هفت حقیقت درباره طلا

 

هفت حقیقت مهم که باید در باره طلا بدانید

طلا یکی از معروفترین دارائی ها در جهان است که با این وجود ماهیت آن از نقطه نظر سرمایه گزاری بسیار در پرده ابهام باقی مانده است و بسیاری روی آن شناخت درستی ندارند. دلائل متعددی برای این حقیقت قابل ذکر است ولی مهمترین دلیل آن دولت هائی هستند که ذخائر بزرگی از طلا را قبضه کرده، به آن مالیات بسته، علیه آن تبلیغ کرده و حتی ممنوعیت یا محدودیت معامله به آن اعمال کرده اند.

بر خلاف کالائی مانند نفت که کشورهای صادر کننده آن به طور منظم گرد هم جمع شده و نسبت به حفظ ارزش و بالا بردن قیمت آن با هم مشورت می کنند، طلا هیچ مدافعی ندارد. حدود هفتاد درصد طلای جهان در کشور آفریقای جنوبی تولید می شود بدون اینکه خیلیها از این مطلب حتی اطلاع داشته باشند. آفریقای جنوبی که از مستعمرات سابق انگلستان و تا به امروز هنوز هم تحت نفوذ آن است هیچ فعالیت یا صحبتی در مورد این ثروت اصلی خود نمی کند و عجیب نیست که با وجود بزرگترین بورس طلای دنیا در شیکاگوی آمریکا (که بزرگترین اقتصاد جهان است) مرکز اصلی خرید و فروش طلای جهان شهر لندن است! طلا نه فقط مدافعی ندارد بلکه همواره از طرف دولت های بزرگ سرمایه دار و بانک های مرکزی آنها به اشکال مختلف کم اهمیت جلوه داده شده (خودشان بزرگترین جمع کنند گان طلا هستند) و به بهانه های مختلف که اصولا به طلا ارتباطی ندارد، مثل مسئول بودن در ترویج قمار (اشاره به تریدر های طلاست) و در نتیجه مانع شدن سرمایه گزاران از سرمایه گزاری در اقتصاد کشورها و یا رکود اقتصادی بزرگ اول قرن بیستم اصولا بد جلوه داده شده است.

 


 

 

در یک کلام دست اندر کاران اقتصاد کشورهای بزرگ سرمایه داری به جای بررسی عوامل واقعی مشکلات اقتصادی در جهان فقط سعی در توجیه مشکلات اقتصادی دارند و به ابزار های سرمایه گزاری مهمی مثل طلا کمتر اشاره می کنند.

با وجود چنین شرائط نا مساعدی قیمت طلا در جهان رو به افزایش است. اگر چنین اطلاع رسانی های غلط و یا نیمه درست را درباره طلا کنار بگذاریم واضح است که طلا به عنوان یک ابزار سرمایه گزاری نقش بسیار مهمی دارد. ولی چرا؟

دلیلش اینست که طلا مفید است و به همین علت ارزش دارد. چرا می گوئیم مفید است؟

یک) طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است.

طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است زیرا تنها کالائی است که بیشتر برای اندوختن تولید می شود تا برای مصرف. همه کالاهای دیگر تولید می شوند برای اینکه مصرف شوند. می توان به جرات گفت که همه طلائی که در طول تاریخ تولید شده روی سطح زمین و در خزانه های دولتها و بانکها، گاوصندوق های طلا فروشان و صندوقچه های خانم ها انبار شده است!

فراموش نکنید که طلا یک عنصر کمیاب است.

همه طلای موجود روی سطح کره زمین حدود 155 هزار تن است که اگر همه آن را یکجا انبار کنند حجم آن کمتر از 3.5 استخر استاندارد می باشد و جالب است بدانید که تولید آهن یک روز جهان معدل بیست برابر کل طلای تولید شده در طول تاریخ است!

دو) عرضه طلا در جهان مساوی با حجم طلای موجود روی سطح کره زمین است.

طلا چون انبار می شود و نه مصرف، و استخراج آن بسیار کند می باشد، عرضه آن در واقع همان ذخیره موجود است. این حقیقت مبانی تحلیل قیمت آن را به طور بنیادی مختلف ساخته است.

البته قیمت طلا به عرضه و تقاضای آن مسلما بستگی دارد ولی عرضه آن استخراجش (که حدودا 1.7 درصد به حجم طلای روی سطح زمین می افزاید) نیست بلکه موجودی آن است. نه تنها تولید کند آن علت این واقعیت است بلکه این مطلب نیز که یک گرم طلائی که امروز استخراج می شود با یک گرم طلائی که چند هزار سال قبل توسط قوم اینکا در پرو استخراج شده بود دارای یک ارزش می باشند. (صرف نظر از مسئله عتیقه بودن)

به طور خلاصه تولید و استخراج طلا بسیار کند و در نتیجه عرضه آن تقریبا ثابت است. پس عامل بنیادی موثر بر قیمت آن در واقع تقاضا می باشد. فراموش نکنیم که جمعیت جهان با سرعتی زیاد و شتابدار رو به افزایش است و نیمی از آن خانم ها هستند!

اگرچه بعضا گفته می شود که تقاضا برای طلا عمدتا از سوی طلا سازان است ولی این باور چندان دقیق نیست. همانطور که یک خیابان با آسفالت خیس دلیل بر بارش باران نیست قیمت طلا هم متکی به تقاضای طلا سازان و طلا فروشان نمی باشد. نکته مهم شکلی که به طلا میدهند نیست بلکه انبار شدن آنست. بیشتر طلای زینتی از خلوص بالا برخوردار است زیرا آنرا بیشتر به دلیل ارزشش می خرند تا به عنوان زیور.

به همین علت قیمت طلا (یا دقیق تر بگوئیم این پول) به ارزش مالی آن و قدرت بی نظیرش در تبدیل شدن به هر پولی وابسته است که اغلب باز هم به اشتباه به آن تقاضا از سود سرمایه گزاران اطلاق شده است. با توجه به حقایق فوق می توان گفت که حدود 80 در صد طلای جهان به علت قابلیت بی نظیر تبدیلش به پول نگهداری می شود و نه به عنوان زیور آلات و یا دلائل دیگر.

سه) طلا پول است.

این مطبلی است که نیاز به توضیح بیشتری ندارد ولی گزاف نیست اگر بگوئیم که طلا در زمانه ما حتی از پول هم بهتر است. دلائل مختلفی را برای این امر می توان ذکر کرد از جمله اینکه طلا را دولت ها نمی توانند مانند اسکناس چاپ کرده و از ارزش آن بکاهند. دلیل دیگر آن حجم عظیم بدهی های کشور های بزرگ (آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است) و پنهان کاری های این دولت ها با استفاده از قرارداد های مالی پیچیده است که بر ارزش واقعی ارز این کشور ها موثر است و ما قدرت و اطلاعات کافی برای آگاهی از چنین مسائلی نداریم در حالی که طلا از چنین بازی های مالی مبرا است. شاید بتوان گفت که طلا تنها "پول سالم" دنیا است.

چهار) طلا جانشین شایسته دلار آمریکاست.

دلار آمریکا ثابت کرده است که پول قابل اعتمادی نیست و در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان ذخیره ارزی اصلی در جهان می باشد. دلار های جدیدی که چاپ می شوند صرف پرداخت بدهی های نجومی آمریکا و تسکین کسری عظیم بودجه و تراز واردات و صادرات و سایر کسری های عمومی و خصوصی دیگر این بزرگترین اقتصاد مواجه با مشکلات عدیده دنیا می شوند. همین مطلب باعث افت قدرت خرید پول (یکی از آنها دلار آمریکا) شده که دلیل دیگری برای برتری طلا بر پول و بخصوص دلار آمریکا است.

زمانی که می گفتند "دلار آمریکا به خوبی طلا است" سپری شده است. قبل از سال 1971 ارزش دلار بر اساس واحد وزن طلا بود که به آن "نظام استاندارد طلا" می گفتند. تحت این نظام، دلار و طلا با نسبت ثابتی قابل تبدیل به یکدیگر بودند. ولی این نظام در آگوست 1971 پایان یافت. اگر با همان نظام به ارزش دلار بنگریم، از آن تاریخ تا کنون دلار بیش از 90% قدرت خرید خود را از دست داده است.

با این وجود دلار هنوز به عنوان متداولترین ارز معامله می شود. علت این امر هم همان نیروهائی هستند که سعی در برگرداندن اذهان عمومی از ارزش طلا دارند. تبلیغات فدرال رزرو آمریکا به نفع دلار و بر ضد طلا با هدف نجات دلار و و معرفی آن به عنوان یک ارز قابل اعتماد است. در نتیجه باید گفت که بر خلاف زمانی که نظام استاندارد طلا بر دلار حاکم بود و این دو عملا یکی بودند، امروز رقیب یکدیگر محسوب می شوند. در حقیقت طلا بزرگترین رقیب دلار است. این دو بر سر مشتریان خود که سرمایه شان را به یکی از این دو فرم نگهداری می کنند با هم رقابت می کنند و این تقاضا برای طلا و دلار است که نرخ تبدیل این دو به یکدیگر یا همان چیزی که ما "قیمت طلا" می نامیم را تعیین می کند.

افزایش گاه به گاه نرخ بهره دلار نیز با هدف جذابتر کردن آن برای سرمایه گزار و تقویت آن در رقابت با طلا است. ولی دقت کنید که این "نرخ بهره حقیقی" است که اهمیت دارد. نرخ بهره حقیقی یک پول بعد از محاسبه تورم (از ارزش افتادن آن) و اعمال این تعدیل بر نرخ بهره به دست می آید. مثلا اگر نرخ بهره یک پول 15 % در سال باشد و نرخ تورم 20% در این صورت با نگهداری سرمایه خود به فرم این ارز، نه تنها سود نکرده بلکه بخشی از سرمایه خود را هم از دست داده اید! درست است که در پایان سال 15% به پولتان اضافه شده (که احتمالا این بهره را ماهانه دریافت کرده و خرج کرده اید) ولی ارزش و قدرت خرید پولی که در بانک گذاشته اید 20% کمتر شده است که از سود دریافت شده بزرگتر است. در هنگامی که فدرال رزرو نرخ بهره دلار را به هر دلیل ثابت نگه می دارد و یا آنرا کاهش می دهد، انتظار رشد قیمت طلا را داشته باشید.

پنج) طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند.

این حرف که طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند درست معادل آنست که بگوئیم دلار قدرت خرید خود را از دست می دهد. این مطلب به طور عمومی برای همه پولهای جهان صادق است. بهترین راه درک این حرف مقایسه قیمت کالاها بر حسب مبادله آنها با دلار و طلا است. به نمودار زیر دقت فرمائید.

بروکر

این چارت قیمت یک بشکه نفت خام را بر حسب دلار و بر حسب یک گرم طلا از سال 1945 تا سال 2007 را با هم مقایسه کرده است. در طول این مدت قیمت نفت خام در برابر دلار بیش از 6.5 برابر شده در حالی که بر حسب یک گرم طلا تقریبا ثابت مانده است!

شش) قیمت طلا را مارکت (بازار) تعیین می کند.

قیمت طلا از ارزش آن برای سرمایه گزاری منشا می گیرد نه از بانک های مرکزی. قیمت طلا در بازار تعیین می شود علیرغم تاثیر هائی که بانک های مرکزی می توانند برای مدتی کوتاه روی آن داشته باشند. فدرال رزرو و بانک مرکزی آمریکا آنچه را می خواهند شما بشنوید به شما می گویند و نه واقعیت را. آنها سعی دارند شما را بر این باور غلط نگه دارند که قیمت طلا تحت کنترل آنان است تا دلار را قوی نگه دارند. ولی واقعیت چیز دیگری است. قیمت طلا در بازار تعیین می شود، درست مثل قیمت یک تابلوی کمال الملک و یا قیمت قرص نان.

بانک های مرکزی غرب در قیمت طلا مانند قیمت هر چیز دیگر مداخله می کنند. دلیل مداخله آنان در قیمت طلا ساده است. با پائین نگه داشتن قیمت طلا سعی در تقویت دلار دارند. با این کار آنان سعی دارند بر این باور دامن بزنند که دلار کماکان بهترین ذخیره ارزی جهان است در حالی که اینطور نیست.

قیمت طلا نشانگر میزان کنترل مناسب و یا غیر صحیح اقتصاد آمریکا و میزان تورم است. سعی در پائین نگه داشتن مصنوعی قیمت طلا در جهت خوشنود نمودن سیاستمداران آمریکا و با هزینه پرداخت کنندگان مالیات (مردم آمریکا) است.

گفتیم که بانک مرکزی آمریکا و فدرال رزرو می توانند در قیمت طلا به طور مصنوعی مداخله کنند ولی قدرت مداخله آنها رو به کاهش است. بانک های مرکزی غرب مجبور بوده اند برای جبران کسری بودجه مقادیر قابل توجهی از طلای موجود در خزانه های خود را به فروش برسانند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، حدود 68% طلای جهان در خزانه های بانک های مرکزی انبار بود. امروز این عدد در حدود 10% است.

با در دست داشتن مقدار کمتری طلا قدرت کنترل بانک های مرکزی کاهش یافته است و آنها دیگر قدرت سابق خود را برای اعمال کنترل روی قیمت طلا به تدریج در حال کاهش دیده اند.

هفت) قیمت طلا در دراز مدت افزایش خواهد یافت.

قیمت طلا از سال 2001 مجددا شروع به افزایش چشمگیر کرده است و هر چه کشورهای غرب بیشتر با مشکلات اقتصادی مواجه می شوند قیمت آن بالاتر هم خواهد رفت. چقدر بالاتر؟ هیچکس نمی توند جواب دقیق و 100% درستی به این سوال بدهد. زیرا در بازار مالی نیز همانند دنیای ذرات بنیادی در فیزیک اصل عدم قطعیت حاکم است.

یکی از صاحبنظران در مورد قیمت طلا در مصاحبه ای که در سال 2003 ثبت شده است قیمت طلا را در مدت 10 الی 12 سال رسیدن به 8000$ پیشبینی کرده بود. ایشان امروز می گویند: قبل از آنکه این قیمت را غیر قابل تصور بخوانید به ابن مطلب توجه کنید کالائی که در دهه 70 با یک دلار می توانستید بخرید در این دهه باید 10$ برای آن بپردازید و قیمت طلا از دهه 70 تا دهه 80 از از 35$ به 800$ رسید. من اعتقاد دارم که گذشته خود را تکرار می کند و با توجه به تورم 10 برابری که در مورد دلار اتفاق افتاده است، یک محاسبه ریاضی ساده رشد قیمت طلا در عرض چند سال آینده به 8000$ را کاملا محتمل به شما نشان خواهد داد.

این احتمال که طلا حتی به چنین برابری برسد با توجه به تورم شدید در جهان و از ارزش افتادن دلار وجود دارد. هرگز قدرت بانک های مرکزی در کاهش ارزش یک ارز با چاپ اسکناس را دست کم نگیرید. به عبارت دیگر این طلا نیست که گران می شود. به نمودار بالا یکبار دیگر نگاه کنید. طلا همانقدر نفت می تواند بخرد که 60 سال پیش می توانست. این پول است که در حال از دست دادن ارزش خود است.

نتیجه گیری

این مقاله دو هدف اصلی را دنبال کرد. یکی نشان دادن منطق خرید و نگهداری طلا به عنوان سرمایه و دیگری تشویق شما به تحلیل و بررسی حرکت قیمت آن با منطق و به دلیل ارزش آن به عنوان یک سرمایه گزاری مطمئن و نه از روی احساسات بود. در دنیای امروز ما همه چیز آنطور که در نظر اول ممکن است به نظر بیاید نیست. طلا یک مثال بارز آنست که در چند دهه اخیر به درستی از سوی عموم ارزیابی نشده است. ممکن است سرمایه گزاری و خرید و فروش طلا برای همگان مناسب نباشد ولی نگاهی به واقعیات هرگز ضرر ندارد. هفت حقیقت بالا را در نظر داشته باشید تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید که آیا سرمایه گزاری در طلا برای شما مناسب است یا خیر.

 

ترجمه و تدوین: مدیریت شرکت

از مقاله اصلی نوشته شده توسط جیمز تورک

Main Image: