانک هاي انگليس از مشتريان خودمی گيرند

فرهنگ علوم اقتصادی:پائين ترين اندازه بهره ای است که بانک های بازرگانی به مشتريان خود می دهند يا روی وام های اعطائی خود می کشند


Basing:
پايه ريزی-دورۀ زمانی که در آن قيمت سهام روندی مختصر دارد يا اصلآ روندی ندارد.الگوی قيمت حاصله يک خط هموار است


Basis:
الف-تفاوت بين قيمت نقدی يک کالاو قيمت توافق شده آن برای تحويل در آينده/قيمت معامله آتی

ب-قيمت خريدکه مشتمل بر کارمزدهاو هزينه های ديگر می باشدو از آن برای تعيين افزايش ارزش سرمايه و کاهش ارزش سرمايه استفاده می شود.افزايش ارزش سرمايه و کاهش ارزش سرمايه دو مقوله ای هستند که در امور مربوط به ماليات از انها استفاده می شود.قيمت خريد به طرق مختلف تعيين می شود.در سرمايه گذاری برای خريد يک دارايی ،قيمت خريد مقدار پول پرداخت شده است.اگر سرمايه موروثی باشد،قيمت خريد عبارت است از قيمت سهام به قيمت روز فوت مالک اصلی.اگر به عنوان هديه به فرد رسيده باشد،قيمت خريد، قيمت اوليه پرداخت شده براي آن است مگر اينکه قيمت بازار در روز دريافت آن هديه کمتر از قيمت اوليه باشد


Basis Convergence:
جریانی که در آن قرار داد به انقضای خود نزدیک می شود بنابر این روند بازار به سمت صفر میل می کند


Basis Point:
الف-واحد پایه-يک واحد پايه برابر است با يک صدم درصد=100/1از1%که برای نشان دادن تغييرات نرخ اسناد مالی بکار می رود از واحد پايه بيشتر در اعلام نرخ بهره و تغييرات بازدهی اوراق بهادار استفاده می شود
مثلا اگر کميتۀ سياست گذاری بانک فدرال نرخ بهره را از 1.00% به 1.25% افزايش دهد در واقع کميتۀ مذکورنرخ بهره را25 واحد پايه افزايش داده است
ب-واحد پايه-از آن برای بيان تفاوت سود اوراق قرضه استفاده می شود و هر واحد پايه برابر است بايک صدم از يک درصد.بنابراين اگر سود اوراق قرضه ای 8.5 درصد و سود اوراق قرضه ديگری 8.75 درصد باشد تفاوت آنها 25 واحد پايه است


Basis Price:
قيمت مبداء،قيمت اصلی-قيمت سند قرضه دراز مدت که بر حسب بازده نسبت به سررسيد آنها بيان شده است


Basis Trading:
معامله بر اساس قيمت مبداء-انجام معاملات متضاد هم در بازار معاملات نقدی و معاملات آتی با هدف بهره جستن از تفاوت موجود در قيمت های خريد


Basket:
دسته ای از ارز ها که معمولاً برای مدیریت نرخ ارزها بکار برده میشود .در برخی موارد به معنای واحد شمارش هم استفاده میشود


BBA:
British Bankers Association

انجمن بانکداران بريتانيا


BCI-Business Cycle Indicator:
شاخص چرخۀ فعاليت اقتصادی-شاخص ادوار فعاليت اقتصادی:شاخص مرکبی متشکل از شاخص های پيشرو،هم زمان و مؤخر که توسط سازمان جهانی مديران تجاری تهيه شده واز آن برای پيش بينی تغييرات کلی در روند اقتصاد يک کشور استفاده می گردد.از اين شاخص می توان برای تاييد يا پيش بينی نقاط اوج و حضيض چرخه فعاليت اقتصادی کشور استفاده کرد.سازمان جهانی مديران تجاری اين شاخص را برای کشورهای امريکا،مکزيک،فرانسه،بريتانيا،کره جنوبی،ژاپن،آلمان،استراليا و اسپانيا تهيه می کند


Bear:
کسی که معتقد است قيمتها نزول می کند


Bear Call Spread:
خريد يک قرارداد اختيار خريد با قيمت توافق شده بالا و فروش يک قرارداد اختيار خريد ديگر با قيمت توافق شده پايين به منظور استفاده بردن از مابه التفاوت قيمت ها


Bear Market:
بازار نزولی


Beige Book - United States:
کتاب بژ-از شاخصهای اقتصادی امريکا-گزارش وضعيت جاری اقتصادی هر يک از 12 منطقه ای که در انها بانک فدرال ايالتی وجود دارد.کتاب بژحدود دو هفته قبل از برگزاری اجلاس کميته سياست گذاری بانک فدرال منتشر می شود و پس از آن بانک فدرال از آن برای کاهش يا افزايش نرخ بهره استفاده می کند.اگر بر طبق اطلاعات کتاب بژ وضعيت اقتصادی کشور مطلوب باشد يا فشارهای تورمی وجود داشته باشد،احتمال اينکه بانک فدرال نرخ بهره را افزايش دهد بيشتر می شودزيرا با افزايش نرخ بهره میزان وام گيری کاهش می يابد و متعاقب آن رشد فعاليت های اقتصادی کمتر می شود،اما اگر اطلاعات کتاب بژ نشان دهنده وضعيت اقتصادی نامطلوب باشد بانک فدرال با پائين آوردن نرخ بهره مردم را تشويق به گرفتن وام و رونق بخشيدن به وضعيت اقتصاد مینمايد


Bid:
قیمتی که بازار برای خريد جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای فروش جفت ارزی بايد بپردازد


Bid Price:
قیمتی که بازار برای خريد جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای فروش جفت ارزی بايد بپردازد


Bid-Offer Spread:
تفاوت بين قیمت خرید و فروش ارز يا ديگر ابزارهای مالی


Bid/Ask Spread:
تفاوت قیمت بین نرخ خرید و فروش


Big Figure:
رقم اصلی-در مظنه قيمت ارز يا سهام به رقم اصلی -غير اعشار-گفته می شود.رقم اصلی در دو مظنه 103.567و 103.95برابر است با 103


Bilateral Clearing:
وقتي از اين نظام يا سيستم استفاده مي شود که ميزان ارز کم باشدیا به اندازه کافي يا به حد وفورارز موجود نباشد .در این سیستم پرداخت وجه معمولاً از طریق بانک مرکزی انجام میشود و گاهی اوقات نیاز است که تراز تجاری هر ساله یکسان شود یعنی میزان صادرات و واردات یکسان باشد


BIS - Bank for International Settlements:
بانک تسويه هاي بين المللی-سازمانی جهانی که همکاری بين بانک هاي مرکزي سراسر دنيا و مؤسسات مالی بين المللي را ميسر می سازد.اين سازمان که در سال 1930 بنياد گرديد،قديمی ترين سازمان مالی بين المللی است که با هدف انجام معاملات پولی بر اساس معاهده ورسای تشکيل گرديد. از جمله اهداف عمده اين سازمان ترويج تبادل اطلاعات و تبديل شدن به يک مرکز اصلی جهت انجام تحقيقات اقتصادی است.اين مؤسسه را که در باسل سوئيس قرار دارد می توان بانک مرکزی همه بانک های مرکزی دنيا ناميدکه اطلاعات مربوط به فعاليت های بانکی بين المللی را جمع آوری و کنترل می کند و قوانین بانکی بين المللی را اعلام می دارد


Black-Scholes Model:
مدل بلاک-شولز
فرمولی برای تعيين قيمت معاملات اختيار خريد سهم يا معاملات آپشن که توسط فيشر بلاک و مايرون شولز برای انجام معاملات آپشن اوراق بهادار ابداع شد و بعد ها توسط بلاک اصلاحاتی در آن انجام شد تا برای معاملات اختيار خريد فيوچرز نيز قابل استفاده باشد. اين مدل کاربرد بسيار زيادی در بازارهای ارزی دارد


Blocked Currency:
پول مسدود-پولی که تبديل آن به پول ديگر قانونآ منع شده باشد.از اين پول فقط می توان برای انجام معاملات داخلی استفاده نمود.به آن پول غير قابل تبديل نيز گفته می شود.تبديل چنين پولی به واحد ديگری از پول مانند دلار که می تواند آزادانه در بازار ارز خريد و فروش شود اگر غير ممکن نباشد فوق العاده دشوار خواهد بود


Blotter:
دفتر ثبت معاملات-ثبت معاملات و جزئيات مربوط به هريک در يک دوره زمانی مشخص که معمولآ يک روز تجاری است.جزئيات مذکور عبارتند زمان،حجم، قيمت و نوع معامله و منظور از نوع معامله اين است که معامله خريد صورت گرفته يا معامله فروش.اين اطلاعات توسط يک برنامه نرم افزاری مخصوص که برای انجام معامله طراحی شده،در اختيار معامله گران قرار می گيرد و اين قابليت را دارد که اطلاعات آن بر اساس نياز های کاربران تنظيم گردد


blue chips:
سهام پر سود-سهم صنعتي بسيار عالي-باثبات ترين وپرسودترين سهام هاي بورس نيويورک مانند سهام آي بي إم


BoC=Bank of Canada:
بانک کانادا-بانک مرکزی کانادا که در سال 1935 تاسيس گشته است


BoJ=Bank of Japan:
بانک ژاپن-بانک مرکزی زاپن که مسئول نشر اسکناس و اوراق بهادار خزانه داری،اجرای سياست های پولی و حفظ ثبات نظام مالی کشوراست.بانک ژاپن مانند اکثر بانک های مرکزی ديگر گردآوری آمار و داده های مهم وارائه تحقيقات و تحليل های اقتصادی را نيز برعهده دارد


Bollinger Bands:
نوارهای بولينگر-تغيير قيمت در روی نمودار در حد فاصل بين اين دو نوار صورت می گيرد.مشخصه ممتاز اين نوارها اين است که فاصله بين آنها بر حسب نواسانات قيمت تغيير می کند.در دوره هايی که دامنه تغييرات قيمت فوق العاده زياد است،فاصله بين دو نوار زياد تر می شود تا جای بيشتری برای نوسانات شديد بازار فراهم کند و بالعکس در زمان هايی که تغييرات قيمت کم است فاصله بين آنها کم می شود تا بتواند قيمت های ارز را در بر بگيرد.نوارها به اندازه دو انحراف معيار در بالا و پايين يک ميانگين متغير ساده ترسيم می شوند.اين نوار ها وقتی در بالای ميانگين متغير باشند،نشانه فروش هستند و وقتی در پايين آن باشند نشانه خريد هستند.برخی معامله گران بازارمبادلات ارزی از نوارهای بولينگر به همراه برخی ديگر ازآناليزهای ديگر ازجمله آر إس آی،إم إی سی دی و غيره استفاده می کنند


Bond:
اوراق قرضه-نوعي اوراق بهادار که دولت،شرکتهاو ساير شخصيت هاي حقوقي و حقيقي طبع ونشر نموده و درازای پول نقد در اختيار سرمايه گذاران و موسسات وام دهنده قرار مي دهند و تا زمان سررسيد آنها بايد به خريداران بهره بپردازند


Book:
در يک محيط تجاری حرفه ای «بوک» يا کتاب به خلاصه ای از کل معاملات يک معامله گر يا يک سکوِی معامله گفته می شود


Booked:
ثبت قرارداد در خارج از کشوری که در آن در باره قرارداد مذاکره صورت گرفته است


BOP:
Balance of Payments
تراز پرداخت ها


Boris:
اصطلاح عامیانه ای برای خرید و فروش در بازار روسیه


BRC:
British Retail Consortium
کنسرسيوم خرده فروشي بريتانيا


BRC Shop Price Index - UK:
شاخص تغيير بهای اجناس فروشگاه ها-اين شاخص که توسط کنسرسيوم خرده فروشي بريتانيا ارائه می شودنشان دهنده تغيير قيمت ماهانه بيش از پانصد قلم کالای ضروری فروش رفته درشناخته شده ترين فروشگاه ها می باشد


Break Out:
اصطلاح تحلیل فنی که برای توصیف تغییرات قیمت بکار میرود هنگامی که قیمت به بالا تر ازحمایت و پایین تر از مقاومت تغییر می کند


Break-Even Point:
الف- مفهوم کلی-قيمتی که در آن سود و ضرر با هم سر به سر می شود ب-در معاملات اختيار خريد/آپشن-قيمت بازار که سهام بايد به آن قيمت برسد تا خريدار آپشن در صورت تحقق معامله متضرر نشود


Bretton Woods:
برتون وودز-محل برگزاری کنفرانسی که منجر به تاسيس سيستم مبادلات ارز در دوران پس از جنگ شد ،اين سیستم تااوايل دهۀ 1970 بدون تغيير باقی ماند.يکی از نتايج اين کنفرانس تشکيل صندوق بين المللی پول بود


Bretton Woods Accord of 1944:
پيمان 1944برتون وودز-قراردادی که نرخ های ثابتی رابرای تبادل ارزهای عمده ايجاد کرد،امکان مداخله بانک های مرکزی در بازار بازارمبادلات ارزی را فراهم آورد و قيمت طلا را هر اونس 35 دلار تعيين نمود.اين قرارداد تا سال 1971 معتبر باقی ماند


Bretton Woods Agreement of 1944:
پيمان 1944برتون وودز-قراردادی که نرخ های ثابتی رابرای تبادل ارزهای عمده ايجاد کرد،امکان مداخله بانک های مرکزی در بازار بازارمبادلات ارزی را فراهم آورد و قيمت طلا را هر اونس 35 دلار تعيين نمود.اين قرارداد تا سال 1971 معتبر باقی ماند


British Retail Consortium-BRC:
کنسرسيوم خرده فروشی بريتانيا-يکی از اتحاديه های عمدۀ انگليس که نماينده کليه خرده فروشان کشورمیباشدازخرده فروشان کوچک گرفته تا فروشگاه های مستقل شخصی و فروشگاه های بزرگ زنجيره ای


Broad Liquidity:
تسويه پذيری گسترده
از اقسام عرضه پول مشتمل بر همه پول های موجود در عرضه پول إم3،پول های موجود در حساب های شخصی،اوراق بهادار با سررسيد کمتر از يک سال و اوراق تجاری

بيشترين مقدار عرضه پول که عبارت است ازکل مقدار پول منتشره توسط بانک مرکزی به اضافه همه پول هايی که توسط بانک های تجارتی از طريق وام دهی ايجاد می شود.از جمله شاخص های اقتصادی است که سياست گذاران و سرمايه گذاران برای پيش بينی تورم از آن استفاده می کنند


Broken Dates:
قراردادهايی که تاريخ تسويه آنها زمانهای استاندارد نيستند.زمان های استاندارد تسويه يک هفته،دو هفته،يک،دو،سه،شش و دوازده ماه هستند


Broker:
کارگزار-فرد يا مؤسسه ای که در ازاء دريافت کارمزد به عنوان واسطه بين خريدار و فروشنده عمل می کند.کارگزار برای فعاليت در معاملات اوراق بهادار و بسياری از محصولات ديگر نياز به مجوز کار دارد


Brokerage:
کارمزد-مبلغی که کارگزار در ازای خدمت خودمی گيرد


BSA:
Building Societies Association -UK

اتحاديه انجمن های ساختمان سازی


BSI:
British Standards Institution
مؤسسه استاندارد بريتانيا


BUBA:
بانک ذخیره آلمان


Bull:
فردی که معتقد است قیمت ها افزایش می یابد


Bull Market:
بازار صعودی


Bulldogs:
اوراق قرضه بولداگ-اوراق قرضه ای بر اساس پوند که توسط موسسات خارجی در انگليس منتشر می شوند


Bundesbank:
بانک مرکزی آلمان


Business Climate:
فضای تجاری-شاخصی که نشان می دهدآيا سياست های دولتی،منطقه ای يا محلی و شرايط موجود در جوامع محلی باعث توسعه و موفقيت برنامه های تجاری و سرمايه گذاری ها می شوند يا خير واگر پاسخ مثبت است به چه ميزان در اين توسعه و موفقيت مؤثرند.دريک فضای تجاری مناسب،سرمايه گذاری با ريسک کم و سود قابل توجه انجام می شود.دخالت ارگان های مختلف محدود است ، دسترسی آسان به مواد اوليه مورد لزوم با کيفيت خوب و هزينه مناسب امکان پذير است ومشتری برای محصولات توليد شده نيز وجود دارد. عوامل زير در تعيين فضای تجاری مد نظر قرار می گيرند

ميزان ماليات بر درآمد و ماليات تجاری- موجود بودن نيروی کار- هزينه های انرژی- حجم بازار- کيفيت خدمات- هزينه زندگی- سطح زندگی- قوانين مربوط به محيط زيست- قوانين مربوط به اجازه کار،داشتن صلاحيت و غيره- هزينه اجاره يا خريد ملک و موجود بودن زير ساخت ها


Business Conditions Survey:
ارزيابی شرايط تجاری
از شاخص های اقتصادی کانادا که نظرات توليد کنندگان را در مورد موضوعات زير طی سه ماهه بعد جويا می شود

موانع توليد-ميزان محصول تمام شده فروش نرفته و موجود در انبار-ميزان سفارشات ارسال شده و سفارشات جديد-دورنمای توليد و استخدام

اين بررسی در ماه های ژانويه،آپريل،جولای و اکتبر انجام می شود و بيشتر پاسخ ها در دو هفته اول هر ماه جمع آوری و ثبت می گردد.نتايج نهايی بر مبنای پاسخ بيش از سه هزار توليد کننده شکل می گيرد و بيشتر بر ميزان سفارشات ارسالی و استخدام تاکيد می شود. بنابراين تاثير توليد کنندگان بزرگ بر نتايج نهايی بيشتر است تا توليد کنندگان کوچکتر


Business Cycle Indicator-BCI:
شاخص چرخۀ فعاليت اقتصادی-شاخص ادوار فعاليت اقتصادی:شاخص مرکبی متشکل از شاخص های پيشرو،هم زمان و مؤخر که توسط سازمان جهانی مديران تجاری تهيه می شود و از آن برای پيش بينی تغييرات کلی در رونداقتصاد يک کشور استفاده می گردد.از اين شاخص می توان برای تاييد يا پيش بينی نقاط اوج و حضيض چرخه فعاليت اقتصادی کشور استفاده کرد.سازمان جهانی مديران تجاری اين شاخص را برای کشورهای امريکا،مکزيک،فرانسه،بريتانيا،کره جنوبی،ژاپن،آلمان،استراليا و اسپانيا تهيه می کند


Business Inventories:
ارزش دلاری کالاهای موجود درانبار و فروش نرفتۀ توليد کنندگان،عمده فروشان و خرده فروشان

بالارفتن اين رقم ميتواندنشانه رشدفروش در ماههای بعد باشد که از نظراقتصادی وضعيت مطلوبی است .از سوی ديگر سرمايه گذاران ميتوانند با بررسی نسبت بين اين رقم وکل ميزان فروش دريابند که تقاضا برای توليد در ماه های آينده رو به فزونی است يا رو به نقصان.مثلااگررقم کالاهای موجوددرانبار نسبت به رقم کالاهای فروش رفته کمتر باشد بايد ميزان توليد در ماههای بعد افزايش يابد،اما اگر ميزان کالاهای موجود بيش از کالاهای فروخته شده باشد ،بدين معنی است که فروش به مِيزان پيش بينی شده نرسيده و روند توليد در ماه های آتی نزولی خواهد بود


Buy and Hold:
خريد و نگاهداشت-خريدن سهام و نگهداری آن برای مدت زمان طولانی يک استراتژی دراز مدت سرمايه گذاری است که بسيار مطمئن بوده و احتمال ضررآن ناچيزاست زيرامعمولآ ارزش سهام در دراز مدت عليرغم وجوددوره هايی از ناپايداری يا نزول قيمت بازهم ترقی خواهدکرد ولی در سرمايه گذاری های کوتاه مدت تشخيص تغييرات کوتاه مدت و مقطعی قيمت کار ساده ای نيست و بيشتر بر عامل شانس استوار بوده و به همين جهت کاری پرريسک است


buy in:
به خريد دارايی پايه در شرايط زير اطلاق می شود:وقتی فروشنده قرارداد اختيار يا ساير اوراق مشتقه به اندازه کافی از دارايی پايه نداشته باشد تا در موعد سررسيد به خريدار تحويل دهد، خريدار از فروشنده ديگری دارايی پايه را می خرد و اگر قيمت گران تر باشد فروشنده اولی بايد اضافه مبلغ را بپردازد


Buy Limit Order:
دستوری برای انجام معامله خريد در قيمتی پايين تر از قيمت فعلی بدان اميد که بازار از آن قيمت پايين تر نرفته و تغيير مسير خواهد داد


Buy On Margin:
انجام معامله خريد با استفاده از مبلغ وديعه گذاشته شده-به خريد جفت ارزی اطلاق می گردد زمانی که مشتری تنها بخشی از بهای کلی معامله را به صورت پول نقد پرداخته است.مارجين به آن بخشی گفته می شود که خود معامله گر سرمايه گذاری کرده نه آن بخشی که کارگزاربه عنوان تسهيلات در اختيار او می گذارد


Buy stop:
دستوری برای خريد جفت ارزی در قيمتی بالاتر از قيمت فعلی بازار با اين پيش بينی و اميد که اگر قيمت بتواند به آن حدبرسد از آن پس رو به صعود گذاشته و فراتر خواهد رفت.اگر قيمت بازار به حد تعيين شده برسد دستور به طور اتو ماتيک فعال می شود


Buy Stop Order:
دستوری برای خريد جفت ارزی در قيمتی بالاتر از قيمت فعلی بازار با اين پيش بينی و اميد که اگر قيمت بتواند به آن حدبرسد از آن پس رو به صعود گذاشته و فراتر خواهد رفت.اگر قيمت بازار به حد تعيين شده برسد دستور به طور اتو ماتيک فعال می شود


Buyer's Market:
بازار خريداران-بازاری که در آن کالا به وفور وجود دارد و خريدار می تواند گزينش کند و حتی شايد بتواند اجناس را زير قيمت خريداری نمايد


Buying Rate:
نرخ خريد-نرخی که بازار بازارمبادلات ارزی وبازارسازان مايلند ارز را به آن نرخ خريداری نمايند


Buying Selling FX:
خريد فروش ارز
خرید و فروش ارز هميشه در مورد ارز پايه در جفت ارزی مصداق می يابد.خريد دلار/مارک يعنی اينکه دلار را بخر /مارک را بفروش .معامله گر زمانی اقدام به خريدمی کند که پيش بينی کند قيمت ارز مورد نظرش افزايش می يابد و زمانی دست به فروش می زند که انتظار کاهش قيمت آن ارز را داشته باشد

c

Cable
نام متداول برای جفت ارزی
GBP/USD


Cable Transfer:
حواله تلگرافی،انتقال تلگرافی
انتقال تلگرافی پول از يک مرکز به مرکزی ديگر که امروزه به آن انتقال الکترونيکی بين بانکی گفته می شود


Cable/Sterling:
اصطلاحي در بازار بازارمبادلات ارزی براي بيان نرخ دلار امريکا/پوند انگليس


Calendar Spread:
نوعی استراتژی اختيار معامله متشکل از خريداری و فروش همزمان دو قرارداد اختيار معامله يکسان-يا اختيار خريد يا اختيار فروش-که قيمت توافق شده هردو يکسان است ولی تاريخ سررسيدشان متفاوت است


Call:
اختيار خريد: اختيار خريد قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار خريد مي تواند در تاريخ مشخصی از آينده- تاريخ سررسيد يا انقضا- دارايی خاصی را-دارايی پايه- با قيمت توافقی-قيمتی که هنگام عقد قرارداد تعيين می شود- خريداری كند

نكته قابل توجه اين است كه دارنده اختيار خريد، اجباری به اعمال حق خود ندارد اما اگر تصميم گرفت اختيار خود را اعمال كند فروشنده مجبور است كه دارايی مورد نظر را به قيمت تعيين شده بفروشد


Call Option:
اختيار خريد: اختيار خريد قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار خريد مي تواند در تاريخ مشخصی از آينده- تاريخ سررسيد يا انقضا- دارايی خاصی را-دارايی پايه- با قيمت توافقی-قيمتی که هنگام عقد قرارداد تعيين می شود- خريداری كند

نكته قابل توجه اين است كه دارنده اختيار خريد، اجباری به اعمال حق خود ندارد اما اگر تصميم گرفت اختيار خود را اعمال كند فروشنده مجبور است كه دارايی مورد نظر را به قيمت تعيين شده بفروشد


Call Rate:
نرخ بهره بانکی شبانه بين بانکی


Cambist:
صراف ارز

ارزشناس-کسی که در زمينه نرخ ارز تخصص دارد


Candlestick Chart:
نمودار شمعدان-نموداری که تغييرات قيمت را در يک بازده زمانی معين-روزانه،هفتگی،...-به صورت يک شمع واحد نشان ميدهد.در اين نمودار قيمت شروع،قيمت نهايی،بالاترين قيمت و پايين ترين ميزان قيمت مورد نياز است


Cap:
بالاترين نرخ بهره اوراق قرضۀ دارای نرخ بهره شناور يا حداکثر نرخ بهرۀ وام های رهنی دارای نرخ بهره غير ثابت در يک برهه زمانی معين


Cap-An abbreviation for capitalization:
برآورد ارزش کنونی سرمايه-ارزش کل يک شرکت بر حسب قيمت بازار که باضرب کردن تعداد سهام شرکت مذکور درقيمت هر سهم بدست می آيد


Capacity utilization:
استفاده از ظرفيت-نشان دهنده ميزان بهره برداري يک شرکت يا يک کشور از ظرفيت توليد خوداست .بدين جهت اشاره دارد به رابطه بين توليد حقيقي و توليد قابل تحقق با استفاده از تجهيزات نصب شده در صورت بکار گيري کامل ظرفيت


Capacity Utilization Rate - Canada:
نرخ استفاده از ظرفيت- از شاخص های اقتصادی کانادا که نشان دهنده ميزان استفاده کمپانی های توليدی از ظرفيت توليدشان( ماشين آلات و کارخانجات )است.شاخصی است که بيانگر تقاضای کلی در اقتصاد است .تقاضای زياد برای منابع اوليه می تواند تورم را تشديد کندو علاوه بر آن منجر به سرمايه گذاری های تازه درساخت کارخانه جات و تجهيزات جديد شود


Capex-Capital Expenditure:
هزينه سرمايه-پولی که صرف خريد يا بهبود و ارتقاء دارايی های مولد مانند تجهيزات وماشين آلات،ساختمان های تجاری و توليدی،وسايل نقليه و غيره می شود.يک مؤسسه توليدی اين سرمايه گذاری را به منظور افزايش ظرفيت توليد يا افزايش بهره وری خود انجام می دهد


Capital Investment-Germany:
ارزش کل سرمايه گذاری های آلمان در بخش تجهيزات مشتمل بر تجهيزات ساخت و ساز و ماشين آلات


Capital Account:
محاسبه جا بجایی های کوتاه وبلند مدت دارا یی های مالی بین کشورها

اقتصاد-آن بخش از تراز پرداخت ها که ورودي و خروجي اوراق بهادارمالي يک کشور را نشان مي دهد


capital expenditure -CAPEX:
هزينه سرمايه-پولی که صرف خريد يا بهبود و ارتقاء دارايی های مولد مانند ماشين آلات،ساختمان های تجاری و توليدی،وسايل نقليه و غيره می شود.يک مؤسسه توليدی اين سرمايه گذاری را به منظور افزايش ظرفيت توليد يا افزايش بهره وری خود انجام می دهد


Capital Flow:
جريان سرمايه؛انتقال سرمايه:انتقال سرمايه از بخشي به بخش ديگر يا از يک کشور به کشور ديگر


Capital Gain:
سود سرمايه-سود حاصل از فروش دارايی های سرمايه ای مانند سهام و اوراق قرضه،املاک و مستغلات و امثال ذلک


Capital Loss:
ضرر کردن در بازار مالی،از دست رفتن سرمايه،ضرر ناشی از فروش دارايی های سرمايه ای مانند سهام و اوراق بهادار،املاک ومستغلات و مانند اينها


Capital Markets:
بازارهايي که در آن سرمايه شامل سهام،اوراق قرضه و غيره معامله مي شودو معمولا براي سرمايه گذاريهاي ميان مدت يا طولاني مدت است


Capital Risk:
ريسک سرمايه
الف-فرد:احتمال اينکه تمام يا بخشی از سرمايه اوليه فرد سرمايه گذاراز بين برود مانند سرمايه گذاری در بازار بورس و از دست دادن تمام يا بخشی از سرمايه
ب-شرکت:احتمال به خطر افتادن ارزش سرمايه شرکت.سرمايه يک شرکت شامل تجهيزات،کارخانجات، و اوراق بهادار آن است.سرقت،آتش سوزی، سيل و حوادثی از اين قبيل می تواند سرمايه شرکت را به خطراندازد


Capital Spending:
هزينه سرمايه
پول صرف شده برای خريد يا توسعه و ارتقاء کالاهای سرمايه ای از قبيل ساختمان و ماشين آلات


Capping:
در فاصله کمی قبل از فرارسيدن موعد سررسيد قرارداد اختيار خريد،فروشنده قرارداد برای اينکه صاحب اختيار خريد از خريد کالای پايه منصرف شود کاری می کند که قيمت روز دارايی پايه از قيمت توافق شده کمتر شود.او برای اين کار مقدار زيادی از دارايی پايه مذکور را که ممکن است کالا يا اوراق بهادار باشد به فروش می رساند.به اين ترتيب ارزش دارايی پايه از ميزان توافق شده کمتر شده و برای صاحب اختيار خريد،خريد دارايی پايه مقرون به صرفه نخواهد بود و طبيعتآ از اين کار صرف نظر خواهد کرد و بدين ترتيب کارمزدی که فروشنده قرارداد هنگام عقد قرارداد از خريدار دريافت نموده است محفوظ خواهد ماند. اين کار غير قانونی و برخلاف مقررات بازار بورس نزدک است


Carry:
رقم انتقالی-هزينه يا سود باز نگه داشتن يک معامله تا روز تجاری بعد که بستگی به تفاوت نرخ بهره دو ارز موجود در جفت ارزی دارد


Carry Trade:
تجارت انتقالی-در اين استراتژی معامله گران ارزهای دارای نرخ بهره پايين مانند ين ژاپن را از بانک يا موسسات مالی قرض می کنند و سپس آن را به ارزهای دارای نرخ بهره بالا تبديل کرده و با نرخ بهره بالا وام می دهند.معامله گر در اين گونه تجارت از تفاوت ميان نرخ های بهره سود می برد.اين تفاوت بسته به ميزان لورجی که انتخاب ميکند می تواند بسيار قابل ملاحظه باشد


Carry-Over Charge:
هزينه نگهداری کالاها يا معاملات ارزی وقتی که تاريخ تحويل آنها به تعويق می افتد


Cash:
ارز یا سکه ای که می تواند برای تبادل کالا یا وام استفاده گردد


Cash and Carry:
خريد يک دارايی و فروش يک قرارداد آتی بر اساس دارايی مذکور


Cash Market:
بازار نقدی-بازاری که درآن معامله بر روی کالاهای اساسی همچون :غلات، طلا ، نفت خام وغيره به صورت نقد انجام می شود و کالا در اسرع وقت تحويل داده می شود


Cash Settlement:
تسويه نقدی-روشی برای تسويه معاملات آتی که در آن به جای تحويل فيزيکی کالا،مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت توافق شده در قرارداد آتی به صورت نقد به طرف قرارداد پرداخت می شود


CBI:
Confederation of British Industry

کنفدراسيون صنعت بريتانيا


CBI Industrial Trends Survey - UK:
ارزيابی کنفدراسيون صنعت انگليس در مورد روندهای صنعتی-برآوردی است که مديران ارشد توليد در مورد روند توليد،قيمت،صادرات و هزينه هاارائه می دهند


CBOE:
بورس اختيار معامله شيکاگو،بورس معاملات آپشن شيکاگو


CBOT or CBT:
Chicago Board of Trade

بازار بورس شيکاگو-قديمی ترين بازار بورس دنيا که در آن قراردادهای آتی يافيوچرز و اختيار معامله ياآپشن برای غلات،طلا و اوراق قرضه بلند مدت خزانه داری فدرال به صورت حضوری يا به شکل تجارت الکترونيکی منعقد می گردد.بازار بورس شيکاگو که در سال 1848 تاسيس شده است قديمی ترين و بزرگترين بازار بورس جهان است که در آن بيش از 50 نوع قرارداد آتی و اختيار معامله توسط 3600عضو اين بازار دادو ستد می گرددوحجم معاملات آن درسال 2003 به رکورد 454 ميليون قرارداد بالغ گرديد


Central Bank:
بانک مرکزی؛ بانک مرکزي هر کشور توسط دولت اداره شده وقوانین مربوط به اداره و عملکرد موسسات مالي کشور را تعيين میکند و سیاست هاي مالي را به مرحلهء اجرا مي گذارد


CEO=Chief Executive Officer:
مدير عامل کل-بالاترين مقام صاحب قدرت و اختياردر يک شرکت بزرگ ومسئول اجرای کليه سياست هايی که هيئت مديره تعيين می کند. انتصاب ساير مديران از جمله رئيس شرکت از اختيارات اوست


Certificate of Deposit:
سپرده مدت دار-از ابزارهای مالی جهت تامين سرمايه که توسط بانک ها يا مؤسسات مالی پس انداز و اعطای وام ارائه می گردد.زمان آن کوتاه مدت يا ميان مدت است-از سه ماه تا شش سال،مورد تضمين شرکت بيمه سپرده فدرال می باشد و به دارندگان حساب بهره پرداخت می کند و نرخ بهره آن هم بيشتر از حساب های ديگر است زيرا صاحب حساب حق ندارد قبل از پايان زمان مورد توافق پول خود را برداشت کند و اگر چنين کند به او جريمه تعلق می گيرد


CET:
Central European Time

به وقت اروپای مرکزی


CFD=Contract For Difference:
قراردادی بين دو طرف-خريدار و فروشنده-که به تصريح فروشنده را ملزم می سازد مابه التفاوت بين قيمت روز دارايی مورد معامله و قيمت آن را در زمان عقد قرارداد به خريدار بپردازد.اگر کاهش قيمت ايجاد شده باشد اين خريدار است که بايد مابه التفاوت را به فروشنده بپردازد


CFTC:
Commodity Futures Trading Commission
کميسيون داد و ستد معاملات سلف_ازموسسات قانون گذاری فدرال امريکا که وظيفه اش نظارت برانجام معاملات آتی-فيوچرز- کالاهای اساسی است


CGPI:
Corporate Goods Price Index
شاخص بهای کالاهای شرکتی
شاخصی که بهای کالاهای خريداری شده توسط شرکت ها را نشان می دهد


CGPI -Capital Goods Price Index:
شاخص بهای کالاهای سرمايه ای-از شاخص های اقتصادی نيوزلند که تغييرات قيمت کالاهای سرمايه ای را که کمپانی های بزرگ و دولت نيوزلند در تملک دارند در يک دوره زمانی معين مشخص می کند

کالاهای سرمايه ای کالاهايی هستند که با استفاده از آنها می توان کالاهای ديگر را توليد کرد مانند کارخانه و به طور کلی ملک، ابزار آلات ماشينی،تجهيزات حمل و نقل و از اين قبيل


CHAPS:
Clearing House Automated Payment System.

سيستم پرداخت اتوماتيک اتاق تهاتر


Chartist:
فردی که با تحلیل نوسانات قبلي قيمت هاي ثبت شده بر روي نمودار میکوشد تا قیمت ها را پیش بيني نمايد


CHIPS:
Clearing House Interbank Payment System

سيستم تهاتری اتاق پاياپای بازار بورس نيويورک-سيستم پرداخت بين بانکی اتاق پاياپای-اکثر معاملات يورو با اين سيستم انجام و تسويه می شوند


CIBOR:
نرخ بهره بين بانکی کپنهاک- نرخ بهره اعطای وام توسط بانک ها بدون اينکه در ازای آن وثيقه ملکی گرفته شود


Civic Federation:
فدراسيون شهری-سازمان تحقيقاتی دولتی بي طرف که هدف فعاليت هايش به حداکثر رساندن کيفيت و مقرون به صرفه بودن خدمات دولتی در منطقۀ شيکاگواست


Claimant Count Rate:
نرخ مدعيان بيکاری-نسبت تعداد مدعيان بيکاری به تعداد تخمينی کل نيروی کار که بر حسب درصد بيان می شود


Clean float:
شناور سره-شکل آرمانی نرخ ارز شناور که در آن مسئولان پولی يک کشور در بازار پول دخالت نمی کنند
فرهنگ علوم اقتصادی-دکتر منوچهر فرهنگ


Clearing:
تسويه-روند تسويه يک معامله


clearing house:
اتاق پاياپای-درهر بازار بورسی بخشی وجود دارد به نام اتاق پاياپای که انجام معاملات بورس را تسهيل می کند.تسويه حساب معاملات،مشخص کردن کالاهای مورد معامله که بايد تحويل داده شوند وتضمين انجام کليه تعهدات از جمله وظايف اين بخش است


Closing a Position:
مراحل خرید یا فروش قرارداد ارز خارجی که در نقدینگی قرارداد تاثیر دارد


Closing Market Rate:
نرخی که در آن می توان قرارداد را با توجه به قیمت بازار در پایان روز خاتمه داد


Closing Price:
قيمت نهايی-قيمت يا طيف قيمت ثبت شده برای يک معامله در دقايق پايانی روز تجاری


Closing Purchase Transaction:
خريد يک قرارداد اختيار درست مشابه قراردادی که قبلآ فروخته شده است.هدف از اين کار نقد کردن پوزيشن است


CME:
Chicago Mercantile Exchange
بازار بورس شيکاگو


CML:
Council of Mortgage Lenders (UK)
شورای مؤسسات اعطای وام رهنی انگليس


Coincidence Indicator Index:
شاخص نماگر تطبيقی-مجموعه داده های اقتصادی که همراه با دور کار و کسب تغيير می کند،يعنی هنگامی که دور کار و کسب به نقطه اوج می رسد اين نماگر نيز اوج را نشان می دهد ووقتی دور کار و کسب به نقطه حضيض می رسد،اين مجموغه داده های اقتصادی نيز رقم پايين را ارائه می کند


Coincident Index - Japan:
شاخص تطبيقي-اين شاخص وضعيت اقتصادي جاري کشوررا بر اساس مجموعه اي از شاخص ها که اوضاع اقتصادي جاري ژاپن را تحت نظر دارند،تعيين مي کند


Coincident Indicator:
شاخص تطبيقی-شاخصی اقتصادی که تغييراتش همزمان و در رابطه مستقيم بارونداقتصادی موجود است و به همين لحاظ وضعيت جاری اقتصاد را نشان می دهد.درآمد شخصی،توليد صنعتی و ميزان استخدام در بخش غيرکشاورزی از جمله شاخص های تطبيقی هستند


Collateral:
وثيقه،گرويی-دارايی يا ملکی که در اژاء وام پرداخت شده گرو برداشته می شود و اگر وام گيرنده نتواند بدهی خود را پرداخت کند به تملک وام دهنده درمی آيد


Comex:
Commodity Exchange of New York
بورس کالای نيويورک


Commercial Paper:
اوراق بهادار تجاری-از ابزار های مالی با تاريخ سررسيد بسيار کوتاه يا کوتاه مدت که از 270 روز بيشتر نمی شود و معمولآ بين دو تا سی روز است.اين اوراق توسط مؤسسات مالی يا شرکت های بزرگ انتشار می يابد و به فروش می رسدوابزار خوبی برای تامين سرمايه است .تنها تضمين اوراق تجاری اعتبار صادرکننده آن است.موسسه صادر کننده به خريدار بهره نمی دهد ولی اوراق را با تخفيف می فروشد و در موعد سررسيد قيمت اسمی را به او برمی گرداند و سود خريدار در حقيقت همين ما به التفاوت بين قيمت اسمی و قيمت فروخته شده است


Commission:
کارمزد،کميسيون-مبلغی که يک مؤسسه به عنوان حق الزحمه می گيرد تا به نيابت از مشتری معامله ای را انجام دهد


Commodity:
کالاهای اساسی-کالاهايی نظير محصولات کشاورزی،سوخت،فلزات وغيره که دربازار نقدی يا بورس کالاهای اساسی خريد و فروش می شوند


Commodity Futures Trading Comission:
کميسيون دادوستد معاملات سلف-از مؤسسات دولتی مستقل ايالات متحده که در سال1979 توسط کنگره امريکا برای نظارت بربازار معاملات سلف کالاهای اساسی تاسيس گرديد


Company Operating Profit-Australia:
سود کمپانی های استراليا پس از کسر همه هزينه ها.اين شاخص از ميزان های مهم سلامت اقتصادی است.سود بالاتر نشان دهنده افزايش ميزان تقاضا و توان توليد و در نتيجه دورنمای اقتصادی روشن تری است


Company Operating Profits - Australia:
سود خالص شرکتهای استراليايی
سود شرکت های استراليايی پس از پرداخت همه هزينه ها


Composite Index of Leading Indicators:
شاخص مرکب پيشرو-شاخص مرکبی متشکل از 10 شاخص پيشرو که هر ماه توسط سازمان جهانی مديران تجاری برای پيش بينی سمت و سوی تحولات اقتصادی ماه های آتی منتشر می شود.ده شاخص پيشرو که ذکرشان رفت عبارتند از

ميانگين ساعات کار هفتگی در بخش توليد کارخانه ای -ميانگين تعداد درخواست های اوليه برای بيمه بيکاری -ميزان سفارشات جديدی که توليد کنندگان برای مواد و کالاهای مصرفی داشته اند -سرعت تحويل کالاهای جديد از توليد کنندگان به فروشندگان -ميزان سفارشات جديد کالاهای سرمايه ای غير تسليحاتی -تعداد مجوزهای جديد برای ساخت مسکن -شاخص سهام إس اند پی پانصد -عرضه پول إم2 که بر اساس تورم برازش شده است -مابه التفاوت بين نرخ بهره بانکی -ضريب اطمينان مصرف کننده


Compound Option:
قرارداداختيار معامله مرکب-وقتی که يک قرارداد اختيار معامله مجددآ به صورت اختيار معامله داد و ستد شود به عبارت ديگر وقتی که دارايی پايه در يک قرارداد اختيار يا آپشن ،خود يک قرارداد اختيار معامله يا آپشن باشد


Concerted Intervention:
دخالت هماهنگ-اقدامات مشترک تعدادی از بانک های مرکزی در بازار ارز به منظور کنترل نرخ تبديل ارز


conference board:
سازمان جهاني مديران تجاري- يک سازمان تجاري جهاني است متشکل از مديران تجاري دنيا که فعاليت هاي گوناگوني را از قبيل برگزاري کنفرانس ها،اجراي تحقيقات مديريت تجاري،وتهيه شماري ازشاخص هاي اقتصادي انجام مي دهد.شاخص هايي مانند شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده،ضريب اطمينان سي ايي اُ،شاخص آگهی های استخدامی،شاخص هاي پيشرو و غيره.علاوه بر اين، اين سازمان مجله اي منتشر مي کند مشتمل بر نظرات و عقايدصاحب نظران .سازمان مستقل ديگري مشابه اين سازمان در کانادا وجود دارد تحت عنوان سازمان مديران تجاري کانادا


Confirmation:
تائيديه-سند کتبی حاوی مشخصات مهم مربوط به معامله از قبيل تاريخ،حجم معامله،قيمت،مقدار کارمزدو غيره


Construction output:
ميزان ساخت و ساز در مقياس وسيع-عبارت است از کارهاي عمراني و ساختماني انجام شده توسط شرکت هاي بزرگي که کار اصليشان ساخت و ساز است. تعداد پرسنل اينگونه شرکت ها بيست نفر يا بيشتر است و اطلاعات مربوط به بازده کاريشان به طور دقيق گردآوري مي شود در حالي که بازده کاري شرکت هايي که تعداد کارمندانشان تا سقف نوزده نفر است به طور تخميني برآورد مي شود.ارزش پولي محصول توليدي اين شرکت هابر حسب قيمت هاي ثابت است.ميزان افزايش توليد نشان دهنده اين است که توليد شرکت در ماه مزبور نسبت به ماه مشابه سال قبل چند در صدافزايش داشته است


Construction Work Done - Australia:
از شاخص های اقتصادی استراليا و نشان دهنده ارزش کل تمام ساخت و سازهايی که کار ساخت آنها طی ماه گذشته به پايان رسيده است


Consumer Confidence Index:
شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده-شاخصی که ميزان خوش بينی مصرف کننده را نسبت به وضعيت اقتصادی حال و آينده نشان می دهد.اين شاخص که در سال 1985 به طور قراردادی برمبنای 100 وضع گرديد بر اساس نظرسنجی از 5000 خانوار تهيه می گرددو نظر آنان را در باره وضعيت فعلی اقتصاد و پيش بينی آنهارا از وضعيت آينده اقتصادی جويا می گردد.اين شاخص به طور دقيق و مستمر مورد توجه تحليلگران و کارشناسان اقتصادی است زيرا آن را از جمله شاخص های پيشرويی می دانند که می تواند سلامت آينده اقتصادی را نشان دهد


Consumer Credit:
اعتبار برای مصرف،اعتبار مصرفی،وام مصرفی
وامی است که به مصرف کننده نهايی برای خريد کالا و خدمات داده می شود


Consumer Price Index:
شاخص بهای مصرف کننده- تغييرات ماهانه قيمت سبد معينی از کالاها مشتمل بر غذا،پوشاک و حمل ونقل.رويکرد کشور ها در مورد اجاره يا رهن متفاوت است.تغييرات ماهانه اين شاخص نشان دهنده نرخ تورم است


Consumer sentiment:
شاخص اقتصادی نگرش مصرف کننده- اين شاخص که هر ماه توسط دانشگاه ميشيگان تهيه می شود با نظرسنجی از پانصد مصرف کننده هم نظرات آنها را در باره وضعيت جاری اقتصاد جويا می شود و هم پيش بينی آنها را از وضعيت آينده اقتصادی منعکس می سازد


consumer spending:
ميزان هزينه مصرف کننده/پولی که مصرف کننده برای تامين کالاها و خدمات مورد نياز پرداخته است


Contagion:
واگيری-گرايش يک بحران اقتصادی برای گسترش از يک بازار به بازاری ديگر.برای مثال بی ثباتی سياسی در اندونزی در سال 1997 موجب نوسانات شديد قيمت روپيه، واحد پول اين کشور گرديد اين بحران به ارز ساير کشورهای آسيايی و پس از آن به امريکای لاتين هم سرايت کرد


Contract:
قرارداد


Contract Expiration Date:
تاريخ انقضای قرارداد
تاريخی که بايد ارز تحويل داده شود تا به اين ترتيب شرايط قيد شده در قرارداد به طور کامل اجرا شود.درمعاملات اختيار خريد/فروش آخرين روزی که صاحب قرارداد اختيار معامله می تواند از حق خود برای خريد يا فروش دارايی پايه استفاده کند،تاريخ انقضاء محسوب می شود


Contract Month:
ماه سررسيد-ماهی که در آن کالا يا دارايی معامله شده در يک قرارداد آتی بايد تحويل داده شود.معمولآ در قراردادهای آتی طرفين به دنبال کسب سود هستند نه تحويل کالا بنابراين اينگونه قرارداد ها قبل از تاريخ سررسيد نقد می شوند و تحويل کالا صورت نمی گيرد


convenience store:
مغازه ها وفروشگاه های محلی

مغازه ها و فروشگاه های کوچکی که اغلب در محله های پر جمعيت يا کنار جاده های پر رفت وآمد،پمپ بنزين هاو ايستگاه های قطار قرار دارند


Convenience Store Sales:
ميزان فروش مغازه ها وفروشگاه های محلی

بهای اجناس فروش رفته در فروشگاه ها بر اساس يک آمار ماهانه.ژاپنی ها بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف خريد مايحتاج روزانه خود از فروشگاه های محلی می کنند.تعداد اين فروشگاه ها در سراسر ژاپن به بيش از چهل هزار می رسدو اقتصاد ژاپن گذشته از صادرات تا حد زِيادی وابسته به درآمد حاصل از اين فروشگاه هاست


Convergence:
همگرايی قيمت-وقتی قيمت کالاهای فيزيکی و قيمت قرارداد های آتی آنها به هم نزديک شوند


Conversion:
تسعير،تبديل-تبديل اوراق بهادارتبديل پذير مانند اوراق قرضه يا سهام ممتاز به سهام عادی


Convertible currency:
ارزی که می تواند به آسانی و به سرعت به ساير ارزها يا طلا تبديل شود


Copey:
کوپي-اصطلاح عاميانه براي ناميدن کرون دانمارک


Corporation:
شرکت سهامی-شرکتی که سهام داران آن دارای مسئوليت محدود هستند و منافع مالکيت آنها قابل انتقال است


Correction:
اصلاح روند،تعديل روند-تغيير روند غالب بازار

ايجاد تغييري موقت در روند حرکت بازار پس از يک دوره صعود يا نزول متوالي. معمولا وقتي سرعت رشد قيمت ها بيش از حد زياد باشد،اصلاح روند کمک ميکند تا بازار به سطح معقول تري برسد و روندي با ثبات تر حاصل شود.اصلاح روند- برخلاف سقوط يا واژگوني کامل روند-براي سلامتي دراز مدت بازار مفيد است


Correlation:
همبستگي-رابطه موجود بين دو متغير

اندازه گيري آماري که نسبت و رابطه بين دو يا چند متغير را نشان مي دهد.همبستگي بين دو متغير نوعي رابطه علت و معلولي بين آن دو را بيان مي کند.معمولا فرانک سوئيس همبستگي نزديکي با مارک آلمان دارد


correspondent:
بانک،صرافي ياساير موسسات مالي که براي ديگر بانکها،صرافي ها يا موسسات مالي خدماتي را انجام ميدهند و در مناطقي قرار دارند که موسسات مذکور به آن مناطق دسترسي مستقيم ندارند


Correspondent Bank:
بانک کارگزار


Cost of Carry:
هزينه معامله-هزينه هايی که سرمايه گذار برای معامله بايد بپردازد.مانند بهره پرداخت شده در معاملات خريد بر اساس اعتبار،سود سهام از دست رفته در معاملات فروش براساس اعتبار و برخی هزينه های ديگر


Cost of Living Index:
شاخص هزينه زندگي


Counter Currency:
دومين ارز در يک جفت ارزي


Counterpart:
کسي که در يک معامله مالي شرکت ميکند


Counterparty:
طرف معامله-به هريک ازشرکت کنندگان در يک معامله مالي اطلاق مي گردد


Counterparty Risks:
ريسک طرف معامله-احتمال عمل نکردن به تعهدات از سوی طرفين قرارداد


Countervalue:
ارزش دلاری يک ارز


Country Risk:
در معاملات بين المللي علاوه بر ريسک هاي معمول در هر معامله ريسکهايي هستند که مختص به يک کشور خاص مي باشند.مسائل اقتصادي،سياسي،قانوني واجتماعي يک کشور ونوسانات شديد نرخ ارز آن،همه از عوامل تعيين کننده ريسک سرمايه گذاري با آن کشور مي باشند


Coupon Value:
نرخ بهره سالانه اوراق قرضه


Cover:
پوشش دادن-وقتی معامله گری جفت ارزی را که فروخته است دوباره بخرد


CPI:
Consumer Price Index

شاخص بهای مصرف کننده- تغييرات ماهانه قيمت سبد معينی از کالاها مشتمل بر غذا،پوشاک و حمل ونقل.رويکرد کشور ها در مورد اجاره يا رهن متفاوت است.تغييرات ماهانه اين شاخص نشان دهنده نرخ تورم است


Crawling peg:
سياست خزنده نرخ ارز-سيستمی برای تعيين نرخ ارز که بر اساس آن نرخ ارز تثبيت شده است اما در فواصل زمانی مشخصی بر اساس شاخص های اقتصادی معين دائمآ تعديل میشود


Credit Card:
کارت اعتباری-کارت هايی که بانک ها،مؤسسات وام و پس انداز،فروشگاه ها و ساير موسسات تجاری منتشر می کنند تا در اختيار متقاضيان قرار گيرد.با استفاده از اين کارت ها فرد می تواند بارها پول بگيرد يا به صورت اعتباری خريد کند يا از خدمات مختلف استفاده کند


Credit Checking:
بررسی اعتبار-قبل از انجام معاملات بزرگ مالی بهتر است با بررسی اعتبار طرف مقابل ازکافی بودن ميزان اعتبار او اطمينان حاصل کرد .با اين کار با آسايش خيال بيشتری می توان مبادرت به عقد قرارداد نمود


credit line:
تسهيلات اعتباری،حدو ميزان اعتبار

توافقی ميان بانک و مشتری که در صورت نياز تا ميزان معينی وام در اختيار مشتری گذاشته شود

حداکثر مبلغی که بانک حاضر است درمدت معين در اختيار مشتری بگذارد


Credit Risk:
ريسک اعتبار- در کل به احتمال عدم پرداخت تعهدات مالی توسط طرف قراداد اطلاق می شود و اين امر ممکن است علل مختلف داشته باشد ولی به طور اخص به معنی احتمال عدم پرداخت تعهدات مالی به علت نداشتن پول کافی است


Cross Currency Pairs:
جفت ارزي فاقد دلار امریکامانند يورو/جي پي واي يا جي بي پي/سي اچ اف


Cross Deal:
معامله تبادل ارزی که هيچيک ازدوارز مورد تبادل دلارامريکا نباشد


Cross Rate:
نرخ غير مستقيم-نرخ تسعير ميان دو پول که بر پايه نرخ تسعير ميان هر يک از دو پول و پول سوم-که معمولآ دلار امريکاست- معين می شود


Cross rates:
نرخ غيرمستقيم-نرخ مبادلاتی بین دو ارز وقتی که هيچيک از آنها دلار امريکا نباشد که معمولاً از نرخ تبادلاتی دو ارز دربرابر دلار ایالات متحده آمریکا بدست می آید


Cross-Rate:
نرخ غير مستقيم-نرخ مبادلهء ارزی بين دو واحد پول وقتی که هيچيک از آنها دلار امريکا نباشد و معمولاً از نرخ تبادلاتی دوارز مذکور دربرابر دلار ایالات متحده آمریکا بدست می آید


Cross-Trade:
قراردادی که در آن يک کارگزار-بروکر- خودش هم فروشنده باشد و هم خريدار يا اينکه کارگزار فروشنده و کارگزار خريدار هر دو متعلق به يک مؤسسه باشند


Crossover:
معبر-از اصطلاحات تحليل تکنيکال است و به محل تقاطع نمودار سهام و انديکاتور اطلاق می شود و برای پيش بينی تغييرات قيمت سهام از آن کمک گرفته می شود.در اکثر مدل های تحليل تکنيکال،معبر يک سيگنال خريد يا فروش به حساب می آيد.انديکاتور«ميانگين متغير» و «نوارهای بولينگر» از جمله انديکاتورهايی هستند که از«معبر» استفاده می کنند


Cup with Handle:
فنجان با دسته-الگويی در نمودار ميله ای به شکل فنجان که در فاصله بين 7 تا 65 هفته شکل می گيرد.برخی تحليل گران تکنيکال معتقدند وقتی قيمت سهام به لبه دوم فنجان برسد،روند تغيير جهت داده و نزولی خواهد شد و سرمايه گذارانی که درنقطه اوج قبلی-لبه اول فنجان- خريد کرده اند بايد شروع به فروش نمايند


Currency:
واحد پول هر کشور


Currency Basket:
سبد ارزی-تعدادی ارز برگزيده که ميانگين وزنی آنها برای تعيين ارزش يا مبلغ يک قرارداد بکاربرده می شود

در قراردادها از سبد ارزی برای از ميان برداشتن يا به حداقل رساندن ريسک نوسانات ارزی استفاده می شود


Currency Option:
قرارداد های اختیار معامله ارز - اينگونه قراردادها این حق را برای خریدار یا فروشنده ایجاد می کند تا به خرید یا فروش ارز در ازای ارزی دیگر با یک نرخ مبادلاتی مشخص و در طول یک زمان معین بپردازد


Currency Pair:
جفت ارزی،دو واحد پول تشکيل دهندهء مبادلهء ارزی خارجی


Currency Risk:
ریسک ضرر ناشی از انجام تبادلات ارزی


Currency symbols:
علامت اختصاری واحد پول يک کشور مانند
AUD:دلاراسترالیا
CAD:دلار کانادا
EUR:يورو
GBP:پوند انگليس
CHF:فرانک سوِِييس


Current Account:
حساب جاري-تراز خالص پرداخت هاي بين المللي يک کشور شامل پرداخت هاي مربوط به واردات و صادرات به اضافه وجوه وارده به اقتصاد کشور به صورت کمک ديگر کشورها ونيز پولي که شاغلين خارج از کشور به مملکت خود ميفرستند . تراز مذکور شامل جريان و انتقال سرمايه نمي شود


Current Balance:
موازنه تجاري-ارزش کل صادرات يک کشور منهاي واردات آن در مدت زماني معين که برابر است با مجموع تراز تجاري و تراز نامرئي به اضافه دريافت خالص بهره، عايدات وسود هاي سهمي که از خارج از کشور تامين ميشود


Cycle:
تنظيم تاريخ انقضا که براي هر قراردادي قابل اجرا باشد

Daily Trading Limit:
بيشترين و کمترين قيمت مجاز برای يک کالا يا يک اختيار معامله در يک روز کاری بازار بورس.وقتی قيمت به اين حد برسد تا روز کاری بعدی ديگر معامله ای برروی سهام مذکور صورت نمی گيرد


Day Order:
دستور روزانه-دستور خريد يا فروش در بورس که به طور اتوماتيک در پايان روزی که دستور داده شده لغو ميگردد


Day Trader:
معامله گری که بر اساس نوسانات ناچيز قيمت درکوتاه مدت خريد و فروش می کند


Day Trading:
معامله خريد و فروش ارزی که به طور اتوماتيک هر شب ساعت ده به وقت گرينويچ تمديد می شود.طول مدت اين معامله از روز باز شدن پوزيشن تا زمان بسته شدن آن می باشد.در صورتی پوزيشن بسته می شود که الف-معامله گر خود اقدام به بستن پوزيشن نمايد.ب-پوزيشن به علت رسيدن به حد سود يا حد ضرر که از قبل توسط معامله گر تعيين شده،بسته شود.تا زمانی که پوزيشن باز است برای هر بار تمديد در ساعت ده شب -به وقت گرينويچ-مبلغی از معامله گر اخذ می شود


DCLG:
Department for Communities and Local Government
دپارتمان جوامع و دولت محلی انگليس


Deal Date:
تاریخی که در آن خریدار و فروشنده با هم توافق می کنند که سرمایه را با هم تبادل کنند


Deal Ticket:
شيوه ايي ابتدايي براي ضبط اطلاعات اوليه مربوط به قرارداد


Deal Ticket/Deal Slip:
شيوه ايي ابتدايي براي ضبط اطلاعات اوليه مربوط به قرارداد


Dealer:
دلال،کارگزار-فرد يا مؤسسه ای که به عنوان مسئول اصلی عمل می کند و قادر است هر زمان که لازم باشد با موجودی خود مبادرت به خريد يا فروش سهام و ساير اوراق بهادار نمايد


Debt:
وام،قرض
اوراق قرضه،وام های رهنی،اوراق خزانه،... انواع وام يا قرض هستند.شرايط باز پرداخت،تاريخ سررسيد و ميزان بهره آنها مشخص گرديده است


Declaration Date:
تاريخ اعلام-آخرين روز یا ساعتی که خريدار قرارداد اختيار معامله فرصت دارد تا تمايل يا عدم تمايل خود را برای استفاده از حق خود به فروشنده قرارداد اعلام کند


Default:
عدم پرداخت بدهی-عدم اجرای تعهدات قانونی

نپرداختن اصل يا بهره اوراق قرضه توسط صادر کننده اوراق به مشتری در زمان سررسيد


Deficit:
کسر موازنه،کمبود،کسري


Deflator:
عامل تعديل کننده قيمت-ضريب تعديل کننده قيمت

عامل تبديل دلار جاری به دلار ثابت(دلار تعديل شده بر اساس تورم) به منظور مقايسه قيمت ها جدا ازتاثيرات کلی تورم


Delivery:
تحويل-تحويل ارز مورد معامله بر طبق توافق طرفين


Delivery Date:
موعد قرارداد که در آن تبادلات ارزي رخ مي دهد


Delivery Month:
ماه تحويل-ماه سررسيد يک قرارداد آتی که بايد تحويل در آن ماه صورت گيرد


Delivery Points:
نقاط تحويل-مکان يا تسهيلات يک بازار معاملات فيوچرز-معاملات آتی-برای تحويل دادن و تحويل گرفتن کالاهای مورد معامله


Delivery Risk:
ريسک تحويل-زمانی بکار می رود که يکی از طرفين معامله قادر به انجام تعهدات خود نباشد


Delta:
دلتا-تغيير حاصله در قيمت يک قرارداد اختيار خريد به ازاء يک واحد تغيير قيمت در دارايی پايه

دلتا-نسبت تغيير قيمت يک قرارداد اختيار معامله به تغيير قيمت دارايی پايه


Department for Communities and Local Government:
دپارتمان جوامع ودولت محلی انگليس


Depo:
سپرده


Depository Institution:
مؤسسه مالی سپرده پذير- مؤسسات مالی امريکا مانند بانک های پس انداز که می توانند پول مشتريان را به صورت سپرده پذيرفته و نگهداری نمايند.قوانين حاکم بر مؤسسات سپرده پذير فدرال توسط شرکت بيمه سپرده فدرال وضع می گردد.بانک های رهنی جزء موسسات سپرده پذير نيستند زيرا فقط می توانند وام بدهند و مجاز به پذيرفتن سپرده نيستند


Depreciation:
سقوط ارزش يک ارز بخاطر فشار بازار


Derivative:
اوراق مشتقه-به آن نوع قراردادهای مالی اطلاق می شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی -دارایی پایه- می گیرند

دارایی پایه می تواند به شکل سهام، کالا، بورسهای خارجی، نرخهای بهره، صنعت ساخت و ساز یاهرنوع دارایی دیگرباشد.قراردادهای اختيار معامله متداولترين شکل اوراق مشتقه هستند


Derivatives:
اوراق مشتقه-به آن نوع قراردادهای مالی اطلاق می شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی -دارایی پایه- می گیرند

دارایی پایه می تواند به شکل سهام، کالا، بورسهای خارجی، نرخهای بهره، صنعت ساخت و ساز یاهرنوع دارایی دیگرباشد

چهار نوع اوراق مشتقه اصلی عبارتند از:قراردادهای آتی،سلف،معاوضه و اختيار معامله که از اين ميان قرارداد اختيار معامله متداول ترين نوع اوراق مشتقه می باشد


Desk:
به گروهی اطلاق می شود که يک يا چند ارز خاص را معامله می کنند


Details:
جزئيات قرارداد-تمام اطلاعات مورد نیاز برای به مرحله نهایی رساندن قرارداد تبادلات ارزی ، اطلاعاتی ماننداسم،نرخ،تاریخ و محل تحویل


Devaluation:
عملی که دولت برای کاهش ارزش ارز انجام میدهد


DEWR:
استراليا-دپارتمان رابطه بين محيط کار و استخدام


DEWR Skilled Vacancies - Australia:
مشاغل موجود برای نيروی کار ماهر استرالياتهِيه شده توسط موسسه دی ايی دبليو آر-اين شاخص اقتصادی تغييرات ماهانه در تعداد مشاغل موجود برای نيروی کار ماهر در سراسر استراليا رابررسی می نمايد


DIBOR:
نرخ بهره بين بانکی دوبلين


Direct Quote:
مظنه مستقيم-اعلام قيمت يک ارز خارجی برحسب واحد پول ملی يک کشور


Dirty Float:
سيستم تعيين نرخ ارز کنترل شده-نوعی نظام تعيين نرخ ارز که در آن نرخ ارز تثبيت شده نيست بلکه در کنترل بانک مرکزی است و بانک مرکزی با تغيير نرخ بهره و در پی آن جذب يا دفع جريان سرمايه می کوشد تا از نوسانات مفرط نرخ ارز جلوگيری کند. اين سيستم برخلاف سيستم شناوری خالص است زيرا در سيستم شناوری خالص نرخ ارز را فقط بازار و بورس بازی های آن تعيين می کنند و بانک مرکزی هيچ نوع دخالتی در اين زمينه ندارد


Discount:
تخفيف


Discount House:
مؤسسه تنزيل
الف-مؤسسه ای که اوراق بهادار معتبر و کم ريسک را می خرد و بعد يا دوباره آنها را می فروشد يا تا رسيدن موعد سررسيد نگاه می دارد
ب-مؤسسه ای که برات و اسناد را تنزيل می نمايد


Discount Rate:
نرخ تنزيل،ميزان تنزيل

الف-اندازه بهره ای است که بانک ها بر برات و سفته هنگام خريد آنها اعمال می کنند

ب-نرخ بهره وام های کوتاه مدتی که بانک ذخيره فدرال بدون واسطه و به طور مستقيم به بانک های تحت پوشش خود پرداخت می کند


Discretionary Account:
حساب اختياری-حسابی که مشتری آن را در اختياريک موسسه معامله کننده قرار می دهد تا از طرف او با آن حساب به خريد و فروش جفت ارزی بپردازد.مؤسسه مذکور در انتخاب جفت ارزی،قيمت و زمان بندی معاملات -با رعايت موارد قيد شده در توافقنامه-اختيار عمل دارد


Distributive Trade:
تجارت توزيعی-رساندن کالاها به دست مصرف کنندگان نهايی آنها از طريق شبکه عمده فروشی و خرده فروشی


Dividend:
سود سهام که به سهام داران شرکت می رسد،آن بخش از درآمد يک شرکت که بين سهام داران شرکت تقسيم می شودو معمولآ هر سه ماه يکبار پرداخت می شود


Domestic CGPI -Domestic Corporate Goods Price Index- Japan:
شاحص بهای کالاهای شرکتی داخلی-شاخصی که بهای کالاهای خريداری شده توسط شرکت های ژاپنی را نشان می دهد


Domestic corporate Goods Price Index_Domestic CGPI - Japan:
شاخص بهاي کالاهاي خريداري شده توسط شرکتهاي داخلي در ژاپن


Domestic Demand:
تقاضای داخلی

از شاخص های اقتصادی آلمان که نشان دهنده کل کالاها و خدماتی است که مصرف کنندگان آلمانی تقاضا کرده اند


Double:
اختيار معامله دوگانه- نوعی اختيار معامله جهت خريد يا فروش يک ارز يا دارايی پايه به قيمت معين. در اين نوع اختيار معامله استفاده از حق فروش منجر به انقضای حق خريد و برعکس استفاده از حق خريد باعث انقضای حق فروش می شود


Durable Goods Order:
سفارش کالاهاي بادوام-شاخص اقتصادي که تغييرات حاصله در ميزان فر وش کالاهايي با طول عمر بيش از سه سال را نشان ميدهد


Dwelling Starts - Australia:
از شاخص های اقتصادی استرالياوبيانگر تعداد خانه های نوسازی که طی ماه گذشته کار ساخت آنها آغاز شده است


e

Easing:
کاهش قیمت با روندی معتدل


ECB--European Central Bank:
بانک مرکزي اتحاديه پولي جديد اروپا
بانک مرکزی اروپا


Echo Watchers Survey:
نظرسنجی مراقبين اقتصادی-از شاخص های اقتصادی ژاپن که به جمع آوری نظرات آن دسته از شاغلين ژاپنی می پردازد که درآمد کاريشان در فصول و دوره های مختلف سال يکسان نيست مانند خرده فروشان،رستوران داران و رانندگان تاکسی و نظرات آنها را در مورد وضعيت جاری اقتصاد و وضعيت آينده جويا می گردد


Economic Exposure:
ريسک اقتصادی-تاثيرات نامطلوب نوسانات نرخ ارز بر گردش نقدی يک شرکت


Economic and Monetary Union - EMU:
اتحاديه پولی و اقتصادی-اصطلاحآ به بازار پولی و اقتصادی منطقه يورو اطلاق می شود ولی کلآ به معنای بازاری است با يک واحد پول مشترک.بزرگترين اتحاديه پولی و اقتصادی جهان در حال حاضر متعلق به منطقه يورو است با واحد پول مشترک يورو.از ديگر اتحاديه های پولی و اقتصادی می توان اتحاديه پولی و اقتصادی منطقه کارائيب، اتحاديه پولی و اقتصادی شرق افريقا و ... را نام برد


Economic Exposure:
اين مفهوم نشان دهندهء تاثيري است که نوسانات نرخ تبديل ارز بر درآمد ،گردش نقدي و سرمايه گذاريهاي خارجي يک شرکت و در نتيجه وضعيت رقابتي آتي آن دارد


Economic Indicator:
شاخص اقتصادي-آمارهاي منتشره از طرف دولت که ثبات و رشد اقتصادي جاري کشور را نشان مي دهند.شاخص هاي رايج اقتصادي عبارتند از:نرخ اشتغال،توليد ناخالص داخلي،نرخ تورم،شاخص خرده فروشي و غيره


Economy - Overheated:
اقتصاد دو آتشه-اقتصادی با نرخ رشد بسيار بالا که بر ظرفيت وتوان توليد فشار وارد می آورد و حاصل آن افزايش تورم و بالا رفتن نرخ های بهره است


ECP-Eurocommercial Paper:
نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت بدون وثيقه که در بازار بين المللی پول توسط بانک ها يا موسسات عرضه می شود ولی بر حسب واحد پولی به غير از واحد پول کشور بانک يا موسسه وام دهنده

مثلآ وقتی که يک شرکت امريکايی به منظور تامين منابع مالی خود از طريق باازر بين المللی پول اقدام به عرضه اوراق قرضه برحسب دلار کانادا نمايد


ECU:
واحد پول اروپايي


ECU - European Currency Unit:
واحد پول اروپايی -سبد ارزی متشکل از کليه ارزهای کشور های عضو جامعه اروپا که به عنوان واحد محاسبه برای کشورهای عضو بکار برده می شد و بعدها يورو جانشين آن شد


EDI:
تبادل الکترونيکي داده ها


Efficient Market Theory:
تئوری بازار کارآمد-بر اساس اين تئوری قيمت جاری بازار همه اطلاعات و انتظارات مربوط به جفت ارزی مورد نظر را منعکس می کند.اين تئوری بر اين باور است که بازار نمی تواند يک دارايی را بيشتر يا کمتر از قيمت واقعی آن ارزش گذاری کند و ارزش جاری بازار ارزش واقعی دارايی مزبور است


Efficient Markets:
بازار کارآمد- بازاری که در آن قيمت گذاری کالاها بر مبنای اطلاعات جاری و درست صورت می گيرد و به همين لحاظ دارايی های کم ارزش گذاری شده در اين بازار وجود ندارد


EFT:
انتقال الکترونيکي سرمايه


EIA Natual Gas Report:
گزارش گاز طبيعی اداره اطلاعات انرژی امريکا-گزارشی هفتگی از ميزان ذخائر گاز طبيعی امريکاکه درمخازن زيرزمينی نگهداری ميشود.اين گزارش توسط اداره اطلاعات انرژی امريکا تهيه می شود ودر تعيين نرخ گاز طبيعی نقش دارد


EIA-Energy Information Administration:
اداره اطلاعات انرژي امريکا


Elliot Wave Theory:
نظريه موج اليوت-بر طبق اين نظريه بازار به صورت موجی حرکت می کند و هر روند دارای پنج موج است


Empire State Manufacturing Survey - United States:
ارزيابی توليد کارخانه ای امپاير إستيت-ارزيابی شرايط و انتظارات تجاری مديران بخش توليد کارخانه ای ايالت نيويورک -بانک فدرال نيويورک نظرسنجی ماهانه ای از مؤسسات توليدی سراسرايالت نيويورک به عمل می آورد بدين ترتيب که مستمرآ در اولين روز هر ماه بانک فدرال نيويورک برای مدير عاملان صد و هفتاد و پنج شرکت توليدی پرسشنامه های نظرسنجی ارسال می دارد و از آنها می خواهد تا تغييرات مجموعه ای از شاخص ها را از ماه قبل تا آن زمان اعلام دارندو علاوه بر آن پيش بينی خود را در مورد روند احتمالی شاخص های مذکور طی شش ماه آينده ابراز نمايند


employment cost index:
شاخص هزينه استخدام- گزارش دقيق ماهانه ای از کل هزينه هايی که استخدام يک فرد در بر دارد


Employment Level - Switzerland:
سطح اشتغال-از شاخص های اقتصادی سوئيس که نشان دهنده تعداد کارکنان حقوق بگيری است که حداقل شش ساعت در هفته کار می کنند


EMS:
European Monetary System

سيستم پولی اروپايی


EMU:
European Monetary Union

اتحاديه پولی اروپا


EMU (Economic and Monetary Union):
اتحاديه پولی و اقتصادی


End Of Day Order - EOD:
دستور خرید وفروش در یک قیمت مشخص . این دستور تا پایان روز معاملاتی برقرار می ماند


Entrepot:
انبار موقتی،مرکز تجارت-در تجارت بين المللی به مرکزی گفته می شود که کالاهای وارداتی در آنجا انبار می شود تا از آنجا مجددآ به ساير نقاط صادر گردد.هنگ کنگ يکی از مراکز عمدۀ اين نوع تجارت است


Envelopes:
خطوط محاطی- خطوط درنوارهای بولينگربر اساس انحراف معيار رسم می شوند ولی در خطوط محاطی در نقاطی با فاصله معين بر حسب درصد در بالا و پايين خط ميانگين متغيررسم می شوند.محدوده های بالايی و پايينی نقاط ورود و خروج را برای معامله گران ارز معين می کنند


EOD - End Of Day Order:
دستور خرید وفروش در یک قیمت مشخص . این دستور تا پایان روز معاملاتی که معمولاً 5 بعد از ظهر است باز می ماند


EOE:
بورس معاملات اختيار اروپايی


Equilibrium:
توازن-محدوده ای ازقيمت که درآن بين عرضه و تقاضای يک جفت ارزی در بازار تعادل وجود دارد


Equipment Investment - Germany - Euro-zone:
سرمايه گذاری در بخش تجهيزات

کل بهای سرمايه گذاری آلمان در بخش تجهيزات مانندابزار آلات ماشينی و تجهيزات ساخت و ساز


equity market:
بازار سهام


ERM:
مکانيزم نرخ تبديل ارز-سيستمی که جامعه اروپايی آن رادر مارس 1979 به عنوان بخشی از سيستم پولی اروپايی معرفی کرد و هدفش کاهش تغييرپذيری نرخ ارز و دستيابی به ثبات پولی در اروپا بود


Euro:
يورو:واحد پول مشترک پذيرفته شده از سوی يازده کشور اروپايی آلمان،فرانسه،بلژيک،لوکزامبورک،اتريش فنلاند،ايرلند،هلند،ايتاليا،اسپانيا و پرتغال


Eurobond:
اوراق قرضه اروپايی-اوراق قرضه دراز مدتی که بر حسب واحد پول کشوری به غير از کشور انتشاردهنده عرضه می شود .معمولآاين اوراق راکمپانی های غيراروپايی برای فروش در اروپا عرضه می کنند


Euroclear:
اتاق پاياپای اروپا- يکی از سيستم های پيشرفته تسويه اوراق قرضه اروپايی


Eurodollar:
دلار اروپايی- دلارامريکا يا سرمايه های دلاری که در بانک های خارج از امريکا-در اروپا يا ساير نقاط نگهداری می شود و از آن برای تسويه حساب قراردادهای بين المللی استفاده می شود


European Monetary Union:
اتحاديه پولی اروپا- ازجمله مؤسسات اتحاديه اروپاکه هدف اصلی آن تثبيت يک ارز خاص- يورو- برای کل اتحاديه بود


European Monetary Union - EMU:
اتحاديه پولی اروپا- ازجمله مؤسسات اتحاديه اروپاکه هدف اصلی آن تثبيت يک ارز خاص- يورو- برای کل اتحاديه بود


European Union:
اتحاديه اروپا که قبلآ از آن با نام جامعه اروپا ياد میشد


Exchange Rate Risk:
ريسک نرخ تسعير-اثرات تغييرات نرخ ارز بر سرمايه گذاری ها يا بر فعاليت های تجاری يک شرکت
مثال-اگر برای سرمايه گذاری ناچار باشيم که ارز خود را به دلار تبديل کنيم،تغيير ارزش ارز مزبور نسبت به دلار بر روی سود يا ضرر کلی سرمايه گذاری اثر می گذارد


Exchange control:
نظارت بر ارز،نظارت ارزی-مقررات دولتی خريد و فروش ارز که به منظور حفظ ارزش پول يک کشورو حمايت از آن وضع می شوند


Exchange Rate Risk:
ريسک نرخ مبادله ارز،ريسک نرخ تسعير
ریسک ضرر ناشی از انجام تبادلات ارزی که در اثر نوسانات نرخ تبديل ارز پديد می آيد


Execution:
مراحل اتمام يک سفارش يا قرارداد


exercise:
تحقق قرارداد اختيار معامله-وقتی که مالک قرارداد اختيار معامله بخواهد از حق خود استفاده کرده و دارايی پايه را که به موجب قرارداد اختيار، حق خريد يا فروش آن را به دست آورده است بخرد يا بفروشد


Exercise (options):
تحقق قرارداد اختيار معامله-وقتی صاحب حق اختيار خريد و فروش،معامله تصريح شده در قرارداد را تحقق بخشد يعنی معامله مذکور که يا فروش و يا خريد مقدار معينی از سهام و... به قيمت معلوم توافق شده است سريعاً انجام پذيرد و قرارداد خاتمه يابد.يک قرارداد اختيار خريد وقتی تحقق می يابد که صاحب حق اختيار،سهام يا اوراق بهادار مذکور در قرارداد را به قيمت توافق شده بدون توجه به قيمت فعلی بازار از فروشنده اختيار معامله بخرد و يک قرارداد اختيار فروش نيز وقتی محقق می شود که صاحب حق اختيار،اوراق بهادار مذکور در قرارداد را به فروشنده قراداد اختيار معامله به قيمت توافق شده بفروشد


Exercise Notice:
اطلاعيه رسمی مبنی بر اينکه دارنده قرارداد اختيار معامله خواستار انجام معامله يعنی خريد يا فروش دارايی پايه به قيمت توافق شده می باشد


Exercise Price - Strike Price:
قيمت توافق شده-قيمتی که برای انجام يک قرارداد اختيارمعامله بر روی آن توافق شده است.ممکن است اين قيمت با قيمت روز بازار در زمان تحقق معامله متفاوت باشد ولی اين مسئله اهميت ندارد و معامله با قيمت توافق شده صورت می گيرد


Exotic:
ارز نا متعارف-ارزی که در معاملات ارز کمتر خريد و فروش می شود.معامله چنين ارزهايی مقرون به صرفه نيست چون ما به التفاوت نرخ خريد و فروش آن زياد است


Expansion:
توسعه،رشد-به هر گونه رشد و توسعه در فعاليت های اقتصادی اطلاق می شود.مثلآدر دوران بهبودی که به دنبال رکود اقتصادی می آيد، اقتصاد رو به رشد و توسعه می گذارد


Expiration Date:
تاريخ انقضاء
الف- قرارداد اختيار معامله:آخرين روزی که پس از آن ديگر نميتوان معامله را انجام داد
ب-اوراق قرضه:تاريخ سررسيد اوراق قرضه


Expiration Month:
ماهی که در آن تاريخ قرارداد منقضی می شود


Expiry Date:
تاريخ انقضاء-آخرين روز برای محقق کردن قرارداد اختيار معامله-آخرين روزی که صاحب قرارداد اختيار معامله می توانداز حق خود برای خريد يا فروش دارايی پايه استفاده کند


Exponentially Weighted Moving Average - EMA:
ميانگين متغير نمايی- برخلاف ميانگين متغير ساده که تاکيد يکسانی بر همه اطلاعات داده شده دارد، تاکيد ميانگين متغير نمايی بيشتر بر روی اطلاعات اخير و جديد تر است


Exposure:
امکانات خطر و ريسک-در معاملات ارزی به سود و ضرر احتمالی ناشی از نوسانات نرخ ارز گفته می شود


f

face value:

ارزش اسمي،ارزش ظاهري-قيمتي است که براي اوراق بهادار تعيين گرديده و بر روي خود اوراق مندرج است


Factory Orders:
ميزان سفارشات کارخانه اي-شاخص اقتصادي نشان دهنده کل سفارشات کالاهاي بادوام و بي دوام. کالاهاي بي دوام عبارتند از خوراک،پوشاک،محصولات صنعتي سبک ومحصولاتي که براي تعمير و نگهداشت محصولات بادوام ضروري هستند


Fast Market:
بازار مالی باحجم معاملات بسيار بالا و نوسانات قيمت رو به افزايش


FDIC=Federal Deposit Insurance Corporation:
شرکت بيمه سپرده فدرال-از موسسات دولت امريکا که سپرده های موجود در بانک های بازرگانی امريکا را بيمه می کند.ميزان اين سپرده ها نبايد بيش از 100.000 دلار باشد


Fed - Federal Reserve:
بانک فدرال امريکا


Fed Fund Rate:
نرخ بهره وجوه فدرال- نرخ بهره وام های بين بانکی که با استفاده از وجوه فدرال داده می شوند.اين نرخ بهره بسيار مورد توجه و دقت کارشناسان اقتصادی است زيرانشان دهنده ديدگاه بانک فدرال درمورد عرضه پول است


Fed Funds:
وجوه فدرال-بانک های تجاری امريکااندوخته های اضافی خود رانزد بانک های فدرال محلی به امانت می سپارند و از اين منبع به ساير بانک هايی که نياز به پول دارند وام داده می شود.در دسترس بودن و نرخ بهره اين وامهادو شاخص مهمی هستند که برسياست گذاری بانک فدرال تاثير می گذارند.به همين جهت تحليل گران اقتصادی به منظور پيش بينی تغييرات بازارهای اعتباری به دقت آنهارا تحت نظر دارند


FEDAI:
اتحاديه دلالان ارز هند که اتحاديه همه معامله گران بازار ارز و سهام است.از وظايف اين سازمان وضع قوانين اساسي براي تعيين ميزان کميسيون و ساير هزينه ها و نيز وضع مقررات و قوانين مربوط به معاملات هر روزهء ارز در کشور هند است.38 ارز مختلف توسط اين اتحاديه براي انجام اين معاملات به رسميت شناخته شده است


Federal Deposit Insurance Corporation - FDIC:
شرکت بيمه سپرده فدرال-از موسسات دولت امريکا که سپرده های موجود در بانک های بازرگانی امريکا را بيمه می کند.ميزان اين سپرده ها نبايد بيش از 100.000 دلار باشد


Federal National Mortgage Association-Fannie Mae:
شرکت ملی فدرال وام رهنی- شرکتی خصوصی ولی تحت حمايت دولت که اجازه رسمی برای اعطاء وام مسکن و تضمين وامهای خود را دارد .شرايط وام های اين مؤسسه آسانتر از شرايط وام های دولتی است .دولت امريکا از اين موسسه هيچ نوع حمايت مالی نمی کند و اوراق بهادار منتشره آن هم هيچ گونه تضمين دولتی ندارند و فقط خود مؤسسه مذکور اين اوراق را تضمين می نمايد


Federal Open Market Committee:
کميته سياست گذاری بانک فدرال


Federal Open Market Committee =FOMC:
کميته سياست گذاری بانک فدرال-تعيين نرخ بهره بر عهده اين کميته دوازده نفره است


Federal Reserve - Fed:
بانک مرکزی امريکا


Federal Reserve Board:
هئيت مديره بانک ذخيره فدرال امريکا- اعضاء اين هئيت برای يک دوره 14 ساله توسط رئيس جمهور انتخاب می شوند ولی مدت خدمت رئيس هئيت چهار سال است و بعد از چهار سال مجددآ توسط رياست جمهوری انتخاب می گردد


Federal Reserve System:
نظام بانکی فدرال- سيستم بانک مرکزی ايالات متحده که متشکل از 12 بانک فدرال منطقه ای و يک بانک فدرال مرکزی است.کل کشور به 12 منطقه تقسيم شده که هر منطقه يک بانک فدرال دارد و اين دوازده بانک تحت پوشش و نظارت بانک فدرال فعاليت می کنند


Fedwire:
سيستم پرسرعت ارتباطی برای انتقال وجوه بين بانک های اندوخته فدرال امريکا و ساير بانک ها و موسسات مالی سپرده پذير.از اين سيستم برای انتقال سريع اندوخته های بانک های فدرال و تامين فوری اعتبار استفاده می شود


Fill:
پر کردن-روند تکميل دستور مشتری برای خريد يا فروش جفت ارزی

پر کردن-اجرای دستور مشتری،خريد يا فروش جفت ارزی،سهام يا اوراق بهادار


Fill or Kill:
دستور خريد يا فروش داده شده به کارگزار که يا بايد فورآ به طور کامل اجرا شود يا اگر چنين امکانی فراهم نيست به طور کامل لغو گردد


Fill Price:
قيمتی که در آن دستور خريد يا فروش اجرا ميشود


Final Goods:
کالاهای نهايی-کالاهايی که مورد مصرف قرار می گيرند و از آنهادر ساخت کالاهای ديگر استفاده نمی شود.برای مثال اتومبيل يک کالای نهايی است ولی تايراتومبيل يک کالای نهايی نيست


Finance:
تهيه کردن سرمايه،تأمين مالی کردن-فراهم آوردن وجوه از راه فروش سهام يا نشراوراق بهادار،دريافت وام و گرفتن اعتبار


Financial Asset:
دارايی مالی-دارايی های غيرفيزيکی مانند اوراق بهادار،موجودی بانکی و امثال ذلک


Financial Risk:
ريسک مالی-احتمال اينکه موسسه انتشار دهنده اوراق قرضه نتواند به تعهدات خود عمل کند يعنی نتواند سود يااصل پول خريدار اوراق مذکوررادر موعد مقرر بپردازد


Finantial Institution:
مؤسسه مالی-مؤسساتی که با استفاده از مشارکت عمومی تامين سرمايه میکند و سپس آن را در دارايی های مالی مانند اوراق قرضه،وام،...سرمايه گذاری می کند.سرمايه گذاری اين مؤسسات صرفآ در دارايی های مالی است نه در پروژه های فيزيکی


Finex:
فينکس-بازارمعامله ارز و اوراق بهادار خزانه با استفاده از معاملات آتی -فيوچرز-و قرارداد های اختيار معامله-آپشن-که سکوهای معاملاتی آن در نيويورک وشهر دوبلين ايرلند قرار دارد


Fiscal Policy:
سياست مالی-تصميمات اتخاذ شده توسط دولت در خصوص ماليات ها و مخارج دولت به منظور ايجاد ثبات اقتصادی در کشور


Fisher Effect:
تاثير فيشر-رابطه مستقيم بين تورم و نرخ بهره بدين صورت که افزايش تورم منجر به افزايش نرخ بهره خواهد شد


Fixed Interest Security:
اوراق قرضه دارای نرخ بهره مشخص-شما با خريد اوراق قرضه در واقع پول خود را به ناشر اوراق مذکور وام می دهيد و او در ازای اين کار علاوه بر اينکه اصل پول شما را در تاريخ توافق شده -تاريخ سررسيد- به شما برمی گرداند،تا فرارسيدن آن زمان بهره پول شما را نيز می پردازد


Fixed Exchange Rate:
نرخ ثابت ارز-نرخ رسمی معين شده توسط مقامات پولی يک کشورولی در عمل حتی نرخ های ثابت نيز مجازند که بین یک باند مشخص بالا و پایین روند


Flat/square:
پوزيشن خنثی-وقتی معاملات خريد و فروش يک معامله گر کاملآ با هم برابر باشند. در اين حالت فرد ديگر هيچ پوزيشن بازی ندارد.برای مثال اگر معامله گری يک معامله خريد 500 دلاری انجام دهد و سپس همان را به فروش رساند دارای پوزيشن خنثی خواهد شد


Floating Exchange Rate:
نرخ های شناور ارز-نرخ های ارز هنگامی که مقامات پولی يک کشور در بازار پولی دخالت نمی کنند ونرخ ارز برابری ثابت و نقطه مبادله طلا ندارد وتحت تاثير نيروهای عرضه و تقاضا تعيين می شود


Floor:
تالار بورس-بخشی از بازار بورس که معاملات در آنجا صورت می گيرد


FOMC:
Federal Open Market Committee

کميته سياست گذاری بانک فدرال-کميته ای با دوازده عضو که رياست آن با رئيس هيئت مديره بانک فدرال مرکزی است و هشت بار در سال تشکيل جلسه می دهد. وظيفه اين کميته تصميم گيری در مورد سياست پولی کشور و تعيين نرخ های بهره است. اعضاء اين کميته عبارتند ازرؤسای پنج بانک از دوازده بانک فدرال ايالتی به اضافۀ هفت تن از اعضاء هيئت مديره بانک فدرال مرکزی


FOMC Meeting Announcement:
بيانيۀ کميته سياست گذاری بانک فدرال-اعضاء اين کميتۀ 12 نفره که عبارتند از رؤسای پنج بانک فدرال ايالتی و هفت عضوهيئت مديرۀ بانک فدرال مرکزی در سال هشت بار تشکيل جلسه می دهند تاسياست پولی کشور را در ماه های آتی تعيين کنند.تغييرات حاصله در سياست های پولی بلا فاصله پس از اجلاس کميته مذکوربا انتشار بيانيه ای به اطلاع عموم می رسد


foreclose:
مصادره کردن-سلب اين حق از وام گيرنده که بتواند دارايی خود را از گرو رهن درآورد.اين کار توسط وام دهنده و با حکم دادگاه صورت می گيرد .پرداخت نکردن بدهی از طرف وام گيرنده از جمله علل شايع مصادره است


foreclosure:
مصادره-روندی قانونی که طی آن وام دهنده با استفاده از حکم دادگاه حق از گرو رهن درآوردن ملک و دارايی رااز وام گيرنده سلب می کند


Foreign Currency Effect:
تاثيرنرخ ارز -تاثير تغييرات نرخ ارز بر بازدهی سرمايه گذاری های خارجی


Foreign direct investment - FDI:
سرمايه گذاری مستقيم خارجی-سرمايه گذاری در اقتصاد ساير کشورها به منظور دستيابی به سودی پايدار


Foreign Exchange:
مبادلات ارزی
خريد يک ارز و فروش ارزی ديگر به طور همزمان


Foreign Exchange Centers:
مراکز تبادلات ارز خارجی، که لندن بزرگترین آنهاست و نیویورک، توکیو ،سنگاپور،زوریخ و هونگ کونگ نیز جرو مراکز مهم هستند


Foreign Exchange Market:
بازار تبادلات ارزی-بازار بازارمبادلات ارزی
بازاری بين المللی که در آن ارزهای گوناگون خريد و فروش می شوند. حجم معاملات انجام شده در اين بازار روزانه بالغ برحدود يک تريليون دلار است.بازارهای ارزی به صورت بازار نقد،سلف،بازار معاملات آتی و بازار اختيار معامله می باشد


Foreign Position:
معامله ارزی- معامله ای است که بر طبق آن يک طرف توافق می کند که به طرف ديگر مقدار معينی ارز را بفروشد يا از او مقدار معينی ارز را خريداری نمايد


Forex:
نشانه اختصاری است برای عبارت انگليسی زير به معنای تبادل ارز يا مبادله ارزی
foreign exchange


Forex Club:
باشگاه بازارمبادلات ارزی-گروه هايی که در مراکز عمده مالی تشکيل می شوند و هدفشان ايجاد ارتباطات اجتماعی و آموزشی بين معامله گران بازارمبادلات ارزی است


Forex Deal:
معامله بازارمبادلات ارزی-خريد يک ارز و فروش ارز ديگر که با هم جفت ارزی را تشکيل می دهند يا بالعکس فروش ارز اول و خريد ارز دوم


Forward:
پيش فروش،سلف
قراردادی که فروشنده را ملزم می سازد تا راس موعد مقرر،سهام، کالا،ارز،... را به خريدار بفروشد و خريدار را نيز ملزم به خريد آن مینمايد


Forward Contract:
قراردادسلف،قرارداد پيش فروش
قراردادی که به موجب آن فروشنده توافق می کند مقدار معينی کالا يا اوراق بهادار را با قيمت توافق شده به خريدار بفروشد و زمان تحويل مورد معامله زمان مشخصی در آينده است


Forward Cover Taking:
معاملات سلفی که به منظور ايمن بودن در مقابل تغييرات نرخ ارز انجام می گيرد


Forward Deal:
معامله سلف يا پيش فروش ارز
معامله خريد يا فروش ارزکه زمان تسويه آن در آينده است.در اين نوع معامله ميزان دارايی مورد معامله که بايد راس موعدی مقرر تحويل داده شود به همراه قيمت مورد توافق قيد می شود


Forward margins:
سود ناويژه پيش فروش-مابه التفاوت بين قيمت توافق شده در معامله پيش فروش و نرخ روز بازار.واحد شمارش آن نقطه يا درجه است


Forward Operations:
عمليات سلف يا پيش فروش- نوعی ازمعاملات تبادل ارز که در آن تاريخ سررسيدمعامله مطابق با عرف معمول بازار ،دو روز کاری پس از انجام معامله نيست بلکه تاريخ ديگری است که طرفين معامله با هم توافق کرده اند


Forward Outright:
تعهد خريد يا فروش يک ارز برای تحويل در زمان مشخصی در آينده.قيمت توافق شده عبارت است از نرخ روز بازار به اضافه يا منهای درجات پيش فروش


Forward Points:
درجات پيش فروش،واحد تعيين قيمت پيش فروش-مبلغی که که به نرخ روز بازار اضافه يا از آن کسر می شود تا نرخ پيش فروش برای يک معامله پيش فروش ارز معين گردد.اين ميزان بر اساس تفاوت نرخ بهره دو ارز موجود در جفت ارزی محاسبه می شود


Forward Price:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Forward Rate:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Forward Rates:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Free Reserves:
اندوخته های آزاد-اگر از اندوخته های مازاد يک بانک،مبالغی را که بانک از بانک اندوخته فدرال وام گرفته کسر کنيم اندوخته های آزاد بانک مزبور حاصل می شود


Front Office:
الف-در تجارت به دو بخش بازاريابی و فروش شرکت اطلاق می شود. به ساير بخش هايی هم که در تعامل مستقيم با مشتری هستند نيز ممکن است گفته شود

ب- به فعاليت هايی که يک معامله گر-تريدر- انجام می دهد و به طور کلی به فعاليت هايی که برای انجام معامله-تريد- بايد انجام گيرد اطلاق می شود


Fundamental Analysis:
تحليل فاندامنتال-تجزيه و تحليل اخبار و وقايع سياسی و اقتصادی با هدف پيش بينی تغييرات قيمت در بازار مالی


Fundamentals:
عوامل بنيادی،فاندامنتال ها-فاکتورها يی که به عنوان عوامل اصلی تعيين و شکل گيری ارزش نسبی ارزها پذيرفته شده اند.اين عوامل عبارتند از تورم،نرخ رشد،تراز تجاری،کسر بودجه دولت و نرخ های بهره


Futures:
معاملات آتی-معامله ای برای خريد يا فروش مقداری معين از یک دارایی در زمان مشخصی در آینده با قیمت مورد توافق که هنگام امضاء قرارداد تعیین می گردد.اگر قيمت مورد معامله در زمان سررسيد از قيمت مشخص شده بيشتر شده باشد،خريدار سود برده است وبالعکس

معاملات آتی و اختيار معامله-در معاملات آتی فردملزم است که معامله را انجام دهد ولی دراختيار معامله فرد در انجام يا عدم انجام قرارداد مختار است

معاملات آتی و سلف-تفاوت عمده آتی ها با معاملات سلف دراين است که معاملات آتی به طور معمول دربازار بورس صورت می گيرند در حالی که معاملات سلف در بازار فرابورسی انجام می شوند


Futures Exchange-Traded Contracts:
قرارداد معاملات آتی-قرارداد معتبر و محکمی که در بورس منعقد می شود واتاق تهاتر بورس آن را تضمين می کند و به موجب آن طرف قرارداد بايد در راس موعد مقرر مقدار استانداردی از يک دارايی رابه نرخ از پيش تعيين شده تحويل دهد يا تحويل بگيرد.علاوه بر اين در قرارداد آتی موقعیت باز معاملاتی افراد بطور روزانه پس از اختتام معاملات محاسبه می شود که به اين کار به روز رساندن حساب مشتری می گويند


FX:
مبادله ارز،معاملات ارز


FY:
Fiscal year
سال مالي


g

G10

گروه ده- هفت کشور عمده صنعتی جهان يعنی امريکا، آلمان،ژاپن،فرانسه،انگليس،کانادا وايتاليا به اضافه هلند،سوئد و بلژيک که بر اساس برنامه سالانه ای تشکيل جلسه می دهند تا در مورد مسايل مالی بين المللی با يکديگر مشورت، مباحثه و همکاری نمايند.سوِئيس نيز گاهی اوقات در اين جلسات شرکت می کند


G5:
گروه پنج-گروهی متشکل از پنج کشور صنعتی دنیا که عبارتند از آمریکا ، ژاپن ، آلمان ، فرانسه و انگلستان


G7:
گروه هفت-هفت کشور عمده صنعتی جهان يعنی امريکا، آلمان،ژاپن،فرانسه،انگليس،کانادا وايتاليا


Gamma:
گاما-سرعت تغييرات دلتا در طول زمان يا در ازاء يک واحد تغيير قيمت دارايی پايه


Gap:
شکاف- ناهماهنگی ميان مبالغی که تاريخ وصول آنها فرا رسيده و ميزان وجوه نقد واصل شده .اين حالت می تواند برای يک بانک يا برای افراد معامله گر بوجود آيد


GCC=Gulf Cooperation Council:
شورای همکاری خليج فارس-شورايی متشکل از شش کشور عرب حوزه خليج فارس با هدف دفاع جمعی در برابر تجاوزات خارجی.عربستان سعودی،امارات متحده عربی،کويت،قطر،عمان و بحرين شش کشور عضو اين شورا هستند


GDP=Gross Domestic Product:
توليد ناخالص داخلی-ارزش کالاها و خدمات توليد شده در داخل کشور


German ZEW Indicator of Economic Sentiment:
شاخص ضريب اطمينان اقتصادی زد ايی دبليو که پيش بينی ميان مدتی از وضعيت اقتصادی آلمان فراهم می آورد.برای تهيه اين شاخص مرکز تحقيقات اقتصادی اروپا یا زد ايی دبليواز کارشناسان اقتصادی می خواهد تا برآوردی کيفی ازوضعيت تورم،نرخ های بهره،نرخ های ارز،و بازار سهام طی شش ماه آينده ارايه دهند


Gilt-edged Securities:
اوراق بهادار درجه يک،اوراق بهادار ممتاز،اوراق بهادار معتبر
سهام و اوراق بهاداری که دولت انگليس برای افزايش بودجه مالی خود آنها را منتشر و تضمين می کند.اين اوراق در بازار بورس لندن معامله می شوند.اين اوراق تقريبا بدون ريسک بوده و دارای بهره ثابتی می باشد.اين اوراق برحسب تاريخ سررسيدشان بر سه دسته اند: کوتاه مدت که حداکثر 5 ساله است،ميان مدت ، دراز مدت که 15 ساله يا بيشتر است


Gilts:
اوراق قرضه دولتی انگليس-اوراق قرضه فاقد ريسکی که دولت انگليس منتشر می کند که معادل همان اوراق بهادار خزانه داری امريکا می باشد


Globex:
سيستمی که رويترز برای عقد قراردادهای خارج از ساعت معاملات آتی و اختيار معامله در بازار بورس شيکاگو و مجمع بازرگانی شيکاگو تهيه نموده است


GNP Deflator:
ضريب تعديل توليد ناخالص ملی -عاملی که با استفاده از آن رقم توليد ناخالص ملی بدون در نظر گرفتن تورم محاسبه می شودومعمولآ به صورت درصد و بر اساس يک رقم ايندکسی بيان می شود


GNP Gap:
شکاف توليد ناخالص ملی-به ما به التفاوت ميان توليد ناخالص حقيقی موجود و توليد ناخالص حقيقی بالقوه گفته می شود. شکاف منفی به معنای وجود رشد اقتصادی افراطی و زيان آور يا به اصطلاح اقتصاد دو آتشه است


Going Long:
خريد سهام ، ارز ، کالا به منظور سرمایه گذاری يا بورس بازی


Going Short:
فروش دارايی يا ارزی که متعلق به فروشنده نيست


Gold Standard:
پايه طلا- نظام واحد پولی طلا

نظام پولی که بر طبق آن پول کاغذی بنا بر درخواست صاحب آن بايد به وسيله موسسه ناشر قابل تبديل به طلا باشد.در اين نظام ارزش کليه اشکال پول بر اساس برابری با طلا -به وزن و عيار معين-تعيين و حفظ می شود


Gold Tranche:
حصه طلا-هر يک از کشورهای عضو صندوق بين المللی پول برای عضويت در اين سازمان بايد مبلغی را به عنوان حق عضويت بپردازند.25درصد اين مبلغ بايد به صورت طلا و 75 درصد بقيه بايد پول رايج آن کشور باشد.به آن 25 درصد، حصه طلا گفته میشود.کشورهای عضو هرزمان با مشکلی مواجه شوند و نياز فوری به پول داشته باشند می توانند سريعآ از اين منبع برداشت کنند


Golden Cross:
صليب طلايی-برخورد دو ميانگين متغير متوالی هم جهت. پيدايش چنين برخوردی بدين معناست که حرکت ارز نيز در همان جهت خواهد بود


Good Till Cancelled Order - GTC:
دستوری برای انجام معامله خريد يا فروش که به قوت خود باقی است مگر اينکه لغو شود يا زمان سررسيد آن فرا رسد


Government Expenditures - Euro-zone:
هزينه های دولتی-منطقه يورو
بهای هزينه هايی که دولت های منطقه يورو دارند


Government Spending:
مخارج دولتی-هزينه هايی که دولت برای انجام خدمات عمومی می پردازد


grantor:
فروشنده قرارداد اختيار معامله


Greenery Day:
روز گياهان سبز-29 آپريل،از تعطيلات رسمي ژاپن،روز بزرگداشت علاقه وعشق امپراطور شوآ نسبت به طبيعت ودرختان فراوان گوناگوني که درطي سفرهايش در سراسر کشور غرس نمود.تا سال 1988 اين روز را به عنوان روز تولد امپراطور شوآ جشن مي گرفتند


Gross Domestic Product:
تولید نا خالص داخلی

ارزش کالاها و خدمات توليد شده در داخل يک کشور


Gross Fixed Capital Formation (GFCF) - Euro-zone:
توليد سرمايه ناخالص ثابت-ناحيه يورو

ميزان سرمايه گذاری کشورهای ناحيه يورودر کالاهای سرمايه ای مانند ماشين آلات،وسايل نقليه و ساختمانهايی از قبيل کارخانه و شرکت و غيره.افزايش اينگونه سرمايه گذاری ها به طور معمول باعث افزايش رشد توليد ناخالص داخلی و توان توليد می گردد.سرمايه گذاری در اين بخش ها نشانه ثبات اقتصادی کشورو آينده اقتصادی روشن و اميدوارکننده است


Gross National Product:
توليد ناخالص ملي--ارزش پولي کل کالاها و خدماتي که در يک کشور در طول يک سال توليد شده به اضافه درآمد حاصله از سرمايه گذاري هايي که در خارج از کشور صورت گرفته و نیز درآمد حاصل از کار در خارج از کشور--توليد ناخالص داخلي به اضافهءدرآمد حاصله از سرمايه گذاري هايي که در خارج از کشور صورت گرفته و نیز درآمد حاصل از کار در خارج از کشور


GTC - Good 'Til Cancelled Order:
دستور خرید یا فروش که تا زمانی که مشتری آنرا لغو کند و یا اجرا شود باقی می ماند

h

Hard Currency:
واحد پولي که در سراسر جهان به عنوان معياري براي پرداخت قيمت کالا و خدمات پذيرفته شده است و معمولا واحد پول يک کشور قوي صنعتي است.انتظار بر اين است که چنين واحد پولي در دوره هاي زماني کوتاه مدت داراي ثبات نسبی باشد و از شناوري بالايي در بازار بازارمبادلات ارزی برخوردار باشد


HBOS:
بانک هاليفاکس اسکاتلند


Hedge:
هج-معامله پوشش ريسک نوسانات قيمت

الف-کالايی که به طور سلف خريداری می شود احتمال دارد در آينده نوسان قيمت پيدا کند. قراردادهجينگ می تواند از ضرر و زيان های احتمالی جلوگيری کندو در واقع خريد يا فروش معامله گر را بيمه نمايد

ب- معامله ای برای به حداقل رساندن خطرات ناشی از نوسانات قيمت در بازار


Hedge Fund:
صندوق تامين سرمايه گذاري


Hedge Ratio:
نسبت هج-تعداد قراردادهای سلف يا قردادهای اختيار معامله ضروری برای به حداقل رساندن ريسک نوسانات قيمت يک معامله انجام شده در بازار نقدی


Hedged position:
دو معامله همزمان بر روی يک جفت ارزی که يکی از آنها معامله خريد جفت ارزی است و ديگری معامله فروش همان جفت ارزی


Hedging:
هجينگ-نوعی معامله که هدف از انجام آن کسب سود در بازار سرمايه نيست بلکه هدف صرفآ به حداقل رساندن ضررهای احتمالی ناشی از نوسانات قيمت است


Help Wanted Index:
شاخص آگهی های استخدام-شاخصی که نشان دهنده تعداد سطور اگهی های استخدام مندرج در 51 روزنامه مهم سراسر امريکا در عرض يک ماه است


HIA:
Housing Industry Association

اتحاديه صنعت خانه سازی استراليا


HICP:
Harmonized Index of Consumer Prices

شاخص تورم که بانک مرکزی اروپا از آن استفاده می کند
آمار کلی شاخص بهای مصرف کننده برای دوازده کشور عضو اتحاديه اروپا


high or low- Spike:
قيمتی بسيار بالاتر از بيشترين قيمت يا بسيار کمتر از پايين ترين قيمت .اين نقاط که در آن قيمت جفت ارزی به نحو چشمگيری کمتر/بيشتر از کمترين/بيشترين قيمت ثبت شده می باشد میتوانند نشان دهنده يک سطح برگشت بالقوه در روند ارز مذکورباشند


High/Low:
بالاترين و پايين ترين قيمت يک جفت ارزی در يک روز تجاری


Hit the bid:
وقتی که گرداننده مزايده/مناقصه، خريد/فروش به قيمت پيشنهادی خريد/فروش را از سوی مشتری بپذيرد


Household Consumption - Euro-zone:
مصرف خانوار-ميانگين هزينه ای که خانوار برای کالا و خدمات می پردازد


Housing Equity Withdrawal-HEW:
وام های اخذ شده با وثيقه ملکی که در بازار مسکن سرمايه گذاری نمی شود يعنی صرف خريد مسکن يا بازسازی و تعمير آن نمی شود.بنا براين اين نوع وام نشان دهنده سرمايه اضافه ای است که برای سرمايه گذاری مجدد در بازار مالی يا برای مصارف ديگر مانند خريد اتومبيل،رفتن به تعطيلات و غيره صرف می گردد


Housing Starts:
شروع ساخت مسکن- از شاخص های مهم اقتصادی که نشان دهنده تعداد پروژه های ساخت مسکن در يک فاصله زمانی معين است.اين فاصله زمانی معمولا يک ماهه است


HPI:
House Price Index
شاخص بهای مسکن


Hyperinflation:
تورم حاد- دورانی از تورم شديد که درآن پول يک کشور تقريبآ بی ارزش می شود

فارکس

IBD/TIPP Economic Optimism Index:
شاخص پيش بينی اقتصادی تی آی پی پی/آی بی دی -پيش بينی تغييرات ماهانه ضريب اطمينان نظر خواهی های اقتصادی مشهوری که توسط سازمان جهاني مديران تجاري و دانشگاه ميشيگان برگزار می شود.اين شاخص بر اساس نظر خواهی از بيش از 1000فرد بزرگسال که به طور اتفاقی از سراسر کشور گزينش شده اند تهيه می شود.نظر خواهی مذکور معمولا در هفته اول هر ماه برگزار می شود و در آن به سه سؤال ذيل پاسخ داده می شود
الف-به نظر شما در 6 ماه آينده شرايط اقتصادی کشورچگونه خواهد بود: بهتر خواهد شد، بدتر خواهد شد،تغييری نخواهد کرد
ب-به نظر شمادر 6 ماه آينده وضعيت مالی شما چگونه خواهد بود: بهتر خواهد شد،بدتر خواهد شد،تغييری نخواهد کرد
ج-ميزان رضايت شما از سياست های اقتصادی کنونی دولت فدرال که هدفش حفظ اقتصاد در مسير صحيح است چه اندازه است:بسیار راضی،تا حدی راضی،نه چندان راضی،ناراضی


ICCH=International Commodities Clearing House Limited:
اتاق پاياپای بين المللی کالاهای اساسی-اتاق پاياپای مستقر در لندن که در سطح جهانی عمل می کند و تعداد زيادی از بازارهای معاملات آتی-فيوچرز-از خدمات آن استفاده می کنند


ICSC:
International Council of Shopping Centers

شوراي بين المللي مراکز خريد


ICSC-UBS Store Sales:
شاخص اقتصادی شورای بين المللی مراکز خريد- شاخصی که هر هفته توسط شورای بين المللی مراکز خريد منتشر می شود و ميزان فروش کالاها را در فروشگاه های عمده زنجيره ای نشان می دهد.اين ميزان فروش تقريبا ده درصد کل خرده فروشی امريکا را تشکيل می دهد


IEA:
international Energy Agency
آژانس بين المللی انرژی


IFEMA:
توافق تبادلات ارز جهاني


IFO:
موسسه تحقيقات اقتصادی دانشگاه مونيخ


ILO:
سازمان بين المللي کار


IMF:
صندوق بين المللي پول-اين صندوق به منظور تامين نقدينگي هاي کوناه مدت و ميان مدت و حمايت از آزادسازي نرخ هاي ارز در 1946 تاسيس گرديد.صندوق بين المللي پول باإعطاء وام هاي لازمه به اعضاء خود کمک ميکند تامشکلات مربوط به تراز پرداخت ها را پشت سر بگذارد


IMM=International Monetary Market:
بازار پولی بين المللی-بخشی از بازار بورس شيکاگو که بزرگترين بازار بورس معاملات آتی امريکا و دومين بازار بزرگ بورس معاملات آتی-فيوچرز- وقراردادهای اختيار معامله برای معاملات آتی در دنيا است


Implied Rates:
نرخ بهره ضمنی-مابه التفاوت بين نرخ بهره قرارداد سلف و قرارداد تحويل فوری


In-the-Money:
سودآور بودن قرارداداختيارمعامله-زمانی يک معامله اختيار خريد سودآور است که بهای دارايی پايه از قيمت توافق شده بيشتر باشد.يک قرارداد اختيار فروش نيز زمانی سودآور است که قيمت دارايی پايه کمتر از قيمت توافق شده باشد


Inconvertible Currency:
ارز غيرقابل تسعير- ارزی که نمی توان آن را با ساير ارزها مبادله کرد.علت اين امر يا ممنوعيت ناشی از مقررات تبادل ارز است يا اينکه نوسانات ارز مذکور آنقدر شديد است که از لحاظ تجاری فاقدامنيت لازم است


Index Linking:
تعديل دستمزد ها و حقوق بايک شاخص قيمت مانند شاخص بهای مصرف کننده و امثال آن


Index of Consumer Confidence:
شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده


Indicative Quote:
مظنه- مظنه غير قطعی قيمت که بازارساز در اختيار معامله گر بازار بازارمبادلات ارزی قرار می دهد


Indirect quote:
reciprocal currency رجوع شود به


Industrial New Orders:
سفارشات جديد صنعتی-ارزش قراردادهای جديد برای خريد کالاهای کارخانجات توليدی.افزايش ميزان آن نشان دهنده افزايش توليد و بالا رفتن توليد ناخالص داخلی است


Industrial Production:
توليد صنعتی-ميزان توليد کارخانجات،معادن و صنايع همگانی کشورمانند برق و تلفن وغيره درهر ماه


Industrial Production Index-IPI:
شاخص توليد صنعتی-شاخص اقتصادی که توليدات بخش های مختلف صنعتی مانند بخش معدن،بخش توليدات کارخانه ای و بخش خدمات عمومی-آب،برق،تلفن-را نشان می دهد


Inflation:
تورّم-وضعيت اقتصادي که در آن باافزايش قيمت کالاهاي مصرفي ،قدرت خريد کاهش مي يابد


Info Quote:
نرخي که تنها جهت اطلاع داده مي شود


Initial Margin:
سپرده اوليه-سپرده ای که معامله گر پيش از شروع به کار و انجام معامله بايد به کارگزار بپردازد


Initial Margin Requirement:
حداقل نقدينگي لازم براي خريد نسيه يک سهم -کمترين مقدار از يک سهم که خريدار بايد قيمت آن را نقدا بپردازد


Instruction:
دستورالعمل-شرايط بانک برای پرداخت وجوه در زمان سررسيد و تسويه آنها


Inter-dealer Broker:
کارگزار ميانجی-گاهی اوقات بازارسازان مايل نيستند هويتشان برای ساير بازسازان مشخص شود.در چنين مواقعی کارگزارميانجی نقش واسطه بين بازارسازان را ايفاء می کند


Interbank Rates:
نرخهای بین بانکی
نرخهای تبادل ارز که در بازار بین بانکی اعلام می شود . معامله آ نلاین بازارمبادلات ارزی امکان دستیابی به این نرخها را برای همه فراهم کرده است


Interest Rate Futures:
معاملات آتی نرخ بهره- به آن دسته از قرار دادهای آتی اطلاق می گردد که دارايی پايه آنها دارای بهره است مانند معاملات آتی اوراق قرضه خزانه داری.قيمت گذاری بازار اين نوع معاملات بر عهده بانک تسويه های بين المللی است


Interest Rate Risk:
احتمال ضرر ناشي از تغييرات نرخ بهره بانکي


Intermarket Analysis:
تحليل بين بازاری-تحليلی ازيک دارايی پايه بر اساس بررسی بازارهای مختلف که عبارتند ازچهار بازار ارز،کالاهای اساسی،سهام و اوراق قرضه.تحليل بين بازاری بر اين اصل مبتنی است که اين چهار بازار با يکديگر در ارتباط متقابل هستند يعنی بر يکديگر تاثير می گذارند و از يکديگر متاثر می شوند


International Capital flows= TIC flows:
جريان سرمايه بين المللی خزانه داری-ميزان ورود سهام ،اوراق قرضه و سرمايه های بازارهای مالی به سيستم اقتصادی امريکا و خروج مقوله های مذکور از اين سيستم، به عبارت ديگربه مابه التفاوت بين خريد اوراق بهادار ساير کشورها توسط امريکا و فروش اوراق بهادار امريکا به ساير کشورها گفته می شودو رقم مثبت نشانه اين است که ميزان سرمايه وارد شده به امريکا بيش از سرمايه خارج شده است


International Merchandise Trade-Canada:
دادوستد تجاری بين المللی
مابه التفاوت بين صادرات و واردات . از اين لحاظ با تراز تجاری متفاوت است که شامل خدمات نمی شود و صرفا کالاها را منظور می دارد


International Securities Dealers Association - ISDA:
انجمن بين المللی معامله گران اوراق بهادار - سازمانی که به منظور ايجاد نظم و قانون در بازارهای بين بانکی توسط بانک های تبادل ارز ايجاد گرديد


International Swaps and Derivatives Association- ISDA:
انجمن بين المللی معاملات اوراق مشتقه-سازمانی که شرايط و مقررات معاملات اوراق مشتقه را وضع می کند


Intervention:
دخالت-وارد شدن بانک مرکزی در بازار ارز به منظور تاثير گذاشتن بر ارزش واحد پول کشور


Intra-Day limit:
حد روزانه-کمترين و بيشترين مقاديرمجاز برای پوزيشن های روزانه يک معامله گر


Intra-Day Position:
پوزيشن های روزانه-پوزيشن های باز يک معامله گر در يک روز کاری


Intraday:
يک روزه-در طی يک روز تجاری


Intrinsic Value:
ارزش ذاتی-مقدار سود يک معامله اختيار خريد يا فروش.اين مقدار حاصل تفاوت ميان قيمت توافق شده و قيمت دارايی پايه است


Inverted Market:
بازار معکوس- بازار معاملات آتی که در آن قيمت قراردادهای کوتاه مدت که تاريخ سررسيد آنها نزديک است بيش از قرارداد های طولانی مدت است.اين ويژگی بازاری است که با محدوديت عرضه مواجه است در حاليکه بازار يعنی محل عرضه وشايد به دليل وجود همين تناقض به آن بازار معکوس اطلاق می شود


Investment Lending:
وام های سرمايه گذاری-ارزش وام های اعطايی به افراد و شرکت ها به منظور سرمايه گذاری که افزايش آن نشانه رشد اقتصادی و ضريب اطمينان بالای مصرف و تجارت است


Invisibles:
صادرات و واردات خدمات ،خدمات صادر شده يا وارد شده


IOM:
Index and Options Market بازار شاخص و اختيار معامله-بخشی از بازار بورس شيکاگو


IPI:
Industrial Production Index

شاخص توليد صنعتی-شاخص اقتصادی که توليدات بخش های مختلف صنعتی مانند بخش معدن،بخش توليدات کارخانه ای و بخش خدمات عمومی-آب،برق،تلفن-را نشان می دهد


IPO:
initial public offering

عرضه اوليه سهام شرکت-اولين باری که يک شرکت سهام خود را در معرض خريد عمومی می گذارد؛اولين عرضه عمومی سهام يک شرکت


ISDA - International Securities Dealers Association:
انجمن بين المللی معامله گران اوراق بهادار - سازمانی که به منظور ايجاد نظم و قانون در بازارهای بين بانکی توسط بانک های تبادل ارز ايجاد گرديد


ISM:
Institute for Supply Management

موسسه مديريت عرضه


ISM Manufacturing:
شاخص توليد مؤسسه مديريت عرضه-اين شاخص با نظرسنجی از مديران اجرايی در خصوص آينده توليد،سفارشات جديد،کالاهای فروش نرفته،استخدام وسفارشات ارسال شده،وضعيت آينده صنعت امريکا را ارزيابی می کند


ISM Non-Manufacturing - United States:
شاخص اقتصادی مؤسسه مديريت عرضه در بخش غير توليد کارخانه ای

شاخصی که شرايط تجاری را در بخشهای ديگر اقتصاد به جز بخش توليد کارخانه ای بااستفاده ازروند اشتغال،قيمت ها وسفارشات جديد مشخص میکند


ISO:
سازمان جهانی استاندارد


ISTAT:
Italian National Statistics Institute
موسسه ملی آمار ايتاليا


Ivey Purchasing Managers Index (PMI) - Canada:
شاخص مديران خريد آی وی-شاخصی که تغيير میزان خريد مديران اجرايی شرکت های کانادا را به طور ماهانه نشان میدهد


فارکس

Jawbone:
اظهارات و بيانيه هايي که سياستمداران و مراجع پولي اعلام ميدارند تا بر تصميمات بخش هاي اتحاديه اصناف،مصرف کننده وتجارت تاثير بگذارند.اين اظهارات غالبا همراه با پيش بيني مي باشند


Job-to-applicant ratio:
تعداد مشاغل موجود برای جويندگان کار


Jobber:
تريدري که در هر تريد به دنبال سودهاي کوتاه مدت است وبه ندرت اتفاق ميافتد که پوزيشني رابيش از يک روز نگاه دارد


Jobless Claims Change:
مدعيان بيکاری-تعداد افرادی که حق بيکاری می گيرند ولی فعالانه در جستجوی کارند.اين شاخص به همراه شاخص «نرخ مدعيان بيکاری» که همزمان منتشر می شوند برای سنجش وضعيت و سلامت بازار نيروی کار انگليس بکار می روند. «نرخ مدعيان بيکاری» برحسب درصد بيان می شود ولی اين شاخص يک عدد حقيقی است


Jurisdiction Risk:
ريسک حوزه قضايی:الف-ريسک وامی که در حوزه قضايی کشور ديگری اخذ شود.ب-ريسک سرمايه گذاری در کشوری ديگر .با اين کار سرمايه گذاری انجام شده تحت قوانين حوزه قضايی و اختيارات قانونی کشور خارجی مزبور قرار می گيرد


Juristiction:
حوزه قضايی

فارکس

Key currency:
ارز اندوخته،پول اندوخته- کشورها ذخيره پول و طلای خود رابه صورت يکی از ارزهای معتبر مانند دلار،يورو،ين،... يا حق برداشت مخصوص صندوق بين المللی پول نگهداری می کنند و از اين ذخيره پولی برای انجام معاملات بين المللی وپرداخت ساير تعهدات خود استفاده می کنند


Kiwi:
اصطلاحاً به دلار استراليا اطلاق ميشود

l

Labor Cash Earnings - Japan:
ژاپن-ميانگين درآمد شاغلين قبل از پرداخت ماليات که اضافه کار و پاداش را نيز شامل می شود-اين شاخص به خوبی نشان دهنده قدرت خريد مصرف کننده داخلی است که خود از جمله نيروهای موثر در رشد اقتصادی است.از آنجاکه رشد دستمزد ها باعث رشد مصرف ميشود،افزايش اين شاخص منجر به افزايش نرخ تورم می شود


Labour Productivity - Canada:
بهره وری نيروی کار-ازتقسيم توليد ناخالص داخلی بر ساعات کار انجام شده به دست می آيد.وجود تکنولوژی بهتر و کارگران باسواد و دارای تحصيلات باعث گرديده تا ميزان اين بهره وری افزايش يابد.رشد بهره وری نيروی کار نشانه سلامت اقتصادی است زيرا افزايش توليد را امکان پذير می سازد


Large Company:
شرکت بزرگ-در بخش توليد کارخانه ای به شرکت هايی اطلاق می شود که تعداد کارکنان آن پنجاه نفر يا بيشتر باشد و در بخش های ديگر(غير توليدی)به همه شرکت هايی که تعداد کل کارکنانش پانزده نفر يا بيشتر باشد


Large Retailers' Sales:
ميزان خرده فروشی در مقياس وسيع

فروش ماهانه فروشگاه های بزرگ زنجيره ای و سوپرمارکت ها


Last Trading Day:
روزي که در آن قرارداد بخاطر تاریخ انقضايش بسته مي شود


Layoff:
اخراج-اخراج کارکنان توسط کارفرما نه به علت بی کفايتی آنها بلکه به دليل مشکلات مالی که شرکت با آنها روبروست


lb:
نشانۀ اختصاری برای پوند-پوند واحد وزن در کشورهای انگليسی زبان معادل 16 اونس و 453 گرم


LDC:
سرواژه برای عبارت
Less Developed Countries
به معنای کشورهای کمتر توسعه يافته


Lead:
تسويه زود هنگام-پرداخت مبلغ يک قرارداد مالی قبل از موعد سررسيد


Leading Indicator Index:
شاخص نماگر پيشرو-شاخصی مبتنی بر چندين شاخص اقتصادی ديگر که مقدم بر ساير بخش های اقتصاد هستندو با کمک آن می توان وضعيت اقتصادی را پيش بينی نمود


Leading Indicators:
شاخص های پيشرو-آمار و ارقامی جهت پيش بينی فعاليت آينده اقتصادی


Leads and Lags:
پرداخت سريع -دريافت با تعويق

تاثير کاهش ارزش پول بر پرداخت های مربوط به تجارت خارجی که در اين حالت وارد کنندگان پرداخت بهای کالاهای وارد شده را سرعت می بخشند و صادر کنندگان بالعکس دريافت بهای کالاهای صادر شده را به تعويق می اندازند


Left-hand Side:
انجام معامله فروش ؛انتخاب نرخ سمت چپ- انتخاب نرخ سمت چپ در يک نرخ ارز توامان به معنای معامله فروش ارز است زيرادر يک نرخ گذاری توامان، عدد سمت چپ همواره نرخ فروش و عدد سمت راست نرخ خريد را نشان می دهد


Letter of Credit:
اعتبار اسنادی-نامه ای از طرف بانک که برطبق آن، بانک ضمانت می کند پولی که خريدار بايد به فروشنده بپردازد به طور کامل و در موعد مقرر به فروشنده پرداخت شود و در صورتی که خريداراز عهده پرداخت برنيايد بانک بقيه يا تمام پول را پرداخت خواهد نمود

معمولآاز اعتبارات اسنادی در معاملات بين المللی استفاده می شودو به علت وجودشرايط خاصی مانند دوری مسافت،متفاوت بودن قوانين کشورهاو عدم وجودآشنايی شخصی بين طرفين معامله،اعتبار اسنادی به صورت يکی از جنبه های بسيار مهم تجارت بين المللی درآمده است.در اعتبار اسنادی بانک به نمايندگی از طرف خريدار(دارنده و صاحب اعتبار اسنادی) نيز وارد عمل شده وتا زمانی که فروشنده با ارائه مدارک ارسال جنس را برای بانک محرز نکند پولی به او پرداخت نخواهد شد


Leverage:
لورج در لغت به معنی "اهرم" است يعنی ابزاری که نيروی اندک شما را چندين برابر می کند تا بدانوسيله بتوانيد بارهای سنگين را جابجا کنيد.در بازار بازارمبادلات ارزی نيز لورج تسهيلاتی است که بروکر يا کارگزار در اختيار معامله گر قرار می دهد تا بتواند سرمايه ای را که به وديعه گذاشته چندين برابر کند و معاملات بزرگتری انجام دهد به طور مثال شما دارای سرمايه ای معادل 1000$ هستيد با حساب لوريج 1:100 بروکر به شما توان خريد 100000$ را می دهد.


Liability:
بدهی ها-بدهی ها و تعهدات قانونی يک شرکت که در طول دوران فعاليت تجاری حاصل می شود.اين بدهی ها و تعهدات با گذشت زمان و انتقال منافع اقتصادی به طرف مقابل تسويه می شوند.منافع اقتصادی ذکر شده می تواند پول، کالا يا خدمات باشد


LIBOR:
London Interbank Offered Rate
نرخ بهره بين بانکی لندن
الف-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن يعنی وقتی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد
ب-نرخ بهره کوتاه مدت در سطح بين المللی.بزرگترين موسسات مالی جهانی با اين نرخ بهره وام دريافت می دارند.کشورهايی که وابسته به ليبور هستند عبارتند از امريکا،کانادا،سوئيس و البته انگليس


LIBOR - London Inter Bank Offer Rate:
نرخ بهره بين بانکی-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن زمانی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد


Life of Contract:
مدت اعتبار قرارداد-مدت زمان بين شروع قرارداد و تاريخ انقضاء آن


LIFFE:
مبادلات مالي بين المللي اوراق بهادار لندن


Limit:
حد-کمترين يا بيشترين مقدار


Limit Down:
حداکثر کاهش قيمت مجاز برای يک قرارداد آتی-فيوچرز -در يک روز تجاری


Limit Move:
حد نوسان-بيشترين تغيير قيمت مجاز برای يک معامله آتی در يک روز تجاری. اين ميزان را بورس تعيين می کند وبه آن حداکثر نوسان قيمت نيز گفته می شود


Limit Order:
دستور حد -اگر مايل نباشيد سهامی را بيشتر از قيمت مورد نظر خودتان بخريد يا دوست نداشته باشيد آن را کمتر از ميزان مورد نظر خود بفروشيد بايد برای معامله خريد يا فروش خود حدودی را تعيين کنيد و به کارگزار خوددستور دهيد که تنها در صورتی مبادرت به انجام معامله نمايد که قيمت بازار به قيمت تعيين شده از طرف شما برسد.به اين نوع دستورات خريد يا فروش دستورات حد معامله گويند


Limit Up:
بيشترين افزايش قيمت مجاز برای يک قرارداد آتی-فيوچرز- در يک روز تجاری


Limited Convertibility:
قابليت تسعير محدود-قابليت تسعير يعنی آزادی خريد و فروش ارز در کشورها.قابليت تسعير محدود به زمانی اطلاق می شود که افراد مقيم يک کشور از خريد ارزهای ديگر ممنوع باشند ولی افراد غير مقيم بتوانند آزادانه ارز آن کشوررا خريد و فروش نمايند و مؤسسات سرمايه گذاری خارجی نيز آزادی خريد و فروش سهام را در بازار بورس آن کشور داشته باشند


line of credit:
تسهيلات اعتباری،حدو ميزان اعتبار

توافقی ميان بانک و مشتری که در صورت نياز تا ميزان معينی وام در اختيار مشتری گذاشته شود

حداکثر مبلغی که بانک حاضر است درمدت معين در اختيار مشتری بگذارد


Liquid and Illiquid Markets:
نقد شوندگی بازار-قابليت و توانايی بازار برای خريد و فروش راحت و فراوان بدون تاثيرگذاری بر ثبات قيمت
بازار های غير نقدشونده خريداران و فروشندگان کمتری دارد به همين جهت تفاوت قيمت ها/سپردها زياد تر است و احتمال ضرر برای معاملات کوتاه مدت بيشتر می باشد


Liquidity:
فراوانی و روانی داد و ستد-نقد شوندگی

الف-نقد شوندگی يا تسويه پذيری بازار: آمادگی و تمايل گردانندگان بازار برای انجام خريد و فروش در هر سطحی از قيمت
بازار نقد شونده بازاری است که ميزان معاملات آن زياد باشد و همه جور معامله گری از جمله معامله گران پوشش دهنده ريسک،دولت ها،شرکت های بزرگ و سوداگران ريسک پذير در آن حضور داشته باشند


ب- نقد شوندگی دارايی:قابليت يک دارايی برای تبديل به پول نقد را گويند.سهام عالی-بلو چيپز- ازجمله دارايیهايی است که نقدشوندگی انها بالاست


Liquidity Risk:
ريسک تسويه پذيری،ريسک نقدشوندگی=وقتی يک سرمايه گذاری فاقد قابليت عرضه در بازار باشد و نتوان برای جلوگيری يا به حداقل رساندن ضرر،آن را به سرعت خريداری کرد يا به فروش رساند


Local:
به معامله گر اوراق بهاداري اطلاق ميشود که معمولا با سرمايه خودش ،معاملات ارزي و سهامي را انجام مي دهد


Locked Market:
بازار قفل شده-بازاري که در آن قيمت فروش با قيمت خريد برابر باشد


London Inter Bank Offer Rate (LIBOR):
نرخ بهره بين بانکی لندن-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن زمانی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد


Long:
به پوزيشني گفته مي شود که در آن يک جفت ارزي خريداري گردد؛در چنين پوزيشني به ارز پايه نيز اطلاق مي گردد.به عبارت ديگر اين اصطلاح به معناي خريد ارز پايه است


Long - Position:
پوزيشن خريد
پوزيشنی که در آن خريد به اين اميد صورت مي گيرد که قيمت افزايش يابد و با فروش مجدد ،سود حاصل شود


Long Hedge:
خريد يک قرارداد آتی يا خريديک قرارداد اختيارخريد به منظور جبران خسارت احتمالی ناشی ازمعامله فروشی که انجام شده است. افزايش قيمت کالا،ارز و اوراق بهادار فروخته شده عامل اصلی خسارت مذکور است


Long/Short:
خريد/فروش جفت ارزی
وقتی معامله گری جفت ارزی را می خرد دارای «پوزيشن لانگ» است و وقتی جفت ارزی را می فروشد دارای «پوزيشن شورت» است.
مثال
وقتی معامله گری جفت ارزی يورو/يو إس دی را می خرد در اصطلاح دارد يورو را لانگ و يو إس دی را شورت می کند. حال اگر برعکس تصميم بگيرد که جفت ارزی يورو/يو إس دی را بفروشد اصطلاحآ دارد يورو را شورت و يو إس دی را لانگ می کند


Lot:
لات واحد خريد و فروش جفت ارزی است و 1 لات معادل 100,000 دلار است


LSE:
بازارتبادلات سهام لندن

m

M0:
پول در گردش، فقط در بريتانياکاربرد دارد


M1:
حجم پول إم يک-مجموع پول نقد در گردش و حساب های سپرده ديداری مردم در بانک های تجاری. تعريف کشور ها از حجم پول إم 1 دقيقآ يکسان نيست وبين تعاريفی که مسئولان مالی کشورها برای إم 1 قائلند تفاوت هايی به چشم می خورد


machin tool:
ابزار ماشيني


Maintenance:
حداقل سپرده لازم برای انجام معامله که مشتری بايد آن را هميشه در حساب خود داشته باشد


Majors:
ارزهای عمده- متداول ترين جفت های ارزی که در بازار بازارمبادلات ارزی مورد معامله قرار می گيرند و عبارتند از

EUR/USD, GBP/USD, USD/JPY, USD/CHF, USD/CAD and AUD/USD


Make a Market:
بازار سازی-به فعاليت معامله گری گفته می شود که برای سهام يا اوراق بهادارو غيره هم قيمت خريد و هم مظنه فروش ارائه می دهد و آمادگی اين را دارد که هر زمان لازم باشد سهام مذکور را به همان نرخ بخرد يا بفروشد


Managed Float:
شناوری هدايت شده-دخالت مستمر مراجع مالی دولتی از جمله بانک مرکزی در بازار ارزی به منظور تثبيت نرخ ارز يا يا سوق دادن آن در جهت مورد نظر


Manufacturing I/S Ratio - Canada:
نسبت موجودی انبار به سفارشات ارسالی بخش توليد-ازجمله شاخص های اقتصادی کانادا که با بررسی نسبت ميان کالاهای فروش نرفته و موجود در انبار کارخانجات و ميزان کالاهای ارسال شده آنان نشان می دهد که وضعيت تقاضای بازار به چه صورت است.افزايش کالاهای موجود در انبار نشانه کاهش ميزان تقاضا است.بنابراين اگر حاصل اين نسبت بيش از 1 باشد به معنی افزايش کالاهای موجود در انبار و کاهش تقاضا است و اگر کمتر از 1 باشد نشانه کاهش ميزان کالاهای موجود در انبار و افزايش تقاضا است


Manufacturing Shipments:
نسبت موجودی انبار به سفارشات ارسالی بخش توليد-از شاخص های اقتصادی کانادا است و عبارت است از نسبت ميان کالاهای موجود در انبار و فروخته نشده به سفارشات ارسال شده مؤسسات توليدی.اين شاخص وضعيت ميزان توليد را نسبت به نياز بازار نشان می دهد.ارقام بيشتر از يک نشان دهنده کاهش تقاضای بازار و زيادتر شدن ذخيره انبارو رقم کمتراز يک نشان دهنده افزايش تقاضا و کاهش موجودی انباراست.نسبت ذخيره انبار به سفارشات ارسالی يکی از مؤلفه های «شاخص پيشرو اقتصادی» کاناداست


Margin:
وديعه-پولي که براي حفظ يک معامله لازم است و ما برای باز کردن يک معامله يا در اصطلاح پوزيشن نياز داريم.به طور مثال برای باز کردن يک پوزيشن با سايز صد هزار دلار و با لوريج 1:200فقط پانصد دلار لازم است و به همين صورت برای همين پوزيشن با لوريج 1:100 حدود هزار دلار مارجين بسته به نوع جفت ارزی لازم می باشد


Margin Call:
درخواست تکميل وديعه-وقتی مبلغ به وديعه گذاشته شده در حساب يک معامله گر-مارجين- به ميزانی کمتر از حداقل سپرده لازم برسد يا اينکه فرد بخواهد معاملات خريد و فروش بيشتری انجام دهد و سپرده اش ناکافی باشد،کارگزار ازاو می خواهد تا اقدام به تکميل سپرده خود نمايد


Marginal Risk:
احتمال اينکه مشتری پس از انعقاد يک قرارداد سلف ورشکست شود و قادر به انجام تعهد خود نباشد


Mark-to-Market:
به روز رساندن حساب مشتری-ثبت روزانه قيمت و ارزش سهام يا حساب معامله گران به منظور محاسبه سود و زيان آنها يا تائيد وجود حداقل وديعه لازم برای انجام يا ادامه معامله


Market Close:
بسته شدن بازار-ساعتی از روز که کار روزانه بازار تعطيل می شود.گرچه در بازاربين المللی 24 ساعته بازارمبادلات ارزی هيچ ساعت رسمی برای بسته شدن بازار وجود ندارد ولی ساعت 5:00 بعد از ظهر به وقت نيويورک به عنوان ساعت بسته شدن بازار شناخته شده است


Market Maker:
بازارساز-معامله گری که به طور منظم در بازار مظنه خريد و فروش سهام واوراق بهادار رااعلام می کند و آمادگی اين را دارد که هر وقت لازم باشد سهام مذکور را به همان قيمت بخرد يا بفروشد


Market Order:
دستوری که بر طبق آن معامله بايد سريعآ و بدون فوت وقت به بهترين نرخی که درآن زمان در بازار موجود است انجام شود


Market Rate:
نرخ بازار-نرخ روز يک جفت ارزي


Market Risk:
ريسک بازار-گاهی اوقات در اثر فشارهای معمول بازار نوساناتی در قيمت سهام واوراق بهاداری که مورد معامله قرار گرفته اند ايجاد می شود که به آن ريسک بازارگفته می شود


Market Timing:
معامله بر اساس تشخيص روند بازار-کوشش برای پيش بينی روند بازار و سرمايه گذاری براساس پيش بينی های مذکور. اين پيش بينی ها معمولآ از طريق بررسی حجم معاملات، شاخص های اقتصادی و آخرين قيمت هاصورت می گيرد


Market Value:
قيمت بازار

آخرين قيمت فروش اوراق بهادار يا قيمت پيشنهادي فروش يا خريد دربازار سهام خارج بورس


Market-Maker:
بازارساز-معامله گری که به طور منظم در بازار مظنه خريد و فروش سهام واوراق بهادار رااعلام می کند و آمادگی اين را دارد که هر وقت لازم باشد سهام مذکور را به همان قيمت بخرد يا بفروشد


Markup:
premiumرجوع شود به


Maturity:
موعد پرداخت-تاريخ سررسيد تعهدات مالي


Maturity Date:
تاريخ سررسيد موعد
الف-اخرين روز براي انجام معامله اوراق بهادار
ب-موعد سررسيد اوراق قرضه که در آن تاريخ ارزش اسمي اوراق مذکور به خريدار داده خواهد شد.گاهي اوقات موعد سررسيد، يک تاريخ مشخص نيست،بلکه يک محدوده زماني است که در طي آن،مبلغ مزبور قابل پرداخت است


MBA:
انجمن بانک هاي رهني امريکا


Merchandise Trade Balance:
مانده تجاری کالاها

ما به التفاوت بين ارزش کالاهای صادر شده و وارد شده به استثناء کالاهای خدماتی


Micro economics:
اقتصاد خرد-مطالعه رفتار اقتصادی واحد های کوچک اقتصادی مانند رفتارهای اقتصادی افراد مشتری،خانوارهايا موسسات کوچک اقتصادی


Microcredit:
تامين اعتبار خرد، اعتبار خرد
الف-اعطای وام های بسيار کم با نرخ بهره جزيی-اينگونه وام ها به افراد کم درآمدی داده می شود که برای شروع يک کار جديد نياز به سرمايه ای جزيی دارند يا به شرکت هايی که برای تاسيس نياز مند چنين سرمايه ای هستند

ب-وام های کوچک با نرخ بهره بسيار کم که يا برای ايجاد خوداشتغالی به افراد داده می شود يا برای تاسيس در اختيار شرکتها قرار می گيرد


Mid-price or middle rate:
قیمت میانه دو قیمت مختلف بازار ، که معدل بین قیمت خرید و فروش که توسط افرادی که در بازار هستند مشخص می گردد


Mine and Yours:
اصطلاحاتي که معامله گران،مخصوصا معامله گران بازارمبادلات ارزی براي اعلان دستور خريد يا فروش در تالار معاملات از آنها استفاده مي کنند.

معامله گراگر قصدخريدداشته باشد ميگويد يا تايپ ميکند:«ماين»يعني«مال من» واگر بخواهد بفروشد از عبارت «يورز» يعني «مال شما» استفاده ميکند


Minimum price fluctuation:
حداقل نوسان قيمت-کمترين افزايش قيمت ممکن در يک قرارداد معامله آتی


Mio:
ميليون


MITI:
وزیر صنعت و تجارت ژاپن


MM:
Money Markets
بازارهای پولی


MOF:
وزارت دارايی


Momentum:
اندازه حرکت-ميزان گرايش يک جفت ارزی برای ادامه روند صعودی يا نزولی


Monetary Base-Japan:
پايه پولی-کل پولهای در گردش به صورت اسکناس و سکه که توسط بانک مرکزی در اقتصاد کشور وارد شده است بعلاوه کليه پول هايی که به عنوان سپرده نزد بانک ژاپن موجود است


Money Market:
بازار پولی- بازارهايی با روانی و نقد شوندگی بسيار بالا برای سرمايه گذاری های کوتاه مدت در ابزارهای مالی و اوراق قرضه ای که تاريخ سررسيد آنها معمولآ کمتر از يک سال است. هزينه انجام معامله در چنين بازاری نسبت به سود احتمالی حاصل از معامله بالاست بنابراين معاملات بايد با حجم بالا انجام شود تا به صرفه باشد.به همين دليل معامله گران بازار پولی عمدتآ بانکها و ساير موسسات مالی بزرگ هستند


Money market Instuments:
ابزارهای بازار پولی-ابزار های مالی کوتاه مدت با ريسک کم مانند سپرده مدت دار،اوراق بهادار تجاری و اوراق خزانه داری


Money Supply:
عرضه پول- مقدارکل پول درگردش در اقتصاد يک کشور.برای سنجش آن معيارهای مختلفی مانند إم1،إم2 وإم3وجود دارد


mortgage-backed security (MBS):
اوراق بهادار با پشتوانه وام رهنی-نوعی اوراق بهادار که پشتوانه آن اصل و بهره وام های رهنی اعطاء شده به متقاضيان است. مؤسسات مالی که پرداخت وام نيز يکی از فعاليت هايشان است به پشتوانۀ پولی که به عنوان بهره و اصل وام خوددريافت می کنند،اقدام به نشر و فروش اوراق بهادارمی کنند و بدين ترتيب برای انجام فعاليت های خود تامين سرمايه می کنند


Moving Average:
ميانگين متغير-از اصطلاحات تحليل تکنيکال به معنای ميانگين قيمت است در طی يک دوره زمانی معين.متداولترين ميانگين ها،ميانگين های 200،100،50،30،20روزه هستند.ميانگين متغير متداولترين ميانگين در تحليل تکنيکال است و از آنها برای رسم نمودارهايی استفاده می شود که نشان می دهندروند قيمت صعودی است يا نزولی.ميتوان از اين ميانگين برای پيگيری الگوهای روزانه،هفتگی يا ماهانه استفاده کرد.هر روز يا هفته يا ماهی که می گذرد ارقام جديدی به ميانگين اضافه می شود و قديمی ترين ارقام خودبخود حذف می شود و به اين ترتيب ميانگين بر حسب زمان تغيير می کند.به طور کلی هر قدر چهارچوب زمانی ميانگين متغير کوتاهتر باشد نوسانات قيمت بيشتر است.برای مثال خطوط در يک ميانگين متغير 20 روزه بيشتر بالا و پايين می روند تا خطوط يک ميانگين 200 روزه


MPC-Marginal Propensity To Consume:
گرايش نهايی به مصرف-نشان دهنده بخشی از درآمد اضافی فرد که صرف خريد کالا و خدمات شود.مثلاً اگر علاوه بر درآمد ساليانه خود، پاداشی معادل 500 دلار دريافت کنيد و تصميم بگيريد 400 دلار آن را برای خريد کالا و خدمات صرف کنيد، به اين 400 دلار


Mutual fund:
شرکت سرمايه گذاری تعاونی-اينگونه شرکت ها سرمايه لازم برای فعاليت خود را از فروش عمومی سهام خود تهيه می کنندوپس از آن وجوه جمع آوری شده را برای خريد ساير ابزارهای مالی مانند سهام واوراق قرضه سرمايه گذاری می کنند.هر يک از خريداران سهام درازای پولی که پرداخته اند متناسب با مبلغ پرداختی خودجزء سهام داران شرکت می شوند.در اکثر شرکت های سرمايه گذاری تعاونی سهام داران می توانند هر زمان که اراده کنند سهم خود را بفروشند.قيمت سهام شرکت به طور روزانه بنا بر ميزان موفقيت عملکردشرکت تغيير می کند.سرمايه گذاری در اين شرکت ها از طريق خريد سهام اين مزايا را دارد که اولآ تنوع سهام وجود دارد،ثانيآ تسويه شوندگی بالايی موجود است و هر زمان بخواهيد برای سهامتان خريدار وجود دارد و می توانيد سهامتان را به پول تبديل کنيد و ثالثآ اينکه کار به سادگی و راحتی انجام می گيرد و پيچيدگی های متداول تجاری را ندارد ولی در ازاء اين مزايا سهام دار بايد کميسيون بپردازد و حداقل ميزان سرمايه گذاری نيز از قبل تعريف وتعيين شده است


n

n.s.a:
برازش نشده فصلی


NAB:
National Australia Bank
بانک مرکزي استراليا


NAHB:
National Association of Home Builders.

انجمن ملی مسکن سازان


NAPM:
National Association of purchasing management
انجمن ملی مديريت فروش-از مؤسسات وابسته به مؤسسه مديريت عرضه


NAPM-Chicago:
شاخص انجمن ملی مديريت خريد-شيکاگو:اين مؤسسه با نظرسنجی از مؤسسات توليدی و غير توليدی در منطقۀ شيکاگو شرايط تجاری اين منطقه را ارزيابی می کند.نتايج بالاتر از پنجاه نشان دهنده گسترش و رشد فعاليت اقتصادی است و به عنوان شاخصی پيشرو برای شاخص توليد مؤسسه مديريت عرضه تلقی می گردد


NAR:
The National Association of Realtors

انجمن ملی صاحبان معاملات املاک


NBNZ:
National Bank of New Zealand

بانک ملی نيوزلند


Negative or bearish divergence:
واگرايي منفي يا نزولي -زماني اتفاق مي افتدکه روند قيمت يک ارز مخالف وضعيت شاخص تکنيکال باشد


Net Position:
مقدار ارزي که خريد و فروش می شود .ارزی که هنوز بواسطه قرارداد های مخالف به تعادل نرسیده است


Net Worth:
ارزش خالص،دارايی خالص

ارزش و قيمت دارايی و موجودی منهای بدهی ها

ارزش کل دارايی های يک فرد مشتمل بر خانه ،سهام،اوراق قرضه ،موجودی ارزهای خارجی و ساير اوراق بهادار او منهای بدهی های عمده ای که دارد.وام های رهنی و ديگر وام ها جزء بدهی های عمده هستند


New Housing Price Index - Canada:
تغييرات نرخ فروش خانه های نوساز-يکی از مولفه های شاخص بهای مصرف کننده که تغييرات قيمت فروش خانه های نوساز را بررسی می کند


Nickel:
اصطلاح امريکايی به معنای پنج واحد پايه


NIESR:
National Institute of Economic and Social Research

موسسه ملي تحقيقات اجتماعي و اقتصادي بريتانيا


Noise:
اختلال،پارازيت-به آن دسته از نوسانات قيمت و حجم که اطلاعات معناداری در مورد جهت بازار به ما نمی دهند اطلاق می گردد


nominal:
اسمی-صوری
کميتی که در آن تورم لحاظ نشده است


Non Resident Bond Holdings - New Zealand:
سرمايه گذاری خارجی در اوراق قرضه نيوزلند-اين شاخص نشان دهنده ميزان تمايل خارجيان به سرمايه گذاری در اين کشور و تامين مالی دولت و اقتصاد نيوزلنداست.رقم بالای اين شاخص نشان دهنده کسر بودجه دولت و نياز به سرمايه های خارجی برای تامين کسری مذکور است


Non-farm payroll:
ليست حقوقی شاغلين بخش غير کشاورزی-ليست اسامی شاغلين بخش غير کشاورزی به همراه اطلاعات مربوط به حقوق و مزايای آنان


Nostro Account:
حساب جاری ارزی که يک بانک دربانک خارجی دارد.با استفاده از اين حساب ميتوان بر حسب واحد پول کشوری که بانک در آن مستقر است پول واريز يا برداشت کرد

حساب بانکی يک بانک در بانک يک کشور خارجی. اين حساب معمولآ برحسب واحد پول کشور خارجی است .از اين حساب برای انجام معاملاتی استفاده می شودکه تسويه آن برحسب واحد پول کشورمزبوراست


Note:
سند بازرگاني که قانونا به عنوان سند بدهکاري شناخته شده است و سفته نيز خوانده ميشود-سندي که طي آن فرد تعهد مي کند مبلغ معيني را بپردازد


NYSE:
New York Stock Exchange

بازار بورس نيويورک،بورس اوراق بهادار نيويورک


NZIER:
New Zealand Institute of Economic Research

مؤسسه تحقيقات اقتصادی نيوزلند

o

OCO - One Cancels the Other Order:
تعيين دو دستور همزمان به طوري که در صورت اجرايک دستور،دستور دیگر به طور خودکار کنسل شود ،فی المثل سرمايه گذاري که محدوديت مالي دارد ميتواند دستور انجام معامله اي را براي خريد سهام واوراق قرضه به طريق فوق بدهد.در اين صورت اگر بازار به گونه اي باشد که خريد سهام سودآور باشد،سهام خريداري ميشود و دستور خريد اوراق قرضه لغو ميگردد و بالعکس


OCR-Official Cash Rate:
نرخ بهره رسمی نيوزلند
نرخ بهره ای که بانک مرکزی استراليا تعيين می کند تا تورم را در آن حدی که طی توافقنامه ای بين وزير دارايی کشور و رئيس بانک مرکزی معين گرديده، نگاه دارد


Odd Lot:
حجم معامله غير استاندارد


ODPM:
Office of the Deputy Prime Minister -UK
دفتر معاون نخست وزير


OECD-Organization for Economic Cooperation and Development:
سازمان توسعه و همکاري اقتصادي


Off-Balance Sheet:
خارج از تراز نامه-نوعی تهيه سرمايه و تامين مالی که ضرورت ندارد در ترازنامه شرکت ارائه گردد


Off-Shore:
به فعاليت هاي يک شرکت اقتصادي اطلاق مي گردد که گرچه از نظر مکاني در کشوري واقع است ولي فعاليت هايش با سيستم هاي مالي و اقتصادي آن کشورچندان ارتباطي ندارد.در برخي ممالک بانک اجازه فعاليت تجاري در بازار داخلي را ندارد و صرفا مجاز است با ديگر بانک هاي خارجي کار کند.به چنين بانکي واحد بانکي مخصوص انجام فعاليت هاي خارج از کشور گفته ميشود


Offer:
قيمت پيشنهاد شده براي فروش جفت ارزي يا اوراق بهادار-نرخي که خريدار جفت ارزي بايد آن را بپردازد. اصطلاحات زير نيز به همين معني هستند
ask , ask price ,ask rate


Offer - ask:
قيمت پيشنهادي فروشنده براي فروش جفت ارزي


Official Reserve Assets - Japan:
دارايی های ذخيره رسمی که عبارت است از کل ثروت تحت کنترل بانک ژاپن.ژاپن دارای ذخاير بسيار هنگفتی از ارزهای خارجی است و در حال حاضر بزرگترين ذخيره ارزی دلار امريکا متعلق به اين کشور است لهذا هر گونه تغيير در اندوخته ارزی رسمی ژاپن می تواند منجر به تغييرات شديد عرضه يک ارز در بازار گردد و ساير بانک ها را وادار به انجام اقدامات مقتضی نمايد


official reserves:
اندوخته هاي رسمي-اندوخته هاي طلا و ارز يک کشور که بانک مرکزي يا مقامات رسمي پولي نگهداري مي کنند


Offset:
جبران،خنثی کردن-حذف يا کاهش يک معامله خريد يا فروش.برای انجام اين کاربايد تمام يا قسمتی از سهام خريداری شده را فروخت يا تمام يا قسمتی از سهام فروخته شده را خريد


Offsetting transaction:
معامله خنثی کننده-تجارتی که به منظور لغو يا خنثی کردن تمام يا بخشی از ريسک بازار يک معامله انجام بگيرد


Offshore:
به فعاليت های يک شرکت اقتصادی اطلاق می گردد که گرچه از نظر مکانی در کشوری واقع است ولی فعاليت هايش با سيستم های مالی و اقتصادی آن کشورچندان ارتباطی ندارد.در برخی ممالک بانک اجازه فعاليت تجاری در بازار داخلی را ندارد و صرفا مجاز است با ديگر بانک های خارجی کار کند.به چنين بانکی واحد بانکی مخصوص انجام فعاليت های خارج از کشور گفته ميشود


Old Lady:

Old lady of Threadneedle Street
اصطلاحي براي ناميدن بانک مرکزي انگليس چون اداره مرکزي آن در خياباني به اين نام قرار دارد


One Cancels Other Order:
وقتي که اجراي يک دستور به طور اتوماتيک دستور قبلي را کنسل کند.اصطلاحات زير نيز به همين مفهوم هستند
OCO , One Cancels the Other


One Cancels the Other Order - OCO:
نامی است برای دو سفارش ، هنگامی که یک قسمت از این دو سفارش اجرا می شود و قسمت دیگر خود بخود لغو می شود


Open Market Operations:
عملیات بانک مرکزی در بازار برای تاثیر گذاشتن بر نرخ بهره و تبادلات ارز


Open Order:
دستور خرید یا فروشی که تا زمانی که اجرا یا لغو شود دارای اعتبار است


Option:
اختيار معامله،اختيارخريد سهم

قراردادي که به طرف ديگر حق مي دهد-ولي او را ملزم نمي کند- که کالا يا اوراق بهاداري راظرف مدتي معين به قيمت توافق شده خريداري کند يا بفروشد


Option Premium:
هزينه يا قيمت قرارداد اختيار معامله-قيمتی که خريدار اختيارمعامله برای عقد قرارداد و برخوردار شدن ازحق خريد يا فروش يک سهم به قيمت معين در تاريخ مشخص برخوردار شود

فرض كنيد در تاريخ 20/4/1384 قيمت هر سهم شركت ايران خودرو 700ر4 ريال، هزينه (صرف) يك برگه اوراق اختيار برای سررسيد 20/6/1384 معادل_ 220 ريال و قيمت توافق شده 910ر4 ريال باشد. در اين صورت، هزينه يا قيمت يك قرارداد 100 سهمی برابر با 000ر22 ريال خواهد بود


Option Class:
گروه معاملات اختيار - همه معاملات اختياری که ازيک نوع هستند يعنی يا معامله اختيار خريد يا معامله اختيار فروش هستند و دارايی پايه آنها نيز يکسان است


Option Series:
تمام قرارداد هايي که جزو يک گروه هستند و دارای قِيمت يکسان و تاريخ انقضاي يکسان ميباشند


Options:
اختيار خريد و فروش-در معاملات بازارمبادلات ارزی به قراردادی گفته می شود که به موجب آن فرد حق می يابد که ارز معينی را به قيمت مشخص ظرف مدتی معين بخرد يا بفروشد


Order:
دستور مشتري براي خريد يا فروش ارز


OTC - Over the Counter:
سهامی که به دليل عدم احراز شرايط لازم برای قرار گرفتن در ليست سهام ها نميتوان در بازار بورس آن را معامله کرد.در چنين مواردی دلالان و مشتريان مستقيما با يکديگر به مذاکره می پردازند و اين مذاکره از طريق تلفن و شبکه های کامپيوتری صورت ميگيرد


Out-of-the-Money:
زيان آور بودن قرارداد اختيار معامله-يک معامله اختيار خريد زمانی زيان آور است که قيمت توافق شده آن از قيمت دارايی پايه کمتر باشد و يک معامله اختيار فروش زمانی زيان آور است که قيمت توافق شده آن بيشتر از قيمت دارايی پايه باشد


Outperform:
عملکرد برتر-داشتن عملکرد و بازدهی بالاتر از بازدهی يک شاخص معين .مثلآ زمانی يک سرمايه گذاری دارای عملکرد برتری از شاخص إس اند پی پانصد است که سود آن بيش از سود اين شاخص باشد


Output:
محصول

الف-در توليد کارخانه ای=مقدار انرژی،کار،کالا يا خدماتی که در مدت زمان معين توسط يک ماشين، کارخانه، شرکت يا فرد توليد می گردد

ب-در عقد قرارداد=نتيجه ای که انتظار داريم يک پروژه يا يک پيمان کار به ما ارائه دهد


Over the Counter - OTC:
معاملات خارج از بورس-بازاری که در آن معاملات توسط طرفین در خارج از بازار بورس و از طریق شبکه الکترونیکی و تلفن انجام می پذیردو معامله گران نقاط مختلف دنيا می توانند در آن شرکت جويند. بازار بازارمبادلات ارزی چنين بازاری است


Overall Household Spending:
کل مصرف خانوار
ارزيابی مصرف کل خانوارها چه خانوارهايی که کار می کنند و حقوق می گيرند چه خانوارهايی که به کار اشتغال ندارند مانند خانوارهای بازنشسته،بيکار و غيره


Overbought:
به بازاری اطلاق می شود که در آن سرعت افزايش بهای ارز بيش از ميزان معمول است و در نتيجه احتمال تغيير روند موقت-ريتريسمنت- زياد است


Overheated /Economy:
اقتصاد دو آتشه-اقتصادی با نرخ رشد بسيار بالا که بر ظرفيت وتوان توليد فشار وارد می آورد و حاصل آن افزايش تورم و بالا رفتن نرخ های بهره است


Overnight Limit:
حداکثر ميزان يک معامله خريد يا فروش که معامله گر می تواند به روز تجاری بعد منتقل کند


Overnight Position:
به معامله فروش يا خريد جفت ارزی در پايان روز تجاری اطلاق می شود


Overnight trading:
خريد و فروش ارز بين ساعات 9 شب تا 8 صبح به وقت محلي.در اين نوع معامله،معامله گر پوزيشني را در پايان روز تجاري به وقت محلي باز ميکند.در اين حالت گر چه بازار داخلي تعطيل است ولي بازار جهاني در حال فعاليت مي باشد.معاملهء انجام شده همان شب يا در ساعات اوليه صبح روز بعد انجام خواهد شد


Oversold:
به بازاری اطلاق می شود که در آن کاهش بهای ارز با سرعتی بيش از ميزان معمول صورت گرفته و احتمال میرود تغيير روند صعودی رخ دهد

p

Package Deal:
معامله يک جا،قرارداد کلی

دستوری برای انجام تعدادی معامله به طور همزمان به طوری که اگر يکی از آنها انجام نشود ،ساير معاملات هم صورت نپذيرد

معامله گری که مايل است يک استراتژی خريد-فروش همزمان راانجام دهد با استفاده از اين روش کاملآ مطمئن است که اگر يکی ازاين دو معامله به هر دليلی امکان پذير نباشد،معامله ديگر هم انجام نخواهد شد


Par:
الف-ارزش اسمي اوراق بهادار و اسناد مالي

ب-قيمت رسمي يک ارز


Parities:
برابری-ارزش یک ارز بر حسب ارزی ديگر


Parity:
برابری-نرخ های رسمی ارز بر حسب واحد پول قراردادی إس دی آر يا بر حسب ارز ديگری که به عنوان استاندارد نرخ گذاری پذيرفته شده است.بسياری از ارزها برحسب دلار نرخ گذاری شده اند


Participation Rate:
ميزان مشارکت-بخش فعال و شرکت کننده در نيروي کار يک اقتصاد

ميزان مشارکت در تعيين تعداد نفوس مشغول به کار،مايل به کار و افرادي که فعالانه در جستجوي کار هستند،اهميت بسزائي دارد.کساني که هيچ تمايلي به کار کردن ندارند جزئي از ميزان مشارکت به حساب نمي آيند


payroll:
الف-کل مبلغی که به کارکنان يک شرکت در فواصل زمانی معين پرداخت می شود

ب-فهرست اسامی کارکنان به همراه اطلاعات مربوط به حقوق ماهانه،دستمزد،پاداش وپرداختي خالص پس از کسر وجوهات مقرره کارکنان مزبور


Pegging:
تثبيت قيمت اوراق بهادار و ارز-روشي است براي با ثبات کردن پول که در آن يک کشوربا ثابت نگه داشتن نرخ تبديل ارز بين واحد پول خود و واحد پول کشوري ديگرسعي ميکند به اين هدف دست يابد


Pending Home Sales Index:
شاخص فروش خانه به صورت قولنامه-اين شاخص در مورد خانه های چند سال ساخت است نه خانه های نوساز.معامله چهار تا شش هفته پس از قرارداد قولنامه، انجام می پذيرد


Pending Order:
دستور مشروط
دستور انجام معامله در صورتی که قيمت بازار به آن حدی برسد که معامله گر تعيين کرده است.چهار نوع دستور مشروط وجود دارد که عبارتند از
-Buy Stop
-Sell Stop
-Buy Limit
-Sell Limit


Performance:
عملکرد،کارکرد،بازده-نتايج فعاليت های يک سازمان يا يک سرمايه گذاری در مدت زمانی معين


Permitted Currency:
ارز مجاز-ارزی که براحتی قابل تسعير باشد به عبارت ديگر ارزی که قوانين و مقررات کشور مربوطه امکان تبديل آن را به ديگر ارزهای عمده جهان فراهم می آورد.چنين ارزی می تواند در يک بازار ارزی فعال و تسويه پذير با ديگر ارزها مبادله شود


Personal Consumption Expenditure:
هزينه مصرفي خصوصي،هزينه بابت مصارف شخصي-آن بخش از درآمد شخصي در اختيار و قابل مصرف (درآمد شخصي منهاي ماليات مربوطه) که براي تهيه کالاي مصرفي خرج شده وشامل کالاهاي مصرفي نيمه بي دوام و بي دوام است


Personal Consumption Expenditure (PCE) - United States:
هزينه مصارف شخصی-از شاخص های اقتصادی امريکا
هزينه ای که مصرف کنندگان ماهانه برای کالاهای بادوام وکالاها و خدمات مصرفی می پردازند


Pip:
کمترين ميزان تغيير قيمت جفت ارزی -اين مقدار در واقع تغيير کم ارزش ترين رقم در قيمت يک جفت ارزی است به طور مثال اگر قيمت يک جفت ارزی از 1.3235به 1.3236 برسد يک پيپ افزايش قيمت داشته است


Pips:
کمترین میزان تغییرات یک ارز که د ربازارهای بازارمبادلات ارزی تغییرات نرخها با آن سنجیده می شود .برای بیشتر ارزها یک ده هزارم نرخ تبدیل است مثلاً اگر قيمت يک جفت ارزی از 1.2863 به 1.2850 برسد 13 pips کاهش قيمت داشته است.


Platform:
سکوی معاملات
در بازار های بين المللی امروزی که از اينترنت و وسائل مخابراتی مدرن بهره می جويد سکوی معامله يک مکان فيزيکی نِست که در آن خريداران و فروشندگان برای انجام معامله با يکديگر گرد هم آيند بلکه مکانی مجازی در شبکه اينترنت است که کليه اطلاعات و امکانات لازم برای خريد و فروش رادر اختيار معامله گران قرار می دهد


PMI:
purchasing managers' index

شاخص مديران خريد


PMI-New Zealand:
اين سرواژه اگر برای امريکا يا کشورهای ناحيه يورو بکار رود به معنای شاخص مديران خريد است اما در مورد نيوزلند معنای آن متفاوت است و به مفهوم شاخص عملکرد توليد است و سرواژۀ عبارت
Performance of Manufacturing Index
میباشد


Point:
واحد
الف-تغييرات نرخ ارز معمولا بر حسب واحد است که برابر است بايک صدم درصد يا يک ده هزارم نرخ نقدی يانرخ روز بازار
ب-يک درصد تغيير نرخ بهره را يک واحد گويند.مثلاً وقتی نرخ بهره از %8 به %10 برسد،نرخ بهره 2 واحد افزايش يافته است
ج- حداقل نوسان قيمت


Political Risk:
ريسک سياسی-احتمال به خطر افتادن سرمايه گذاری معامله گران دراثر تغيير خط مشی های دولت


Position:
معامله
خريد و فروش اوراق بهادار به منظور کسب سوداز تفاوت موجود بين قيمت خريد و قيمت فروش
از آنجا که در بازار بازارمبادلات ارزی فقط ارز خريد و فروش می شود،اين واژه به معنای خريد و فروش جفت ارزی است که به طور اختصار می توان آن را معامله ناميد


Position - Long:
معامله خريد-خريد يک جفت ارزی با اين پيش بينی که قيمت افزايش می يابد و می توان با پايان معامله-بستن پوزيشن- سود برد


PPI:
producer price Indices

شاخص های بهای توليد کننده


Premium:
زيادتی قيمت يک سهام يا اوراق قرضه نسبت به قيمت اسمی آن

مبلغی که خريدار قرارداد اختيار معامله بايد به فروشنده قرارداد بپردازد


Price:
قيمتی که در آن کالای پايه- که در بازارمبادلات ارزی اين کالا ارز است- خريد و فروش می شوند


Price Transparency:
شفافيّت قيمت
زمانی که همه معامله گران از قيمت مطلع باشند و بتوانند بر اساس همان نرخ دست به خريد و فروش بزنند


Primary market:
بازار اوليه،بازار دست اول-بازار فروش اوراق بهادار از سوی نشر دهنده.سرمايه گذار دراين بازار اوراق مذکور رايا با هدف نگهداری يا فروش به ديگر سرمايه گذاران در بازار ثانوی خريداری می کند


Prime Rate:
اندازه بهره ممتاز-کمترين ميزان بهره:نرخ بهره وام های اعطايی بانک های تجاری به مشتريان بسيار معتبر مانند شرکت های بزرگ


Prime Rate -US:
نرخ بهره ممتاز-حداقل ميزان بهره

نرخ بهره وام های اعطايی بانک های تجاری امريکا به مشتريان بسيار معتبر خود مانند شرکت های بزرگ


Principal:
صاحب اصلی

معامله گری که برای خودش و نه برای شخص- حقيقی يا حقوقی-ديگر اقدام به خريد يا فروش سهام می نمايد


Principal Value:
مبلغ اصلی،ارزش اصلی

مبلغ اوليۀ سرمايه گذاری شده توسط مشتری


Private Capital Expenditure:
هزينه سرمايۀ خصوصی

قيمت کالاهای سرمايه ای که خريداری شده يا انتظار می رود که خريداری شوند


Private Consumption - Germany - Euro-zone:
مصرف شخصی-هزينه های پرداختی خانوار برای کالا و خدمات


Producer & Import Prices-switzerland:
شاخص بهاي واردات و مصرف کننده


Producer Price Index (Input) - UK:
شاخص بهای توليد شامل بهای مواد اوليه و هزينه های جاری توليد که به طور ماهانه بررسی ميشود.از شاخص های اقتصادی انگليس است


Producer Price Index (Output) - UK:
شاخص بهای توليد که تغييرات قيمت کالاهارا بلافاصله پس از توليد به طور ماهانه بررسی می کند


productivity:
قابليت توليد-ميزان توليد هر کارگر در مدت يک ساعت


Profit Taking:
برداشتن سود-فروش يک دارايی وقتی که قيمت آن افزايش فوق العاده حاصل کند زيرا بهترين فرصت برای کسب سود است


PSNCR:
Public Sector Net Cash Requirements

نقدينگی خالص جهت انجام خدمات دولتی ضروری برای عامه مردم


public finances-UK:
ماليه عمومی- مقدار پول لازم جهت تامين مالی دولت در انگليس.رقم بالای آن نشان می دهد که دولت سال مالی خوبی نداشته و برای انجام برنامه هايش با کسر بودجه مواجه است و احتياج به تامين مالی دارد


Public Sector Net Borrowing - UK:
ميزان وام های تازه ای که دولت انگليس برای موازنه کسری بودجه خود گرفته است


Purchasing Power Parity:
برابری قوه خريد،نرخ نسبی مبادله
تئوريی که بر اساس آن در طولانی مدت قيمت کالاها و خدمات يکسان در کشورهای مختلف برابر می شود.اين تئوری بر اساس اين عقيده است که می توان نرخ بهره را به نحوی تنظيم کرد که امکان معاملات ارزی به سود از ميان برود و در نتيجه تغييری در قيمت کالاها در کشورهای مختلف ايجاد نگردد


Put Call Parity:
تعادل بين قيمت اختيار خريد و قيمت اختيار فروش-رابطه تعادلی بين قيمت اختيار خريد و قيمت اختيار فروش در شرايطی که هر دو دارای قيمت توافقی يکسان و تاريخ سررسيد مشابهی باشند.در اين صورت با داشتن قيمت يکی قيمت ديگری به دست می آيد


Put Option:
اختيار فروش - حق فروش ارز،سهام يا اوراق بهادار به قيمت مورد قبول ظرف مدت تعيين شده از قبل - اختيار فروش قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار می تواند در تاريخ مشخصی از آينده -تاريخ سررسيد يا انقضاء- دارايی خاصی را با قيمت توافقی -قيمتی كه هنگام عقد قرارداد تعيين می شود-بفروشد. دارنده اختيار اين حق را دارد كه از اختيار خود استفاده كند يا نكند

forex

Quanto option:
اختيار معامله کوانتو-اختيار معامله ای که در آن ريسک مربوط به نوسانات قيمت ارز وجود نداشته باشد


Quote:
بهاي همزمان خريد و فروش در يک جفت ارزي


QV=Quotable Value New Zealand, Ltd:
بزرگترين مرکز ارزيابی و اطلاعات املاک نيوزلند که با 22 شعبه در سراسر نيوزلند به فعاليت مشغول است و در سه ايالت استراليا نيز نمايندگی دارد.اين شرکت در سال 1998 تاسيس گرديده است


r

Rally:
بهبود مجدد-بهبود قيمت پس از يک دوره رکود و کسادی

افزايش چشمگير قيمت اوراق بهادار،کالا يا کل بازار به دنبال يک دوره کاهش قيمت

Range:
تفاوت بین بالاترین وپایین ترین قيمت سهام در يک معامله


Rate:
نرخ-قيمت خريد يا فروش يک ارز در برابر ارز ديگر


Rate of Inflation:
نرخ تورم=تغييرات ماهانه شاخص بهای مصرف کننده.شاخص بهای مصرف نيزعبارت است از ميانگين قيمت سبد مشخصی از کالاها و خدمات که توسط مصرف کنندگان خريداری می شود


RBA:
Reserve Bank of Australia

بانک مرکزي استراليا


RBNZ:
Reserve Bank of New Zealand
بانک مرکزی نيوزلند


RBNZ Official Cash Rate:
نرخ بهره رسمی بانک مرکزی نيوزلند-نرخ بهره ای که بانک مرکزی نيوزلند تعيين می کند تاتورم را در آن حدی که قرارداد منعقده بين وزارت دارايی و بانک مرکزی تعيين نموده است نگاه دارد


Reaction:
واکنش-کاهش قيمت هادر پي يک افزايش قيمت


Realized and Unrealized Profit:
سود تحقق يافته وسود تحقق نيافته-سود حاصل از افزايش قيمت ارز که تبديل به نقد نشده است را سود تحقق نيافته گويند ؛ سود تحقق نيافته پس ازنقد شدن تبديل به سود تحقق يافته ميگردد


Recession:
رکوداقتصادی-کاهش فعاليت تجاری و توليد ناخالص ملی دردو دوره سه ماهه متوالی به نحوی چشمگير


Recovery:
دوران بهبود اقتصادی- دوران پس از رکود اقتصادی که در آن توليد ناخالص داخلی مجددآ افزايش می يابد


Rectangle:
مستطيل-در تحليل تکنيکال به نموداری گفته می شود که در آن قيمت يک سهام بين دو خط افقی در نوسان است.معمولآ مستطيل زمانی شکل می گيرد که ميزان عرضه و تقاضا برای يک جنس با هم تقريبا مساويند ،به عبارت ديگر خريداران و فروشندگان قدرت تقريبآ يکسانی دارند.قیمت ها در محدوده باريکی تغيير می کنند و مرتبآ سطوح مقاومت و حمايت را به ترتيب در ضلع بالايی و پايينی مستطيل قطع می کنند


Red book:
شاخص کتاب قرمز-از شاخص های خرده فروشی امريکاکه ميزان خرده فروشی حدود نه هزارفروشگاه را که يک سال يا بيشتر از تاسيسشان می گذرد نشان می دهد.اين شاخص هفتگی قبل از انتشار آمار رسمی به صورت گزارشی چهارصفحه ای هر سه شنبه صبح منتشر می شود. اين گزارش ازطريق ايميل، فاکس يا کنفرانس تلفنی قبل از انتشار آمار رسمی در اختيار مشتريان قرار می گيرد


REINZ=Real Estate Institute of New Zealand:
سازمان املاک نيوزلند


Relative Return:
سود نسبی-سود يک دارايی در مدت زمانی مشخص در قياس با يک شاخص معين.مابه التفاوت بين سود مطلق دارايی مورد نظر و سود دارايی شاخص را سود نسبی نامند


Relative Strength Index - RSI:
شاخص قدرت نسبی- نوسانگر قيمتی که دامنه نوسانش بين 0 تا 100 است


REPO --Repurchase:
قرارداد بازخريد-عبارت است از فروش يک سند مالي و خريد مجدد آن در تاريخ و ساعتي معين.اين نوع معا مله در بازار هاي مالي کوتاه مدت صورت مي گيرد


Repurchase --REPO:
قرارداد بازخريد-عبارت است از فروش يک سند مالي و خريد مجدد آن در تاريخ و ساعتي معين.اين نوع معا مله در بازار هاي مالي کوتاه مدت صورت مي گيرد


Reserve Currency:
ارز اندوخته،پول اندوخته- کشورها ذخيره پول و طلای خود رابه صورت يکی از ارزهای معتبر مانند دلار،يورو،ين،... يا حق برداشت مخصوص صندوق بين المللی پول نگهداری می کنند و از اين ذخيره پولی برای انجام معاملات بين المللی وپرداخت ساير تعهدات خود استفاده می کنند


Reserve Requirements:
ذخائر مورد نياز-ميزان سپرده و وديعه مالي که هر بانک بازرگاني بايد به بانک مرکزي بسپارد


Reserves:
اندوخته های مالی-سرمايه های ذخيره شده به منظور تامين نيازهای آتی که معمولا به صورت ارز خارجی قابل تسعير،طلاواندوخته های برداشت ويژه صندوق بين المللي پول هستند.اندوخته هاي رسمی، دولت را قادربه اجرای تعهداتی می نمايدکه بايد در آينده نزديک به آنها عمل کند.اين اندوخته ها بخشی از تراز پرداخت ها را تشکيل می دهد


Resistance:
سطحی از قیمت که انتظار می رود در آن نقطه، قیمت سقوط کند


Resistance Point or Level:
سطح مقاومت-قيمتی که تحليلگران تکنيکال آن را به عنوان سطحی از قيمت تعيين می کنند که شکستن و عبور از آن بسيار دشوار است ولی اگر بازار موفق شود آن را بشکند، قيمت به شدت رو به افزايش خواهد گذاشت


Retail Outlet:
فروشگاه


Retail Price Index:
شاخص بهای خرده فروشی-تغييرات ماهانه حاصله درميانگين سطح قيمت های خرده فروشی. اين شاخص کالاهايی معين و تعريف شده را در بر میگيرد


Retail Trade:
تجارت خرده فروشی

قيمت کل کالاها و خدماتی که هر ماه در خرده فروشی ها به فروش می رسد


Retail Trade Monthly - Japan:
ژاپن-تجارت خرده فروشی-ارزش کالاها و خدماتی که هر ماهه توسط مشتريان خريداری می گردد


Retracements:
ردگيری مجدد-به تغيير روند موقتی گفته می شود که در طی روند کلی بازار حاصل می شود.مثلآ اگر روند کلی صعودی باشد ردگيری مجدد يا ريتريسمنت کاهش های مقطعی و موقت قيمت است که در روند کلی صعودی تاثيری ندارد


Reuter Dealing:
سکوی معاملاتی رويتر- يک سکوی الکترونيکی معامله ارز


Revaluation:
تقويت پولی-افزايش رسمی در ارزش واحد پولی نسبت به پول های ديگر در مقياس بين المللی


Revenue:
عايدات
الف-عايدات شرکت ها:کل پول به دست آمده از فروش کالاها و خدمات توليدی يک شرکت،قبل از کسر مخارج و هزينه ها

ب-عايدات دولت:درآمدهای مالياتی دولت


Reversal:
بازگشت-تغيير مسير کلی حرکت بازار


RICS:
Royal Institution of Chartered Surveyors
انستيتو سلطنتی ارزيابان صاحب امتياز-مجمعی بين المللی که بر کار افراد متخصص و حرفه ای در امر املاک و دارايی و ارزيابان مربوطه در سراسر جهان نظارت دارد و قوانين لازمه برای آنها را وضع می کند.


RICS House Price Balance:
تراز نرخ مسکن ريکس-از جمله شاخص های بهای مسکن درانگليس است که رقم آن بر اساس نظرات افراد شرکت کننده در نظرسنجی تعيين می گردد.برای محاسبه آن تعداد کسانی که معتقدند قيمت مسکن کاهش خواهد يافت از تعداد افرادی که معتقدند قيمت ها افزايش خواهد يافت کسر می شود و نتيجه بر حسب درصد بيان می گردد.افزايش اين شاخص نشان دهنده ترقی بازار مسکن و افزايش رشد اقتصادی است


Risk:
خطر احتمالي-قرار گرفتن در معرض تغييرات نامشخص که غالبامفهوم منفی تغييرات نامطلوب و مضر از آن به ذهن متبادر ميگردد


Risk Capital:
سرمايه قابل ريسک- سرمايه مازادی که سرمايه گذار برای حفظ سطح استاندارد زندگی خود بدان نيازی ندارد


Risk Management:
مديريت ريسک-بکارگيری تحليل های مالی و تکنيک های مختلف معامله به منظور کاهش يا کنترل موارد مواجهه با ريسک


Risk Position:
سرمايه يا بدهيی که ارزش آن به خاطر تغيير نرخ تبديل ارزيا تغيير نرخ بهره دچار نوسان باشد


Risk Premium:
هزينه ريسک-وجه اضافی يا سودی که در سرمايه گذاری های ريسکی به طرف معامله به خاطر قبول ريسک تعلق می گيرد


Risk-Adjusted Return:
مقياسی که نشان می دهد يک سرمايه گذاری برای رسيدن به سود مورد انتظار چه ميزان ريسک يا ضرر احتمالی دربر دارد که معمولآ به صورت يک عدد يا يک نسبت بيان می شود


Risks:
ريسک-احتمال حصول ضرر يا کمتر شدن سود از ميزان پيش بينی شده


Roll-Over:
بستن اتوماتيک پوزيشنهاي باز در پايان روز تجاري ،توسط سيستم بانکي وباز کردن مجدد آنها در ابتداي روز بعد


Rolling over:
تمديد- جايگزين کردن يک معامله اختيار خريد و فروش با تاريخ سر رسيد ديرتر به جای معامله اختيار خريد و فروش ديگری از همان نوع منتهی با تاريخ سررسيد زودتر.قيمت توافق شده در هر دو معامله نيز بايد یکسان باشد


Rollover:
سودتمديد-وقتی معامله يک معامله گر بازارمبادلات ارزی به طور اتوماتيک در پايان يک روز تجاری بسته شود و در روز بعد مجددآ باز شود، برحسب تفاوت موجودبين نرخ بهره ارزهای جفت ارزی، ممکن است معامله گر مقداری سود ببرد که به آن سود تمديد گفته می شود.در صورتی اين سود حاصل می شودکه معامله گر ارزی را که دارای نرخ بهره بالاتری است خريده باشد


Round trip:
گردش دو سره

ازاصطلاحات بازار سهام که به مفهوم خريد مقدار معينی ارز و فروش مجدد آن است


Rounding Top and Bottom:
اوج مدور همانند الگوی فنجان و دسته نشان دهنده يک خط مقاومت نيم دايره ای شکل و روند کلی نزولی بازار است. به همين ترتيب يک حضيض مدور نيز يک خط حمايت نيم دايره شکل است که روند صعودی بازار را نشان می دهد.اين دو الگو برای تحليل های دراز مدت مناسب هستند


RPI-Retail Price Index:
شاخص بهای خرده فروشی-از شاخص های اقتصادی انگليس و نشان دهنده تغييرات قيمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای انگليس.اين شاخص طيف وسيعی از محصولات را مانند غذا،تنباکو،لوازم منزل، هزينه های حمل و نقل و رفت وآمد،پوشاک ،کالاها و خدمات تفريحی رادربر می گيرد


RSI - Relative Strength Index:
شاخص قدرت نسبی-ازشاخص های تحليل تکنيکال که نسبت ميزان سود به زيان رادر يک دوره زمانی مشخص اندازه گيری می کند

s

S&P - Standard and Poors:
إس اند پي،استاندارد اند پورز-موسسه اي است امريکايي که کارش تعيين و ارزيابي سلامت مالي وام گيرندگان است.اين موسسه شاخص هاي خاصي مانند« إس اند پي پانصد» راتهيه کرده است


s.a:
برازش شده فصلی


Same day transaction:
معاملۀ همان روز،معامله روز جاری

معامله ای که تاريخ سر رسيد آن يعنی تاريخ پرداخت پول و تحويل جنس، همان روز انجام معامله است.معمولا در معاملات بين المللی ارز،تاريخ سررسيد خريدهای نقدی دو روز بعد از انجام معامله است


same store sales:
ميزان فروش فروشگاه هايی که يک سال يا بيشتر از کارشان می گذرد


SDR:
Special Drawing Rights

حق برداشت مخصوص-صندوق بين المللی پول در سال 1970 حق برداشت مخصوص رابرای نقل و انتقالات بين المللی به جای طلا معرفی کرد و به اين ترتيب حق برداشت مخصوص در واقع ذخيره دارايی اصلی در سيستم مالی بين المللی شد

در ابتدا، یک واحد حق برداشت مخصوص معادل یک دلار یا 35 واحد حق برداشت مخصوص معادل یک انس طلای خالص بود اما از 1974 تا 1980، هر واحد حق برداشت مخصوص میانگین وزنی پول 16 کشور مختلف در نظر گرفته می شد که حجم صادرات و وارداتشان در دورۀ 5 سالۀ منتهی به 1972 بیش از یک درصد کل تجارت بین المللی بود از 1981 به بعد برای محاسبۀ هر واحد حق برداشت مخصوص از میانگین وزنی پنج پول عمدۀ جهانی که بطور روزانه وتوسط صندوق بین المللی پول محاسبه می شود استفاده می گردد. همچنین صندوق بین المللی پول سبد حق برداشت مخصوص و ضریب اهمیت پولهای درون سبد را هر پنج سال یک بار مورد تجدید نظر قرار می دهد

مقدار حق برداشتی که به اعضاء تخصیص داده می شود متناسب با مبلغ سهمیه آنها در صندوق است.دارائی اعضا ازحق برداشت مخصوص بخشی ازذخائر بین المللی آنها به حساب می آید. حق برداشت مخصوص را می توان برای معاملات گوناگونی مصرف کرد و می توان آن را به ارزهای مهم بین المللی تبدیل نمود. در واقع هدف صندوق بین المللی پول ترويج حق برداشت مخصوص به عنوان یک پول ذخیره ای بین المللی است


SEC:
Securities & Exchange Commission

کميسيون بورس و اوراق بهادار-از مؤسسات فدرال آمريکا که قوانين حاکم بر بازارهای مالی امريکا را وضع ميکند.اين مؤسسه مديريت صنعت اوراق بهادار را به عهده داردو به منظور حمايت ازسرمايه گذاری عمومی در مقابل تخلفات بازار اوراق بهادار شفاف عمل کردن و فاش سازی راترويج می کند


SECO:
the State Secretariat for Economic Affairs

دبيرخانه امور اقتصادی دولت


Secured Loan:
وام با وثيقه،وام وثيقه دار-وامی که در ازای اعطای آن،دارايی های معينی به وثيقه گرفته می شود و اگر وام گيرنده نتواند بدهی خود را بپردازد طبق قرارداد دارايی های مذکور به تملک وام دهنده درمی آيد


Securitization:
فرآيند ايجاد يک ابزار مالی از طريق ترکيب ساير دارايی های مالی و عرضه آن به سرمايه گذاران


Sell Limit Order:
دستور فروشي که بر طبق آن فروش فقط بايد در نرخ مشخص شده( ليميت) يا بالاتر از آن صورت گيرد


Sell Stop Order:
دستور فروش جفت ارزی در قيمتی پايين تر از قيمت فعلی بازار بدان اميد که قيمت باز هم پايين تر رود.اگر قيمت بازار به حد تعيين شده برسد دستور فروش به طور اتوماتيک فعال می شود


Selling Rate:
نرخ فروش-نرخ پيشنهادي بانک براي فروش ارز


Selling Short:
پيش فروشي-فروش يک ارز با نيت خريد مجدد آن در قيمت پايين تر و تحصيل سود


Selloff:
افت قيمت-کاهش شديد قيمت در نتيجه افزايش ميزان فروش


Series:
به تمام اختيار معامله هايی گفته می شود که دارای قيمت توافق شده و تاريخ سررسيد يکسان هستند


Session:
جلسه-از اصطلاحات بورس است و به مدت زمان کار بازار گفته می شود يعنی از زمانی که بازار باز می شود تا زمانی که تعطيل می گردد


Settlement:
پروسه دریافت یک ارز و پرداخت ارزی دیگر در بازار بین بانکی- انتقال پول از بانک پرداخت کننده به بانک وصول کننده تا مشتري بتواند معامله خود را انجام دهد

تسويه،واريز-پرداخت نقدي پولي که در موعد سر رسيد اوراق قرضه بايد به خريدار اين اوراق داده شود


Settlement Date:
تاريخ تسويه-روز ی که بر طبق قرارداد تبادل ارزی منعقد شده بايد ارزهای خريداری شده و فروخته شده تحويل داده شوند


Settlement Risk:
ريسک تسويه- احتمال اين که يکی از طرفين قرارداد نتواند به تعهدات لازمه برای تسويه قرارداد عمل کند يعنی يک طرف قرارداد آماده تحويل آنچه مورد معامله قرار گرفته باشدولی طرف ديگرقادر به پرداخت قيمت نباشد يا برعکس طرفی که بايد کالا را تحويل دهد آمادگی لازم رانداشته باشد ولی طرف ديگر آماده پرداخت باشد


Share:
سهم شرکت-سند رسمی نشان دهندۀ يک واحد مالکيت از سرمايه يک شرکت،حصۀ انفرادی از سرمايۀ يک شرکت که در تملک دارندۀ سهم است


Shop Price Index:
شاخص بهای فروش-از شاخص های اقتصادی ماهانه درانگليس که نشان دهنده تغيير قيمت کالاها در فروشگاه های معروف و بزرگ اين کشور می باشد.اين شاخص پانصد قلم کالا را که بيش از ساير اجناس خريداری می شود مورد بررسی قرار می دهد


Short:
معامله فروش جفت ارزی-اين عبارت به معنای فروش ارز پايه نيز هست زيرادر معامله فروش جفت ارزی، اين ارز پايه است که به فروش می رسد


Short position:
پوزیشن فروش ارز مبنا


Short sale:
فروش ارزي که در زمان انجام معامله،متعلق به فروشنده نيست و به اين اميد صورت مي گيرد که قيمت آن کاهش يابد و با خريد مجددآن به قيمت نازلتر، سود حاصل شود


Short Squeeze:
فشار خريد-وضعيتی که در آن قيمت سهام/ارز فروخته شده افزايش يابد و فروشندگان برای پرهيز از ضرر بيشتر اقدام به خريد مجدد همان سهام/ارز نمايند


Short-term interest rates:
نرخ های بهره کوتاه مدت-معمولا به نرخ بهره 90 روزه اطلاق می شود


Sidelined:
جفت ارزی فرعی-گاهی اوقات معامله بر روی يک جفت ارزی آنچنان سودآور می شود که معامله گران کمتر روی ساير جفت های ارزی معامله می کنند.در اين حالت اين جفت های ارزی را فرعی می نامند


Sideways:
قيمتی که نه ترقی می کند نه تنزل


SITC:
طبقه بندی استاندارد های خرید و فروش جهانی . سیستمی برای گزارش آمار تجارت در یک روش عمومی


SL:
دستور توقف ضرر-دستوري براي خريد يا فروش يک ارز زماني که نرخ ارز مذکور به ميزان مشخصي برسد يا از آن بگذرد


Slippage:
مابه التفاوت بين هزينه واقعی معامله و هزينه تخمينی آن


SNB:
Swiss National Bank

بانک ملی سوئيس


SOFFEX:
Swiss Options and Financial Futures Exchange

بازار بورس سهام های فيوچر و آپشن سوئيس


Soft Market:
بازار ضعيف-بازاري که در آن شمار فروشندگان بيش از خريداران است واين امر ميتواند کاهش سريع قيمت ها را موجب گردد


speculation:
گمانه زنی،پيش بينی بازار،سوداگری،بورس بازی

معامله گران بازار معمولآ بر اساس پيش بينی هايی که از وضعيت بازار دارند اقدام به انجام معامله می کنند. منشاءاين پيش بينی هامی توانداخباروشاخص های اقتصادی ،نظرات تحليل گران يا مسئولان اقتصادی و سياسی و غيره باشد


Spike:
کاهش يا افزايش شديد و سريع قيمت به طور موقت


Spot:
الف- تحويل فوری در قبال پرداخت نقدی که نقطه مقابل تحويل در آينده در قبال پرداخت نقدی يا اعتباری می باشد

ب-به نوعی خريد و فروش ارز اطلاق می شود که زمان تسويه حساب آن دو روز کاری بعد است


Spot Market:
بازار نقد-بازار معاملات نقدی که در آن کالاهای اساسی مانند غلات،طلا،نفت،... به صورت نقد و برای تحويل فوری خريد و فروش می شوند


Spot Commodity:
کالای معامله نقدی-کالاهايی که در بازار نقدی خريد و فروش می شوند و بايد به صورت فيزيکی در موعدتوافق شده تحويل داده شوند


Spot Price:
قيمت نقدی،نرخ فروش نقدی-نرخ ارزی که می باید در مدت دو روز تسویه شود.درمورد دلار امریکا / دلار کانادا این مدت یک روز است


Spot Price/Rate:
نرخ فروش نقدی-قيمت نقدی
قيمت خريد و فروش ارز در بازار معاملات نقدی


Spread:
تفاوت بین نرخ خرید ونرخ فروش یک جفت ارزی. در واقع تفاوت بين قيمت های " بيد و اسک" به عنوان مثال برای جفت ارزی يورو به يو إس دی دو قيمت مشاهده می شود که يکی 1.3601 و ديگری 1.3604 است. به تفاوت موجود بين اين دو قيمت اسپرد گفته می شود يعنی اين ارز دارای 3 پيپ اسپرد است


Square/Flat:
پوزيشن خنثی- به حالتی اطلاق می شود که درآن مشتری اصلآ مبادرت به خريد يا فروش يک ارز نکند يا اينکه معامله ای در جهت عکس معامله قبلی انجام دهد ودر نتيجه يک پوزيشن خنثی تشکيل شود.برای مثال وقتی فردی 500.000 دلار بخردو بعدهمان500.000دلار را بفروشد، دارای پوزيشن خنثی خواهد شد


Squeeze:
اقدام بانک مرکزی درجهت کاهش عرضه پول به منظور افزايش بهای يک ارز


Stable Market:
بازار فعالی که در خرید های بسیار و دادو ستد ارزی انجام می شود بدون اینکه فشار زیادی بر روی نرخ مورد علاقه باشد


Stagflation:
تورم رکودی-رکود يا کاهش رشد اقتصادی توام با تورم بالا


Stake:
در اقتصاد:
الف- سهام يا منافعی در يک شرکت بزرگ، بخصوص سهام مالی
ب- منافع يا درگيری شخصی: سهم وی در آيندۀ فرزندانش


Standard:
استاندارد-مقادير متعارف و تاريخ های سررسيد از پيش تعيين شده در معاملات


Sterilization:
اقدامي که بانک مرکزي در بازار پولي داخلي انجام ميدهد تا تاثيري را که فعاليت هايش در بازار بازارمبادلات ارزی بر روي عرضه پول دارد،کاهش دهد


Sterling:
استرلينگ-نام ديگر پوند، واحد پول انگليس


Stock Index:
شاخص سهام-شاخصی آماری برای سنجش و بيان تغييرات قيمت مجموعه ای از سهام ها مانند شاخص سهام إستاندارد اند پورز پانصد


Stocky:
اصطلاح بازار براي کرون سوئد


Stop (loss) Order:
دستور توقف ضرر-دستوري براي خريد يا فروش يک ارز زماني که نرخ ارز مذکور به ميزان مشخصي برسد يا از آن بگذرد


Stop Loss Order:
دستور توقف ضرر-نوعي دستور که توسط آن يک پوزيشن باز در نرخي تعيين شده بسته ميشود.غالبا زماني که حرکت بازار برخلاف پوزيشن سرمايه گذار است از اين دستوراستفاده ميگردد تا ميزان ضرر به حداقل برسد.مثلا اگر سر مايه گذاري دلار را به قيمت 156.27 بخرد،ودر 155.49از اين دستور استفاده کند،اگر بهاي دلار کاهش يابد وبه 155.49 يا کمتر برسد پوزيشن در 155.49 بسته شده وجلوي ضرر گرفته ميشود


Stop Order or Stop:
دستور توقف ضرر-دستوري براي خريد يا فروش يک ارز زماني که نرخ ارز مذکور به ميزان مشخصي برسد يا از آن بگذرد


Stop Out Price:
حداقل قيمتي است که در مزايده فروش اسناد خزانه در امريکاتعيين مي گردد


Stop-Loss order:
یک سفارش است که دستور خرید یا فروش را هنگامی که بازار به یک اندازه مشخص جابجا شد می بندد


Straddle:
إسترادل-از انواع اختيار معامله که در آن معامله گر دو قرارداد اختيار خريد و اختيار فروش را به طور همزمان يا می خرد يا می فروشد . مورد معامله،تاريخ سررسيد و قيمت توافق شده هر دو قرارداد بايد يکسان باشد


Strike Price:
قيمت توافق شده در معامله اختيار خريد يا اختيار فروش-قيمتی که دارنده اختيار معامله می تواند به آن قيمت دارايی پايه را بخرد يا بفروشد


Strike Price- Exercise Price:
قيمتی که در آن خرید و فروش انجام مي شود


Strip:
الف-از انواع اختيار معامله مرکب از دو قرارداد اختيار فروش و يک قرارداد اختيار خريد

ب-اوراق بهاداری که خزانه داری امريکا منتشر ميکندو بازپرداخت اصل و بهره آن به طور جدا گانه به صورت اوراق قرضه بدون بهره به فروش می رسد


Structural Unemployment:
بيکاری ساختاری-بيکاری ناشی از تغيير ساختاری اقتصاد.اين نوع تغيير همزمان با حذف بعضی مشاغل فرصت های جديدی برای شغلهای تازه ايجاد می کند. يک نمونه از بيکاری ساختاری انقلاب تکنولوژيکی است.با ظهور عصر تکنولوژی ،کامپيوتر بسياری از شغل های سابق را از بين برد ولی در همان حال شغل های جديدی را برای کسانی بوجود آورد که مهارت کار کردن با کامپيوتر را دارا بودند


Support Levels:
سطح حمايت-قیمتی که در آن یک ارز یا بازار ارز فشار خريد بسيار زيادی را متحمل می شود

سطح قیمتی که انتظار می رود در آن نقطه قیمت صعود کند و خرید شروع شود


SVME:
Society for Veterinary Medical Ethics

انجمن اصول اخلاقی دامپزشکی


Swap:
بهره شبانه-اين واژه در لغت به مفهوم انتقال است. در معاملات بازارمبادلات ارزی وقتی پوزيشنی در پايان روز تجاری بسته نشود و به روز کاری بعد انتقال يابد، مبلغی از سود معامله گر کم يا مقداری به آن اضافه می شود که به آن بهره شبانه گفته می شود و مقدار آن بستگی به نرخ بهره دو ارز موجوددر جفت ارزی انتخاب شده دارد


Swap price:
بهره شبانه-اين واژه در لغت به مفهوم انتقال است. در معاملات بازارمبادلات ارزی وقتی پوزيشنی در پايان روز تجاری بسته نشود و به روز کاری بعد انتقال يابد، مبلغی از سود معامله گر کم يا مقداری به آن اضافه می شود که به آن بهره شبانه گفته می شود و مقدار آن بستگی به نرخ بهره دو ارز موجوددر جفت ارزی انتخاب شده دارد


Swissy:
اصطلاح بازار براي فرانک سوئيس

t

T-Bill:
اسناد خزانه


Take Profit Order:
حدسود-دستوری از طرف معامله گر برای پايان دادن به معامله در نرخی معين به منظور کسب سود .برای مثال اگر شمايک معامله خريدجفت ارزی داريد و پيش بينی می کنيد که قيمت تا ميزان مشخصی بالا خواهد رفت ولی مطمئن نيستيد که پس از آن قيمت باز صعود خواهد کرد يا خير و احتمال کاهش قيمت را در آن نقطه می دهيد با صدور دستور بستن معامله در آن نرخ،سود خود رابر اساس پيش بينی خود تضمين می کنيد و جلوی ضرر احتمالی را می گيريد.با صدور اين دستور معامله خود بخود در حد تعيين شده بسته می شود.


Takeover:
بدست آوردن مالکيت يک شرکت يادردست گرفتن کنترل و اداره آن از طريق خريد 51 درصداز سهام رأی دار آن

پيشتهاد علنی خريد-وقتی شرکتی بخواهد با خريد 51 درصداز سهام رأی دار يک شرکت ديگر،که معمولآشرکت کوچکتری است،کنترل شرکت مزبور را دردست بگيرد


TD:
بانک تورنتو دومينون-يکي از پنج بانک بزرگ کانادا که از لحاظ دارايي و تبديل به سرمايه بازار دومين بانک بزرگ کاناداست و شعبه مرکزيش در تورنتو است


TD Securities:
بانک تی دی سکيوريتيز-از شعب بانک تورنتو دومينيون کانادا


Technical Analysis:
تحليل تکنيکال-تلاش براي پيش بيني قيمت ها از طريق تحليل اطلاعات بازار ، اطلاعاتي از قبيل سابقه روند قيمت ها،ميانگين ها،حجم معاملات،بهره اوليه و غيره


Technical Correction:
اصلاح تکنيکی

تعديل قيمتی که بر اساس فاکتور های تکنيکال مانند حجم معامله و نمودارها صورت می گيرد نه بر اساس صعودی يا نزولی بودن بازار


Terms of Trade:
رابطه مبادله-نسبت ميان شاخص قيمت هاي صادرات به شاخص قيمت هاي واردات


Terms of Trade Index - New Zealand:
رابطه مبادله-نسبت ميان شاخص قيمتهای صادرات به شاخص قيمت های واردات.رقم بالای اين مقدار نشان دهنده اين است که ارزش صادرات نيوزلند بيش از واردات آن است و اقتصاد وضعيت خوبی دارد وبرعکس


Tertiary Industry Index - Japan:
شاخص توليد بخش خدمات ژاپن


Theta:
تت-نسبتی است که ارتباط ميان قيمت آپشن و تاريخ انقضاء آن را نشان می دهد.هرچه فاصله زمانی تا انقضاء قرارداد آپشن بيشتر باشد،تاثير زمان بر قيمت کمتر است


Thin Market:
بازاری که میزان خرید و فروش و نقدینگی در آن کم و فاصله میان هزینه برای خرید وفروش زیاد است


Think Tank:
ثينک تنک واژه ای که معنای لغوی آن مخزن انديشه می باشد و به موسسه يا سازمانی تحقيقاتی گفته می شود که تخصصش حل مسايل پيچيده يا پيش بينی پيشرفتهای آينده در زمينه های سياسی،نظامی يا اجتماعی است و به همين منظور به استخدام ارگانهای ذيربط در می آيد


TIBOR:
Tokyo Inter-bank Offered Rate
نرخ بهره بين بانکی توکيو


TIC-Treasury International Capital:
سرمايه بين المللی خزانه داری امريکا

مجموعه داده های خزانه داری که جريان ورود و خروج سرمايه های مالی به ايالات متحده امريکا را مشخص می کند.اين سرمايه ها شامل اوراق بهادار خزانه داری واوراق قرضه و سهام شرکت های بزرگ می باشد


Tick:
حداقل تغيير قيمت ممکنه،چه افزايش و چه کاهش


TIFFE:
tokyo International Financial Futures Exchange

بورس بين المللی معاملات آتی مالی توکيو


Tight Money:
مضيقه پولی=گاهی اوقات سياست پولی کشور تصميم ميگيرد با افزايش نرخ بهره عرضه اعتبار را محدود کند.در اين مواقع کمبود اعتبار يا مضيقه پولی ايجاد می شود

پول گران=پول دارای نرخ بهره بالا که قرض کردن آن گران تمام می شود


Time Deposit:
حساب پس انداز مدت دار-حساب پس اندازی که نزد يک مؤسسه مالی که معمولآ بانک ها هستند برای مدت مشخصی نگهداری می شودو قبل از آن صاحب حساب حق برداشت ندارد يا حساب پس اندازی که صاحب آن فقط با درخواست رسمی قبلی می تواند از آن برداشت کند.به اين نوع سپرده گذاری بهره تعلق می گيرد


timing the market:
معامله بر اساس تشخيص روند بازار-کوشش برای پيش بينی روند بازار و سرمايه گذاری براساس پيش بينی های مذکور. اين پيش بينی ها معمولآ از طريق بررسی حجم معاملات، شاخص های اقتصادی و آخرين قيمت هاصورت می گيرد


Today/Tomorrow:
خرید یک ارز برای فروش آن در یک روز مشخص و یا برعکس


Tom next - Tomorrow Next:
عقد همزمان دو قرارداد ارزی،يکی قرارداد خريد ارز برای تحويل در روز بعد و ديگری قرارداد فروش همان ارزدر روز پس از تحويل


Tomorrow Next - Tom/Next:
خرید و فروش همزمان یک جفت ارزی برای تحويل در روز بعد


TP:
حدسود-دستوری از طرف معامله گر برای پايان دادن به معامله در نرخی معين به منظور کسب سود .برای مثال اگر شمايک معامله خريدجفت ارزی داريد و پيش بينی می کنيد که قيمت تا ميزان مشخصی بالا خواهد رفت ولی مطمئن نيستيد که پس از آن قيمت باز صعود خواهد کرد يا خير و احتمال کاهش قيمت را در آن نقطه می دهيد با صدور دستور بستن معامله در آن نرخ،سود خود رابر اساس پيش بينی خود تضمين می کنيد و جلوی ضرر احتمالی را می گيريد.با صدور اين دستور معامله خود بخود در حد تعيين شده بسته می شود.


Tradable amount:
کمترين مقدار پولی که می توان با آن معامله کرد


Trade Date:
تاريخ معامله-تاريخی که در آن معامله انجام می شود


Trading day:
روز تجاری-در اصطلاح تجاری به محدوده زمانيی اطلاق می شود که درطی آن بازار سهام مشخصی باز است.برای مثال روزتجاری بازار سهام نيويورک از سال 2006 تاکنون از ساعت 9:30صبح الی چهار بعد از ظهر است.در پايان روز تجاری همه معاملات تا روز تجاری بعد تعطيل میشوند.به غير از تعطيلات آخر هفته موقعيت های خاص ديگری نيز هستند که منجر به کوتاه تر شدن روز تجاری يا تعطيل شدن آن می گردند


Trading Range:
دامنه معامله-فاصله بين بالاترين و پايين ترين قيمت معامله شده در يک دوره زمانی که در آن نوسانات قيمت صورت می گيرد


Trading Volume:
حجم معامله-تعداد برگه های سهم،اوراق قرضه يا قراردادهای معامله شده در کل بازار بورس يا برای يک سهام معين


Tranche:
حصه،سهم،قسمت-بخشی از يک دارايی که در زمان ديگر و احتمالآ با قيمتی ديگر وارد بازار شود


Transaction:
معامله،دادوستد-خريد يا فروش اوراق بهادار با استفاده از اجراي دستور خريد يا فروش در بازار


Transaction Cost:
هزينه معامله-هزينه خريد يا فروش اسناد مالي


Transaction Date:
تاريخ معامله-تاريخی که در آن معامله انجام می شود


Transaction Exposure:
سود یا ضررحاصل از معاملات ارز و تبادلات ارزی


Trend Lines:
خط روند-خطی که چندين نقطه اوج يا حضيض رادر يک روند به هم وصل می کند و می توانددر يک روند صعودی به عنوان سطح حمايت و در يک روند نزولی به عنوان سطح مقاومت عمل کند


Triple Top:
اوج سه گانه-الگويی که در آن نرخ جفت ارزی سه بار به يک قيمت مشخص می رسد ولی نميتواند از آن عبور کند.اوج سه گانه نشان دهنده يک سطح مقاومت مستحکم است


Trust bank:
بانک تراست-از بانک های ژاپن که همه خدمات بانک های تجاری،بانک های سپرده گذاری و شرکت های تراست را ارائه می دهند


Truth in Lending:
قانون جامع وام-از قوانين بانک فدرال که بانک های وام دهنده را ملزم می سازد به صورت کتبی شرايط وام مانند درصد بهره سالانه و ساير مواردرا به طور کامل ثبت نمايد


Turnover:
حجم معاملات-حجم کل معاملات انجام شده در يک بازه زمانی معين


two-way market:
قيمت های دو طرفه- يکی از مقررات بازار بورس نزدک که بر طبق آن بايد تمام بازارسازان برای سهام هايی که عرضه می کنند هم نرخ فروش و هم نرخ خريد ارائه دهند ومعاملات را بر اساس همان نرخ ها برای مشتريان انجام دهند


Two-Way Price:
نرخ توامان ارز-نرخ بازار ارز که هم قيمت خريد را در اختيار مشتری می گذارد و هم قيمت فروش را


Two-way quotation:
نرخ گذاری توامان ارز- هنگامی که يک کارگزار هم نرخ خريد وهم نرخ فروش معاملات تبادل ارز را به طور همزمان اعلام کند. در اين نرخ گذاری عدد سمت چپ نرخ فروش و عدد سمت راست نرخ خريد است


Two-Way Quote:
نرخ گذاری توامان- از انواع نرخ گذاری که در آن کارگزار هم نرخ خريداوراق بهادار و هم نرخ فروش آنرااعلام می کند.به اين ترتيب معامله گران از نرخ جاری خريد و فروش آگاهی داشته و می توانند هريک از دو معامله خريد يا فروش را که مايلند انجام دهند

در اين نوع نرخ گذاری نرخ سمت چپ نرخ فروش و نرخ سمت راست نرخ خريد می باشد مثلآ اگر نرخ گذاری توامان سهامی عبارت باشد از 53.30/52.50 دراين صورت مشتری می تواند سهام مذکور را به قيمت 52.50 بفروشد يا به 53.30 بخرد

 


u

U.S. Dollar Index =USDX:
شاخص دلار-شاخصی که ارزش دلار را در برابر سبدی متشکل از ارزهای عمده بازار اندازه گيری می کند. يورو،ين ژاپن،دلارکانادا، پوند انگليس،کرون نروژ و فرانک سوئيس در حال حاضر شش ارز عمده تشکيل دهنده سبد مذکور هستند


UBS Consumption Indicator - Switzerland:
سوئيس-شاخص مصرف يو بی إس

شاخص اقتصادی نشان دهنده سلامت اقتصادی کشورو ميزان تقاضای داخلی برای کالا و خدمات که بر اساس داده های پنج شاخص اقتصادی ديگر محاسبه می شود.اين پنج شاخص عبارتند از
ميزان فروش اتومبيل نو- روند خرده فروشی- شاخص اطمينان مصرف کننده- ميزان اقامت افراد سوئيسی در هتل- خريدهای انجام شده با کارت اعتباری


Uncovered:
نام ديگری برای پوزيشن باز


Under-Valuation:
کم ارزش گذاری ،برآورد کم- نرخ يک ارز معمولا زمانی کم ارزش گذاری شده تلقی ميگردد که کمتراز برابری قدرت خريدش باشد


Unit Labor Cost:
هزينه واحد کار-هزينه حقوق و مزايای پرداختی به نيروی کار برای هر واحد محصول توليد شده که از تقسيم هزينه نيروی کار بر ميزان توليد به دست می آيد


Unrealized Gain/Loss:
سود/زيان تحقق نيافته-سود يا زيان يک معامله_پوزيشن های باز يک معامله گر-بر حسب نرخ های جاری بازار.اين سود و زيان را کارگزار -بروکر- تعيين می کند.زمانی که پوزيشن ها بسته شوند سود يا زيان تحقق نيافته تبديل به سود يا زيان واقعی و تحقق يافته می شود


Unsecured Loan:
وام بی وثيقه-وامی که برای آن هيچ وثيقه ای گرفته نشده و تنها پشتوانه پرداخت آن درستی و امانت وام گيرنده است


Up tick:
مظنه بالاتر

مظنۀ جديدی برای نرخ يک ارز که بيشتر از مظنه قبل است


Uptick Rule:
قانون مظنۀ بالاتر

از قوانين تجاری امريکا که بر طبق آن امکان ندارد معامله گری بتواند اوراق بهاداری راکه متعلق به او نیست به اميد کاهش قيمت و خريد مجدد آن و کسب سود ،به فروش رساند مگر اينکه آخرين قيمت اعلام شده برای سند مالی مذکور کمتر از آن قيمتی باشد که معامله گر قصد دارد به آن قيمت آن را به صورت فوق به فروش برساند


USDX=U.S. Dollar Index:
شاخص دلار-شاخصی که ارزش دلار را در برابر سبدی متشکل از ارزهای عمده بازار اندازه گيری می کند. يورو،ين ژاپن،دلارکانادا، پوند انگليس،کرون نروژ و فرانک سوئيس در حال حاضر شش ارز عمده تشکيل دهنده سبد مذکور هستند


Useable Margin:
مارجين قابل استفاده-مقدار پول موجود در حساب که می توان از آن برای انجام معامله بازارمبادلات ارزی استفاده کرد

v

Value added tax:
ماليات بر ارزش افزوده-مالياتی که بر هر مرحله صنعت و توزيع وضع میشودو اساس آن ميزان ارزشی است که در هر مرحله به قيمت افزوده می شود


Value Date:
تاريخ سر رسيد يک قرار داد ارز خارجي که در آن تاريخ ، دو ارز مبادله مي شوند در معاملات نقدي اين تاريخ معمولا ً دو روز کاري پس از تاريخ معامله است.در مورد دلار کانادا اين زمان «يک» روز است


Value Spot:
تسويه و پرداخت مبلغ معامله که دو روز پس از عقد قرارداد انجام می گيرد


Vanilla:
وانيل-معامله اختيار معمولی که به جز نوع سهام،تاريخ انقضاء و قيمت سهام شرايط ديگری نداردبرخلاف معاملات اختيار نامتعارف که شرايط اضافی هم دارند


Variation Margin:
مارجین اضافی- تقاضا برای مارجین اضافی که یک کارگزار در هنگامی که نوسانات بازار شدید است، درخواست می کند


VAT:
value added tax

ماليات بر ارزش افزوده-مالياتی که بر هر مرحله صنعت و توزيع وضع میشودو اساس آن ميزان ارزشی است که در هر مرحله به قيمت افزوده می شود


Vega:
میزان تغییرات یک قرارداد را برای توصیف دادن ناپایداری آن نشان میدهد


Velocity of Money:
سرعت گردش پول-از تقسيم درآمد سالانه ملی بر ذخيره پولی يا عرضه پول در آن سال حاصل می شود


Victoria Day:
روز ويکتوريا-اولين دوشنبه قبل از 25 ماه می که در کانادا تعطيل ملی است


Visible Trade Balance - UK:
تراز تجاری مرئی-از شاخص های اقتصادی انگليس که نشان دهنده اختلاف موجود ميان ميزان صادرات و واردات کالاهااست.تفاوت آن با تراز تجاری در اين است که تراز تجاری مرئی فقط اختصاص به کالا دارد و خدمات را شامل نمی شود


VIX:
شاخص ناپايداری بورس اختيار معامله شيکاگو


VOL - Volatility:
ناپايداری-اندازه آماری تغيير قيمت يک جفت ارزی در يک محدوده زمانی مشخص


Volatility:
ناپايداری-نوسانات قيمت اوراق بهادار،ارز و هر نوع دارايی ديگر در طی يک دوره زمانی معين.اندازه آن معمولاً با استفاده از انحراف معيار سالانه مربوط به تغييرات روزانه قيمت بدست می آيد


Volatility - VOL:
ناپايداری-اندازه آماری تغيير قيمت يک جفت ارزی در يک محدوده زمانی مشخص


Volatility Swap:
قرارداد آتی يا پيش فروشی که دارايی پايه آن ناپايداری يک محصول است

ابزار مالی که به معامله گر امکان میدهد بدون توجه به قيمت، فقط برروی ميزان ناپايداری يک سهام يا ...سرمايه گذاری کند.بنابراين همان طور که سرمايه گذاران با پيش بينی قيمت سهام به معامله می پردازند،سرمايه گذاران در اين نوع قرارداد نيز با پيش بينی ناپايداری دارايی پايه به معامله می پردازند


Vostro Account:
حساب وسترو-حسابی که بانک يک کشور برای يک بانک خارجی باز می کند.وسترو واژه لاتين به معنای "مال شما" است.از نظر بانک خارجی اين حساب ،يک حساب نوسترو است.نوسترو واژه لاتين به معنای " مال ما" است


Voting Stock:
سهام دارای رأی-سهامی که به دارنده خود حق رأی دراجلاس عمومی سالانه شرکت را می دهد

w

Wage drift:
ما به التفاوت ميان پايه حقوق و درآمدواقعی.درآمد واقعی عبارت است از پايه حقوق به اضافۀ سايردرآمدها مانند اضافه کاری و پاداش


Warrant:
حقي که يک شرکت به افراد ميدهدو به موجب آن فرد مي تواند تعداد معيني از سهام شرکت را با قيمت توافق شده در موعدي مقرر خريداري نمايد


Wash trade:
یک معامله تنظيم شده به نحوی که در آن نه ضرری وجود دارد نه سودی


wda:
برازش شده بر اساس روزهای کاری


Whipsaw:
از دست دادن پول در بازار ناپایدار به خاطر خرید سهام قبل از کاهش قیمت و فروختن آن قبل از افزایش قیمت


Wholesale inventories:
کالاهاي فروش نرفتهً بخش عمده فروشي


Wholesale Money:
پول عمده-پول کلانی که از بانک ها و مؤسسات مالی قرض گرفته شود نه از سرمايه گذاران کوچک


Wholesale Price Index:
شاخص بهای عمده فروشی- اين شاخص تغييرات حاصله در ميانگين قيمت 435 نوع کالا راکه در سطح عمده فروشی معامله می شوندنشان می دهد
اين شاخص نخستين باردر سال 1902 منتشر شد و تا سال 1978 که جای خود را به «شاخص بهای توليد کننده داد» يکی از مهمترين شاخص های اقتصادی بشمار می رفت


Wire Transfer:
انتقال وجوه به صورت الکترونيکی که معمولآ برای مبالغ کلان بکار می رود


Work Force:
نيروی کار-تعداد کل افرادی که در يک کشور يا يک منطقه به کار اشتغال دارند يا در جستجوی کار هستند


Working day:
روز کاری

World Bank:
بانک جهانی

بانکی متشکل از کشور های عضو صندوق بين المللی پول که هدفش کمک به توسعه و عمران اين کشورها می باشد و اين کار را بااعطای وام به آنها انجام می دهد


Write Down:
کاهش ارزش دفتری-پايين آوردن ارزش دفتری يک دارايی


Writer:
فروشنده قرارداد اختيار معامله


WTO:
World Trade Organization
سازمان تجارت جهانی


x

XAG:
نرخ مبادله نقره


XAU:
نرخ مبادله طلا

y

Yard:
اصطلاحي که در صنعت ارز به کار ميرود و به معني «ميليارد» است


Year To Date - YTD:
از ابتدای سال جاری تا امروز-از اول ژانويه سال جاری تا امروز


Yield:
بازدهی-سود سالانه حاصل از يک سرمايه گذاری که معمولآ به صورت درصدی از کل مبلغ سرمايه گذاری شده بيان می شود


Yield Curve:
منحنی سود،منحنی بازده

نمودار نشان دهندۀ تغييرات ميزان بازده بر اساس تاريخ سررسيدسند مالی .اين نمودار که اساسا برای معاملات اوراق قرضه ايجاد شده اکنون برای همه انواع اوراق بهادار بکار می رود

رابطه بين نرخ بهره و زمان سررسيد اوراق بهادار که به صورت نمودار نمايش داده می شود. منحنی بازده اوراق خزانه داری امريکا از مهم ترين منحنی های بازده هستند

z

Z-Certificate:
گواهينامه زد
گواهينامه ای که بانک انگليس برای مؤسسات تنزيل صادر می کند تا بتوانند در معاملات اوراق بهادار درجه يک کوتاه مدت فعاليت کنند


Zero Coupon Bond:
اسناد قرضه بدون بهره-اين اسناد باقيمتي بسيار نازلتر از قيمت اصلي واگذار ميشودو گرچه در طي دوره دوام آن بهره اي به آن تعلق نميگيرد ولي در موعد سر رسيد آن که بيشتر از 10 سال است ،دارنده سهام چندين برابر قيمت خريد وجه دريافت مي کند


ZEW:
سرواژه به زبان آلماني به معناي مرکز تحقيقات اقتصادي اروپا

اين موسسه آلمانی هر ماه با نظرسنجی از کارشناسان اقتصادی در سرتاسر اروپا برآوردی از وضعيت کنونی اقتصاد آلمان و تخمينی از رشد آتی اقتصاد در اين کشور تهيه می نمايد


ZEW Indicator of Economic Sentiment:
شاخص وضعيت اقتصادی زد ايی دبليو- پيش بينی کوتاه مدتی از وضعيت اقتصادی آلمان که طی آن مرکز تحقيقات اقتصادی اروپا يا زد ايی دبليو از کارشناسان اقتصادی می خواهد تا يک ارزيابی کيفی ازوضعيت تورم،نرخ بهره،نرخ ارز و بازار سهام ارائه دهند


ZEW Survey - Euro Zone:
ارزيابی موسسه مرکز تحقيقات اقتصادی اروپا

اين موسسه هر ماه با نظرسنجی از کارشناسان اقتصادی در سرتاسر اروپا برآوردی از وضعيت کنونی اقتصاد آلمان و تخمينی از رشد آتی اقتصاد در اين کشور تهيه می نمايد